تبليغاتX
سیاه مشق - بيياييد فكري براي دف بكنيم
 

"ما را ز هواي خويش دف زن كردي"

 

 

 

سالهاست كه غم نان مرا به بردگي گرفته. از اين رو در چند سال اخير از مطالعه كه زماني برايم عشق بود و زندگي و نان؛ بدور مانده ام. اما بعضي چيزهاهست كه آدم را غلغلك مي دهد و اجازه نمي دهد بي خيال بماني.

سخن گفتن از ساز عزيزي چون دف براي من اينگونه است. انگشت شمارند مباحثي كه در زندگي من اينگونه جايگاهي دارند.

 قبل از نطفه بستن من، دف در اين خانه مي زيسته و هم اكنون نيز چون برادري تني و عزيز حضوري پر رنگ دارد. پس اگر با شنيدن و يا خواندن نام او رگهاي وجودم مي جنبد،- همچون هنگامي كه نين صدايش در جانم مي نشيند- عجب مداريد.

 

با آنكه ساز دف از كهن ترين سازها در اين مرز و بوم بشمار مي رود، اما به دلايل متعددي چون صداي بلند (بلندي صدا باعث گرديد تا استفاده از آن در تنهايي و خلوت ميسر نباشد و به محض ضربه زدن به ساز تنين آن در كوي و برزن پيچيده شود) و به تبع آن  محلي شدن، گره خوردن با مذهت و...  از گردونه مطالعه و تحقيق خارج گرديده و يا از آن بسيار فاصله بگيرد.

با ظهور انقلاب ايران و در پي عواملي چون تحريم موسيقي از جانب علماي ديني، دكان اين كالاي روحي براي مدتي در اكثر نقاط تعطيل گرديد، مگر در نواحي محدودي همچون كردستان و كرمانشاهان كه داراي موسيقي عرفاني و مذهبي بود و سازهاي آن نيز ريشه در آيين هاي مذهبي داشتند. همچون آلات موسيقي كه در ايام محرم كارايي داشت. نازي كه به موسيقي در زندگي روزمره احساس مي شد از طرفي و اختلاف ديدگاه ها از طرف ديگر مزيد بر شور جوانان گرديده مسولين را به فكر چاره انداخت. تبعا اولين مكاني كه محمل آرامش بود موسيقي هاي آييني و مذهبي بود. شكسته شدن تحريم در اين حوزه باعث گرديدي تا خيل مشتاقان به موسيقي به اين سمت روانه گردد.

عدم وجود مدارك و مستندات در رابطه با ساز دف در مقوله هاي ساز شناسي، تاريخچه، آموزش، نت نويسي و ... باعث گرديد تا عده اي از افراد جهت حل اين نقيصه دست بكار شوند. و البته به مصداق "پيشگامان خطر گاه خطا نيز كنند" اين آزمون و خطاها خالي از كاستي ها و اشتباهاتي نيز نبوده است. اما در كل قابل تقدير است. چرا كه به نتايج چشمگيري نايل گرديده است.

كوتاه سخن اينكه هنوز ما در ابتداي راه مانده ايم و نياز به كار بيشتري هست. كه البه به زعم اينجانب بدون دخالت بزرگاني چون بيژن كامكار و بدون مطاله وتحقيق نمي توان بدان سر و سامان داد.

مي بايست از ميان اين تشتد و پراكندگي كه اكثرا از برخورد هاي سليقه اي ناشي مي شود و باعث سردرگمي مشتاقان اين سازنيز هست ، به گونه اي برنامه ريزي شده و مدون خلاص شد. اگر نگاهي به نامگزاري اجزا دف در كتب منتشر شده تا امروز نگاهي كوتا بيندازيد مشاهده خواهيد كرد براي هركدام از اجرا آن چندين نام بعضا نامتجانس ذكر گرديده است.

در رابطه با نت نويسي اين موضوع بمراتب حاد تر است ما به تعداد كتب و جزوات منتشر شده داراي شيوه نت نويسي، علامت گذاري، تقسيم صدا و.... هستيم.

ايا زمان آن نرسيده است كه اساتيد اين ساز دست بكار شوند قبل از آنكه خيلي دير شود؟؟؟

 

كرمانشاه 10/03/86 بهروز محمدي

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 17:58  توسط سیاه مشق  |