دو دیده بینای بی منت خردسالی را تصور کنید که نیک می بیند نظام بی نظام موسیقی ما را :
بزرگانی را که در قاب عکس ها آرام خفته اند، حصار هایی شکسته و آتشی فراگیر خانمان اهل هنر سوخته ! جوانانی هراسان ز هر سو گریخته بر بخت بد خویش گریسته، عشق در دل مانده یار از دست رفته ، کوله بار انگیزه بر دوش گرفته، ز هر جا شتابان ، عصیان پیشه با جمع طراران افسار گسیخته و هنر فروشان بی هنر در ستیزه ! گویی عده ای موزه ها غارت می کنند، گوهری از انگشتان پیکر برخی خفتگان بر بستر اخلاق می زنند و پیشگام جمعیت هراسان در حال گریز کوس رسوایی سر می دهند "آی دزد آی دزد"
در این تصویر مغشوش چه جذبه ای برای تازه واردان این سرا دارید ؟! به آنها بگوییم در هشت بهشت آمده اید ولی ویرانه ی کدام خرابه می بینید ؟ این نا کجا آباد کی آباد شد و ویرانه کی بنیاد کردند ؟! گوهری از انگشتان ما کی ربوده شد ؟! ما خفتگان از خود بدور اجنبی پرست کی حکمرانی دشمن بر خود روا داشتیم ؟ این کدخدای ده نشناس کی عروس این خانواده برکت داد؟! گذشتگان را چگونه پاسخگو باشیم ؟! بگوییم با حاصل عمر شما چه کرده ایم ؟! گوهری امانت گرفته چگونه بر باد داده ایم ؟! در مقابل کوه خضوع ایستاده فریاد بزنیم که بر سر بت شدن در این ناکجا و سلطه بر این هیچ جا چگونه برادر کشی می کنیم ؟! و به فرداییان چه داریم بگوییم ؟! بگوییم دیر رسیده اید و ما هرچه از پدران داشته اید که قرار بود به شما برسد یا سوزاندیم تا در سرمای دشت رکود گرم شویم ؟ یا به عوام فریبی خشت کرده و کاخ هایی بنا کردیم که دزد یارای از دیوار آن بالا رفتن ندارد و دری به روی شاگردی نیز هم !
کیست که نداند موسیقی ما از راه دوری آمده ؟ این خسته آب می خواهد ، شنونده و مخاطب خوب طلب می کند ! برای اهلش خواستار حرمت است ! احتراماتش را عاجزانه خواهان است !
مال و مکنت و رزق و روزی گزاف و زرق و برق بس نیست !؟ شاگردان متعصب و قداره کشانی که دوشادوش شما ره پول می پیمایند چشمانتان پر نکرده ؟ به اسم نوآوری هر بی مایه ای منتشر کرده اید، دلالی ساز پیشه کردید، بر قدیم و جدید موسیقی ما تاختید ، شاگرد بر خط تولید نهاده استاد تولید کردید !
گفتید ما مولانا ، مولانا کرده ایم ! تحریر ریتمیک ابداع نمودید ! نام و نشان قدما را سد استاد شدن دانستید، موسیقی ما با غیر تلفیق کردید ، عزم راسخ در فروش ساز های بدلی امثال ناظمی کردید، سر و دست تکان داده با زلف هایی آشفته نام عرفان نیز فروختید . اخیراً تعالی و تحول موسیقی را منحصر به نوازنده دانستید !!! گفتید ما هیچ وقت معلم و استاد و آموزگار به خود ندیده ایم آیا جز این است که کیمیا به حماقت خاک می کنید ؟! آیا اگر به بزرگی در رسانه ای تند بگویید بر کرسی وی نشسته اید ؟!
جوانان موسیقی باید هوشیار باشند ! امروز جز تربیت شنونده خوب و منصف و هواخواه صادق هیچ نمی خواهیم و راهی نداریم. به این به اصطلاح بزرگان موسیقی دل نبندید . بر سر نام های ایشان دعوا نکنید . خانه تاراج می رود و اینان نشسته اند . این ها پیشوایانی نیستند که دل به آنها خوش کنیم، با دوستان کهنه خویش چنین سخن می گویند . وقتی اهالی موسیقی چنین رفتار می کنند از وزارت ارشاد و صدا و سیما هیچ توقعی نیست. آنها دوست دارند پشت گلدون ساز بزنند و ما می خواهیم نوای این موسیقی در کوی و برزن شنیده شود. خرد بت ستیز است و موسیقی ایرانی خرد پیشه. ادبیات کهن ایران خاشع و متواضع می سازد نه این که می بینید .
موسیقی ازآن ملت است در دست عده ای عاریه نه ابزاری برای خودستایی و کسب درآمد .
اخلاق گذشتگان به یاد آورید . حرمت و حریم نگه دارید و به ریش و موی سپید برخی احترام گذاشته سالها فعالیت هنری آنها را دریابید. بنا نیست به بنای پخته موسیقی سنتی ایران هر نا اهل وارد شود . قرار نیست هر اهل موسیقی 50 سال آفرینش هنری داشته باشد. مگر می توانید هر روز عالی قاپو بسازید ؟! ولی می توانید تیشه به ریشه نقش رستم بزنید ! شما مخاطبان سایت های اینترنتی فراموش کرده اید که فارسی تکلم می کنید ؟! ادب کجا فروخته اید ؟! جواب کودکی که فضای موسیقی ما را از دور می بیند چه دارید بدهید ؟ چرا دائم بر سر نام ها در ستیزید ؟! آیا به این فکر کرده اید که مهم نیست گربه سیاه است یا سفید ! مهم این است که موش را می گیرد یا نه !؟؟! بار ها مشاهده می شود که مخاطبین امروز سیاه مشق حتی متن را نمی خوانند فقط فحاشی می کنند، برچسب می زنند و گروه گروه همه را از هم متمایز می کنند ! گویی با صداقت و راستی مشکل دارند ! هر پیشه ای سنگ محکی دارد ! محک و معیار سنجش گم کرده اید ! میدان موسیقی ما تبدیل به کارزاری است که هیچ کس در آن امان ندارد مگر هیچ کس ! سنگ های دستتان بر زمین گذاشته ساز و قلم به دست بگیرید از زیبایی های این موسیقی بگویید و با مخاطب خوبی بودن بزرگان این موسیقی را تشویق کنید تا مانند دهه 50 و 60 باشند . و فراموش نکنید سیاست های موجود برای نابودی این موسیقی با اختلافاتی این چنین زنده و پویا هستند و گویی ما کد خدای ده نشناس فراموش کرده به تیغ بر سینه ریش سفیدان شهرمان می کشیم.