تبليغاتX
سیاه مشق - به مناسبت حضور آقای حسین علیزاده در صدای آمریکا1
 

قبل از هر چیز باید بگویم از نظر اینجانب حسین علیزاده در سالهای ۵۴ تا ۶۰ پیام آور نوعی ابداع در موسیقی ایران بود.حسین علیزاده می توانست همان نقشی را در موسیقی ایران زمین داشته باشد که نیما و پس از آن مرحوم شاملو در شعر ایران داشتند.علیزاده اشباع شدگی موسیقی ایران را بیش از هر کسی دریافت و مشکلات جامعه شناختی موسیقی ایران را به خوبی درک کرد.او به خواننده سالاری و تبعات منفی آن به خوبی اشراف داشت و تزی را عنوان می کرد که دقیقا در موسیقی کلاسیک مغرب زمین در اواخر قرن ۱۴ عنوان می شد.فاصله موسیقی آوازی از موسیقی سازی و ایجاد بستری مناسب برای رشد و شکوفایی هر دو.یادگار این این تفکر خلق آثاری جاودان در موسیقی ایران زمین بود.

سواران دشت امید در ماهور،حصار در چهارگاه،نوروز ها در مایه بیات ترک،قطعه جاودان نینوا در دستگاه نوا هم از یادگاران جاودان این دوره از موسیقی ایران زمین است و هم بیش از همه پیام آور نظری این تز علیزاده در عمل بود.تا بدین جای قضیه شخصیت علیزاده به عنوان یک نو آور انقلابی قابل دفاع می باشد.علیزاده از معدود هنرمندانی بود که رو به ساختار تعهد در هنر آورد و برای هنر ساختاری معتهد و اجتماعی قائل شد.شاید این مهم از منظر تفکرات سیاسی علیزاده نیز قابل بررسی باشد که بحث پیرامون آن به عنوان پاره ای دلایل خارج از موضوع این بحث می باشد.

اما علیزاده مانند هر انسانی تغییر کرد.تغییر فی نفسه امری بد نیست.اما گاه می توان پرسید تغییر در کدامین جهت؟قبل از هر چیز می خواهم چهار سوال مهم مطرح کنم.

۱-در کاست نینوا،در مورد نوازنده تنبک قطعات سواران دشت امید و حصار نامی در میان نیست وفقط نوشته شده گروه های شیدا و عارف.در قطعه حصار تنبک زورخانه را آقای ارژنگ کامکار نواخته است.حال می خواهم پرسش کنم نوازنده تنبک این دو قطعه آیا همان نوازنده ای نیست که ...؟آیا همان نوازنده ای نیست که آقای علیزاده او را نزدیک ترین فرد به خود می دانست؟آیا همان فردی نیست که همه چیز زندگی خود را فدای هنر و راهش کرد؟و همگان خوب می دانند این نوازنده نه عضو گروه شیدا بود نه گروه عارف.پس چرا اسم او نیست؟آیا این قصور قابل اغماض است؟

۲-آقای علیزاده در سال ۵۸ در زیر زمین موسسه آفات و کشاورزی با این تنبک نواز گفتگویی مفصل داشتند.(نوار آن در نزد نویسنده موجود است).گویا اصل قضیه مربوط بود به همین قصور در سال ۵۸ در طی مصاحبه ای که با روزنامه آیندگان داشتند.در آن گفتگو آقای عیلزاده این کوتاهی را منوط به کم حافظگی دانستند.حال می خواهم بپرسم چرا این قصور در سالهای بعد تکرار شد؟آن هم زمانی که این تنبک نواز در حال گذراندن آن ۶ سال جهنمی بود؟در آن هتل معروف؟

۳- در همین نوار کاست آقای علیزاده عنوان می کنند که در شبی در منزل آقای ابتهاج با شجریان صحبت کردند(اواخر سال ۵۷) و آنجا چهره واقعی این فرد را شناختند(از منظر جامعه شناختی)و قسم خوردند تا پایان عمر با این فرد کار نکنند،و به جای او از یک خواننده درجه ۳ استفاده کنند.زیرا آقای علیزاده شجریان را از مصادیق سنت نا میمون خواننده سالاری و ... می دانستند،حال می خواهم بپرسم چرا آقای علیزاه از سال ۵۸ به این میزان تغییر کرده اند؟

۴-چگونه ممکن است یکی از اولین و بزرگترین مخالفان خواننده سالاری در کنار یکی از مهم ترین مدعیان خواننده سالاری قرار می گیرد؟تا سر انجام آن شود که در پارسال شد؟

سوالاتی بود که میل داشتم بپرسم آما فرصت مهیا نشد.

در جای جای نوشتن این متن قطعات سواران دشت امید و حصار همراهی می کرد.

(اصل نوار کاست موجود است.گفتگوی حسین علیزاده با بهمن رجبی در سال ۱۳۵۸ اردیبهشت)

برگرفته از وبلاگ ابدیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:18  توسط سیاه مشق  |