حدود هشت سال پیش که به آمریکا سفر کردم، تصمیم گرفتم که به جای مهندس و دکتر شدن، راه خود را در زمینه موسیقی ادامه دهم. البته این راه فرقی با هفت خان رستم ندارد، مخصوصا اگر بخواهید موسیقی ایرانی را پیشه کنیدو آن هم بدون عشق غیر ممکن است.
پس از مطالعه رشته های مختلف در دانشگاه های آمریکا متوجه شدم که برای مطالعه موسیقی ایرانی و ساز تخصصی ام سنتور، یا باید رشته اتنو میوزیکولوژی بخوانم یا موسیقی غربی. این راهیست که اصولا دوستداران موسیقی ایرانی در آمریکا طی میکنند. یعنی اگر ساز ایرانی بدانند و بخواهند به دانشگاه های آمریکا راهی پیدا کنند و ادامه تحصیل بدهند، یا باید به ناچار غرق در مسائل تئوری اتنومیوزیکولوژی شوند یا موسیقی غربی کار کنند. اما گویا با انقلاب های فرهنگی مختلفی که آمریکا در دوران گذشته پشت سر گذاشته به ارزش موسیقی ایرانی پی برده. اکثر دوستان موسیقیدانم که ایرانی نیستند، زدن آرپژ و غربی زدن را با سازهای ایرانی خنده دار، و بلکه گریه دار میدانند. میگویند: ما این کار را ۴۰۰ سال پیش انجام دادیم، نوازنده ای که از ایران آمده از ایران چه میداند؟ آن موسیقی با ارزش است، نه تقلید شما از ما. ما چه بودیم یا هستیم که شما بخواهید تقلید ما را کنید. اگرآنچه ما داشتیم در تمام زمانها کامل و بی نقص بود،
اساس آن را در قرن ۲۰ بهم نمی پاشیدیم.
در سال ۲۰۰۳ من توانستم با راهنمائی معلم خوبم ، دکتر حافظ مدیرزاده، با ساز سنتور وارد دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو شوم. برای وی نیز عجیب بود که چگونه برای اولین بار در تاریخ این دانشگاه کسی با گرفتن بورس درسی کامل ، سنتور را ساز اصلی خود انتخاب کند. در طول این زمان من مانند بقیه دانشجویان تمام درسهای مربوطه را می خواندم، و با سازم کارهای عملی را انجام میدادم. گاهی در زمان اجرا دوستی با پیانو از باخ میزد و نوبت من که میرسید، کفشهای خود را درآورده، روی قالی کوچکی از میرزا عبدالله میزدم. پس از دریافت مدرک تحصیلی به نظرم آمد که این دیگر تکرار نمی شود تا اینکه دوست هنر مندم خانم نسیم گرگانی خواهان ادامه تحصیل در همین راه شدند. ایشان با ساز دف وارد دانشگاه سانفرانسیسکو شده و در رشته موسیقی مشغول به ادامه تحصیل هستند.
در همین ایام نیز پس از ملاقات با اساتید دانشگاه یو سی ارواین برایم جالب بود که بار دیگر این دانشگاه من را به عنوان سنتور نواز ایرانی برای رشته آهنگسازی، بداهه نوازی و تکنولوژی در مقطع فوق لیسانس واجد شرایط دانسته و خواهان ادامه تحصیل من در آنجا
شدند. این در صورتی است که این دانشگاه به من بورس کامل میدهد.
چنین به نظرم آمد که گویا راه ورود به داشگاه های آمریکا برای ادامه تحصیل در رشته های مختلف با ساز تخصصی ایرانی هموار میشود. شاید اگر جامعه ایرانی خود قدر آنچه را که داشت میدانست، ومانند دانشگاه شریف که سالیانه بسیاری از دانشجویان خود را تحت عنوان مهندس برای ادامه تحصیل به آمریکا میفرستد، دانشگاه پر قدرتی در رشته انسان شناسی، فلسفه یا موسیقی داشتیم، میتوانستیم کشور خود را هر چه بهتر بسازیم.
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
وان چه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
بی مقدار، فراز مینوئی
۲۰۰۸
سن حوزه
www.FarazMinooei.com