
در حاشیه فروش آنلاین بلیط کنسرت عارف
1 - پس از سه سال، کنسرت گروه عارف از هفت الی ده آذر [سال جاری] در تالار وزارت کشور به مدت چهار روز برگزار شد. همچنانکه هر کنسرتی با توجه به زنده بودن اجرای آن، بی نقص نیست، کنسرت گروه عارف به لحاظ محتوایی و فنی کم نقص نبود. به ویژه عارف که همواره مدعی کلام اولین و آخرین در موسیقی است. زیرا بزرگان عارف بر این اعتقاد هستند که ما چیزی خواهیم آورد که چشم و دل را بربیانگیزاند! اما پس از اجرای عارف، چیزی جز افول در کار آن ندیدیم (معلوم نیست که این چه خودشیفتگی است که به جان موسیقی ما رخنه کرده که همه مدعی کلام اعظم، کلام آخر، صدای آسمانی و قدسی در موسیقی هستند، در حالیکه از پس کوک ساده ساز خویش هم بر نمیآیند). البته بجا است که به نقد محتوایی و فنی این اجرای گروه بپردازیم، اما مسائل حاشیهای پیدا و پنهان عارف به حدی است که به جای نقد محتوایی و گزارش صرف، پرداختن به همین مسائل حاشیهای تبدیل شده به متن، بسی ضروری مینماید. باری متأسفانه بسیاری از مسائل و مصائب حاشیهای در موسیقی ایران (که عارف به زعم خود بر صدر آن نشسته) تبدیل به متن و ذاتی فرهنگ موسیقی ایران شده است.
2 - گروه عارف قریب به دو دهه یکی از جریانساز و تأثیرگذارترین ارکسترها در موسیقی ایرانی بوده است؛ عارف هم جریانساز اجتماعی و هم جریانساز در عرصه موسیقی بوده است. عمده گروههای تأثیرگذر تشکیل شده در پس از انقلاب به طور عمده برخواسته یا تأثیریافته از بینش، روش و منش عارف بودهاند. عارف در دورانهایی الگوهایی در عرصه موسیقی معرفی کرده که همواره دستآویز و درسآموز جریانهای موسیقی شده است. در کنسرت و اجرای متأخر عارف گرچه بداعت و خلاقیت چندانی در آهنگسازی و ارکستراسیون دیده نشد. اما دارای ایده و الگویی در زمینه فرایند فروش بلیط بود که سالیان سال میتوانست، خدمت و جهتی در راستای فرایند برگزاری یک کنسرت در موسیقی ایران باشد. اما دستهای پیدا و پنهانی در کار بوده و است که مانع از بهبودی این شرایط در موسیقی است.
3 – 1 - ایده و طرحی که عارف در زمینه فرایند فروش بلیط کنسرت داشت، فروش اینترنتی و آنلاین بلیط بود. گفتنی است که فرایند اینترنتی برگزاری یک کنسرت به طور معمول در اروپا و آمریکا، تنها به فروش بلیط منتهی نمیشود. بلکه همانطور که خواهد آمد دارای مؤلفههایی است که برگزاری یک کنسرت را سهل و آسان میکند. چیزی که به عنوان فروش آنلاین بلیط در ایران اتفاق افتاده، تنها بخشی از فرایند اینترنتی برگزاری یک کنسرت در اروپا و آمریکا است. البته این فرایند تنها در اروپا و آمریکا اجرا نشده، بلکه در کشورهایی مانند مالزی، امارات و غیره نیز در حال اجرا و نیز موفقیتآمیز است. در ایران همانطورکه گفته شد مانند بسیاری از الگوگیریهای منقطع دیگر، تنها بخشی از آن فرایند مورد استفاده قرار گرفت. شاید نخستین بار در چهار سال پیش در کنسرت «همنوا با بم» محمدرضا شجریان بود که وی برگزاری این کنسرت را متضمن فروش منطقی و آنلاین بلیط دانست. البته شجریان هم چیزی از فروش آنلاین شنیده بود، اما نه ابزار و نه سازوکار این فرایند را به خوبی میشناخت. به همین واسطه در آن اجرا و اجراهای سالهای بعدی خود در این عرصه به هیچوجه موفق نبود. زیرا همانطورکه گفته شد ابزارهای در اختیار وی بسیار ضعیف بود. نمونه بارز آن سایت دل آواز؛ وی سایت دل آواز را مرکز فروش اینترنتی بلیط کرده بود. در حالیکه این سایت به واسطه طراحی سنگین و دیگر مشکلات، به طور عادی به سختی بالا میآید، چه رسد به اینکه بخواهد صد بازدید کننده را در یک دقیقه پاسخگو باشد! ضمن اینکه فروش اینترنتی بلیط متضمن هاستی قوی و پر سرعت است. این تجربه نامناسب، موجبات به وجودآمدن نهاد و یا نهادهایی در موسیقی شد که گویا تنها متولی برگزاری و فروش کنسرت در ایران هستند.
یکی از ویژگیهای مراحل پیشین کنسرت به صورت اینترنتی و به طور اخص فروش اینترنتی بلیط، حذف واسطههای حقیقی و به ویژه حذف بازار سیاه است. اما عدهای نه تنها این واسطهها را حذف که در جهت حفظ آن قدم بر میدارند.
3 - 2 - اما همانطور که گفته شد، مراحل پیشین برگزاری کنسرت به صورت اینترنتی دارای مؤلفههایی است. این مؤلفهها تنها درفروش آنلاین خاتمه پیدا نمیکند؛ اعلام برنامههای کنسرت مذبور، معرفی اعضای ارکستر، چگونگی ارتباط با اعضاء، رهبر و مسئولان برگزاری کنسرت، دیسکوگرافی، سابقه و تاریخچه ارکستر، اعلام زمان برگزاری کنسرت، نشان دادن محل برگزاری کنسرت، چگونگی امکان تهیه اغذیه و استفاده از امکانات حمل و نقل برای ورود و خروج از محل کنسرت، از همه مهمتر نشان دادن نقشه سالن کنسرت و زاویه دید مواضع مختلف سالن جهت انتخاب صندلی مناسب و رزرو آن مکان، امکاناتی است که این شرایط مهیا میکند. فراهم آوری این شرایط در ایران چندان هم مشکل نیست. زیرا ابزار آن در ایران به بهترین نحو وجود دارد. در حال حاضر فروشگاهها و سوپر مارکتهای دست چندم در ایران هم ازامکانات اینترنتی بهره میجویند. میماند تبلیغ، آگاهیسازی، زمینهسازی و هموارسازی و به ویژه نهادینه کردن این شرایط که چندان هم غیر قابل تصور نیست.
4 – پیادهسازی این شرایط به قدری امکان برگزاری یک کنسرت سالم را مهیا میکند که بسیاری از مشکلات ریز و درشت در برگزاری کنسرت خود به خود رفع میشود. اما دستهای پیدا و پنهانی درموسیقی ایرانی در جریان است که نمیخواهد فرایند برگزاری یک کنسرت به شکل ضابطهمند و منطقی برگزار شود و همواره میخواهد بسان اینکه تمام راهها به رم ختم میشود، تمام راهها به خود ختم شود. نمونه آن برگزاری کنسرت عارف در آذرماه سال جاری بود. در این کنسرت رهبر و سرپرست آن عزم آن داشت که از تولیگری خانه موسیقی بکاهد و عنان امور را خود بر عهده گیرد، اما در نهایت سر به دامن خانه موسیقی نهاد و به خانه موسیقی ختم شد. نکته قابل توجه اینکه عارف گروهی است که همواره بیرون از گود نهادهای دولتی و نهادهای شبه دولتی (مانند خانه موسیقی)، و حتی در برهههایی منتقد و معترض جریانهای دولتی پیش و پس از انقلاب بوده است. گروه عارف همواره نهادی خودبنیاد و جریانساز بوده است. از قضا شکلگیری حلقه متخصص انفورماتیک در حاشیه برگزاری عارف نیز بیانگر همین مسئله بود. اما بیتدبیری و بیدرایتی عارف، حاشیههایی برجای گذاشت که البته چند سالی است، در موسیقی ایران سابقه و ریشه داشته است.
5 – گروه عارف قرار بود در برگزاری کنسرت خود بلیطهای خود را از طریق اینترنت عرضه کند. گروهی متشکل از کارشناسان عرصه اینترنت قصد برگزاری سالم کنسرت را داشتند. بسیاری از موارد تخصصی مانند نشان دادن نقشه دقیق سالن جهت انتخاب صندلی مورد نیاز، در سایت لحاظ شده بود که نشان از تخصصی عمل کردن این تیم بود. این نقشه یک ویژگی داشت که قریب به 30 – 40 صندلی که پیشتر مورد استفاده قرار نگرفته را در نقشه گنجاند- معلوم نیست این صندلیهای مورد استفاده قرار نگرفته، پیشتر به چه منظور استفاده میشد! مسئولان تالار وزارت کشور این 30 – 40 صندلی را به نزدیکان خود جهت بهرهبری از برنامههای متنوع تالار میدادند؟ یا نهاد دیگری باید پاسخگوی این چند صندلی مشکوک باشد؟
نمایاندن نقشه دارای ویژگیهای مهندسی است که حتماً مهندسان برگزاری کنسرت به آن باید توجه داشته باشند. نمایندن نقشه سایت نخستین بار در کنسرت عارف مورد توجه قرار گرفت که باید از مسئولان عارف قدردان بود. بگذریم.
بهرغم رویکرد مثبت سرپرست و رهبر گروه عارف در فروش اینترنتی بلیط کنسرت، اما رویکرد دیگری منتسب به خانه موسیقی و مدیریت آن بود که چندان موافق فروش اینترنتی بلیط نبود. زیرا احتمالاً موجب فروکاهی و حذف اختیارات واسطه و متولیان پایدار فروش واقعی بلیط میشد! البته پیشتر خانه موسیقی و سایت کم امکاناتش سیاست فروش اینترنتی را پی میگرفت. اما به نظر میرسد، چون عارف خود به تنهایی و به صورت خودکار اقدام به این عمل کرد، خانه موسیقی برآشفته شود و مدیریت آن بیسوادی مردم ایران را بهانه کند (معلوم نیست مردم ایران کجاها فهیم و کجا بیسواد قلمداد میشوند). کار بدانجا کشید که در روز کنفرانس مطبوعاتی عارف با حضور خواننده، سهتار نواز و رهبر عارف و نیز مسئول فروش اینترنتی کنسرت عارف، زمانی که خبرنگاری از اقدام فروش اینترنتی در ایران معترض بود، هیچ واکنشی از سوی عدهای از اعضای عارف دیده نشد (غیر از مشکاتیان و مسئول اینترنتی) حتی به گفته روزنامهنگاری همان عده مسکوت عارف در مقابل اعتراض خبرنگار، در حاشیه این کنسرت یک صدا با خبرنگار معترض، فروش اینترنتی بلیط را بیسرانجام دانستند. برخی از اعضای خانه موسیقی و اعضای گروه عارف معلوم نبود از کجا میدانستند که فروش اینترنتی سرانجام ندارد و پس از پایان کنسرت و فروش بلیطها، باز به سخن نخستین خود پای می فشردند!
بهرغم اینکه خانه موسیقی قرار نبود، اصلاً مداخله داشته باشد و یا به فروش بلیط بپردازد، یک آن فروش بلیط را بر دست گرفت. حتی مانند ناظران انتخاباتی بر روی انتقال بلیطها از تیم فروش اینترنتی به کانون عارف (کانون عارف ربطی به گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان ندارد- اشتراک اسمی است) نظارت داشتند. از همه مهمتر این که یک آن خانه موسیقی متولی و متصدی فروش بلیط شد.
اما نکته مهمتر اینکه خانه موسیقی و کانون عارف در کار تیم فروش اینترنتی مداخله و سنگاندازی میکرد. با توجه به اینکه گویا تیم فروش اینترنتی طبقهای از ساختمان کانون عارف را برای عرضه بلیطها به خریداران فروش اینترنتی انتخاب کرده بودند، اما از همان زمان شروع کار این تیم، تا لحظه آخر، با سنگاندازی کانون عارف مواجه میشدند. به گفته برخی از خریداران بلیط اینترنتی، وقتی آنها برای اخذ بلیط خود به کانون عارف رجوع میکردند، با بیاطلاعی اعضای کانون عارف مواجه میشدند، تا جاییکه از مسئولان کانون میشنیدند که فروش اینترنتی دیگر وجود ندارد! مگر فروش اینترنتی دیگر وجود دارد! با توجه به اینکه برخی از خریداران، هزینه بلیط را پیشتر متقبل شده بودند، کانون عارفیان با اعتراض و کنجکاوی آنان مواجه میشدند که در نهایت مسئولان میگفتند که حال بروید طبقه بالا شاید کسی پاسخگو باشد! نکته قابل توجه، وقتی چنین رویکردی در خانه موسیقی و کانون عارف وجود داشته و دارد، معلوم است که فروش اینتنرتی بلیط سرانجامی نخواهد داشت و البته این طیف از قبل هم پیشبینی چنین سرانجامی را هم میکردند! حتی برخی از آنها خارج از تحدید به تهدید تیم اینترنتی نیز میپرداختند.
ضمن اینکه خانه موسیقی هر اتفاقی را در پیش راه کنسرت، بر گردن فروش آنلاین انداخت- کاری که خود مشکاتیان تحتتأثیر خواننده گروه خود، در پایان کنسرت در گفتوگویی رسانهای انجام داد. در حالی که خانه موسیقی خود حجاب بزرگی بر سر این کنسرت بود.
معلوم نبود پرویز مشکاتیان به حمیدرضا نوربخش به عنوان یک خواننده عضو گروه، عضوی از عارف در خانه موسیقی، رئیس خانه موسیقی، مدیر برنامهریز کنسرت به عنوان چه مینگریست! اصلاً نقش نوربخش به غیر از خواننده بودن چه بود! معلوم نیست باید گریبان چه کسی را گرفت!
خانه موسیقی و اعضای آن غیر از سنگاندازی، چه اقدام مؤثری در هر چه خوب برگزاری این کنسرت داشتند؟
6 - اما سئوالی در اینجا مطرح میشود که با توجه به اینکه خانه موسیقی، متولی برگزاری کنسرتها در ایران شده است، اما معلوم نیست که خانه موسیقی باید بر فرایند برگزاری کنسرتها نظارت کن؟ مجری برگزاری کنسرتها باشد؟ به فروش اینترنتی بپردازد؟ آیا خانه موسیقی متولی تمامی کنسرتها است، یا اینکه برخی از کنسرتها را به طور سلیقهای برای نظارت بر میگزیند؟ زیرا از آنسو انجمن موسیقی یا حوزه هنری، نیز به برگزاری برخی از کنسرتها میپردازند! البته آنچنانکه از نوع برگزاری کنسرتهای خانه موسیقی بر میآید، خانه موسیقی تنها برگزارکننده کنسرتهای سنگین و سنتی نزدیک به تفکر خانه موسیقی است! گویا کنسرت موسیقی در ایران تنها در هیأت اساتید موسیقی تعریف میشود! تا جاییکه مدیریت خانه موسیقی برای برگزاری کنسرتهای عظیم، خود مدیریت اجرایی کنسرت را به عهده میگیرد – بنگرید به کنسرتهای استاد شجریان.
سئوالی که مطرح است چرا باید خانه موسیقی متولی برگزاری کنسرت در ایران باشد. چرا مسئولیت برگزاری کنسرتهای موسیقی را به آنها دادند. البته از یک جهت با توجه به نگاه باز برخی از اعضای اصلی خانه موسیقی برگزاری برخی از کنسرتها با موانع کمتری روبرو است. اما خانه موسیقی با توجه به رویکرد مونستیکی / انحصارگراینه که به موسیقی ایران دارد، موسیقی را تنها در چنبره چند موسیقیدان خاص میداند – که دیگر برگزاری کنسرت اساتید که نسبت به گذشته پر رونقتر شده، از افتخارات خانه موسیقی قلمداد میشود. از آن سو طبیعی است که خانه موسیقی چندان التفاتی به برگزاری دیگر کنسرتها ندارد.
مشکلی نیست که خانه موسیقی کلیت موسیقی کشور را به عهده بگیرد، اما چرا تنها به کنسرتهای درشت و با شکوه عنایت دارد؟ و کم یا اصلاً التفاتی به برگزاری کنسرتهای بی اهمیت ندارد. خانه موسیقی چقدر فضا را برای گروهای جوان ایرانی، کلاسیک و ... مهیا کرده است؟ مگر خانه موسیقی متعلق به کل جامعه موسیقی نیست!
7 - در برگزاری کنسرت گروه عارف سئوالهای بیشماری بیپاسخ مانده است، یکی اینکه ارتباط خانه موسیقی با کانون عارف چگونه است؟ دو تن از مسئولان عالیرتبه خانه موسیقی از جمله ریاست آن در کانون عارف مسئولیتی دارند. آیا کانون عارف شعبهای از خانه موسیقی است؟ دلیل نمیشود که هر عضو خانه موسیقی که با آموزشگاه یا کانونی همکاری دارد، آن کانون یا آموزشگاه را شعبهای از خانه موسیقی قرار دهد! به عنوان نمونه آقای ظریف دارای آموزشگاه موسیقی است، آیا این آموزشگاه به عنوان شعبهای از خانه موسیقی محسوب میشود!
8 - همچنان که گفته شد، فروش اینترنتی بلیط اکنون در اروپا و آمریکا و حتی امارات و کشورهای همجوار نه تنها جا افتاده که تبدیل به یک فرهنگ شده است. اصلاً قرار نبود تهیه اینترنتی بلیط توسط مرکز و مرجعی به فروش برسد. بلکه پرویز مشکاتیان و دیگر مسئولان عارف بنا داشتند که مانند بسیاری از جریانهای راه افتاده توسط عارف، این جریان یعنی فروش اینترنتی تبدیل به یک فرهنگ شود. اما گویا با تشدید و تقویت هرچه بیشتر باندهای مافیایی در موسیقی ایرانی ما قرار نیست که یک قدم به جلو بگذاریم. رئیس خانه موسیقی صریحاً فهم مردم را صوری قلمداد میکند که امکان ارتباط فعال را با اینترنت ندارند. وقتی مسئولی چنین درک و جمعبندی از فضای مجازی دارد، مشخص است که چه آیندهای بری موسیقی ایران متصور است.
حمیدرضا نوربخش در جایی عنوان کرده بود که تنها کنسرت محمدرضا شجریان است که در قلمرو فروش آنلاین مورد استقبال قرار میگیرد. درست است با توجه به هجمه تبلیغات طبیعی است که کنسرت شجریان بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد. اما سئوال این است که خانه موسیقی یا کانون عارف چند درصد تبلیغات برای شجریان صورت داد و چند در صد برای مشکاتیان! از همه مهمتر گویا دستهایی در کار بود که فروش آن لاین در مورد توجه قرار نگیرد، تا جایی که صدای مردم هم درآمد. گویا چیزی که ضابطهمند است: نوربخش و خانه موسیقیاش از آن گریزانند. بر این پندارند که فروش بلیط کنسرت مانند سنوات گذشته به شکل دستی – گیشهای مثمرثمر است، در حالی که فروش اینترنتی بسیار ضابطهمندتر است. چیزی که برخی از مسئولان خانه موسیقی از آن گریزانند، ضابطهمندی فروش بلیط است. گویا اگر فروش و برگزاری بلیط خصوصاً بخش مالی به طور ضابطهمند باشد، ضربهای به فرایند برگزاری کنسرت است. اگر خانه موسیقی و مسئولان آن ضابطهمند هستند حتماً میتوانند به این سئوال پاسخ دهند، با توجه به اینکه فروش بلیط از ابتدا توسط تیم اینترنتی صورت میگرفت، طبعاً بلیطها دست این تیم بود بعدها اصلاً خانه موسیقی مسئول فروش بلیط شد، آیا در حین انتقال بلیطها رسیدی هم امضاء میشد؟ اگر خانه موسیقی و مسئولش مدعی ضابطهمندی و سلامت هستند به ارائه این رسیدها بپردازند، تا سلامت برگزاری کنسرتها بیش از بیش اثبات شود!
البته در برگزاری این کنسرت شک و شبهات زیادی باقی ماند. به طور مثال با توجه به اینکه خانه موسیقی در برگزاری برخی از کنسرتها، بلیطهایی را در اختیار اعضای خانه موسیقی (به شکل رایگان) میگذارد، این دفعه گویا هر شب 150 بلیط را برای اعضا در نظر گرفته بود، اما برخی از این بلیطها سر از گیشه فروش بلیط درآورد. برخی از خریداران بلیط کنسرت، بلیطهایی در دست داشتند که در آن مهر خانه موسیقی حک شده بود، در حالیکه همانطور که گفته شد، بنا بود این بلیطها در اختیار اعضای خانه موسیقی قرار گیرد.
مدیر خانه موسیقی، زمانی یکی از نزدیکان محمدرضا شجریان بودهاند، ولی چه شده است که آن اعتماد پیشین شجریان نسبت به خانه موسیقی و شخص ایشان، کاسته شده است؟ این را باید از خود محمدرضا شجریان هم پرسید که چرا اعتمادش به خانه موسیقی کاسته شده است؟
9 - مشکاتیان تنها کسی است که در این شرایط بحرانی میتواند، به موسیقی ایران کمک کند؛ زیرا در نقطه پیکان حافظه موسیقی ایران است. در همین امسال بسیاری از همقطاران وی کنسرت دادند. اما چندان اجراها در خاطرهها نماند. اما بهرغم نقصانهای زیاد در اجرای کمی و کیفی کنسرت، اما مردم هنوز اعتماد خود را به ایشان قطع نکردند. خود مشکاتیان بهتر میداند که فضایی میخواهد که در آن ساز خود را کوک کند و بنوازد و همچنان آهنگ و تصنیف بیافریند (خود بارها به این موضع تأکید کرده است). اما شاید خود وی هم تأیید کند که مشکاتیان دهه 60 نیست. برخی از آهنگهای وی به زعم خود وی، متأسفانه در شرایط خوبی تصنیف نشده است و این شاید علل حاشیهای داشته باشد. از سویی میبینیم، برخی از جریانها مشکاتیان را به نفع خویش مصادره میکنند و استفادههایی از وی میبرند و وی هم علیرغم میل باطنی و یا متأسفانه ناآگاهی مجبور به تن دادن به سیاستهای آنان میشود. مشکاتیان بیش از بیش باید هوشیار باشد. البته خود ایشان در جایی وابستگی خود را به نهادهای مختلف تکذیب کرده است. اما تناقض در گفتار و کردار وی فراوان است. وی در گفتوگویی در پاسخ به این سئوال که آیا شما با شجریان همکاری میکنید گفتهاند: «این اتفاق به نظر من خواهد افتاد. اما تفکر کنسرت گروه در این دوره از مدتها پیش با نوربخش بود. یعنی از زمانی که خانه موسیقی ارتباط تنگاتنگتری با ارشاد پیدا کرد و وجود خود نوربخش که خواننده و موزیسین است و درد آشنااست و درد بچهها را شاید بهتر از آن مدیر میفهمد که مثلاً باستانشناسی خوانده و حالا مدیر یک جا شده است که البته از این دست اتفاقات زیاد داریم. این بود که نوربخش توانست با دو طرف ارتباط برقرا کند و در هیچ دوسالهای این قدر کنسرت در کشور برگزار نشده است... به هرحال بعد از انتخاب حمید برای خوانندگی در گروه از دانهدرشتهای موسیقی، گروه عارف آخرین گروهی است که دارد کنسرت میدهد و ایندوره با اجرای گروه عارف تمام میشود.» (مجله شهروند، شماره 27) از سخنان ایشان چنین بر میآید که استفاده از ایشان به واسطه جایگاه ایشان در خانه موسیقی است.
روی سخن دیگر با خانه موسیقی است. اگر خانه موسیقی و سازمانهای دیگر هم میخواهند روی پای خود بیاستند چه جای دامن زدن به این اساتید است. موسیقی ایرانی آنقدر به زعم حضرات وسیع است که تنها به این اساتید ختم نمیشود.