
ساز پرویز
نوای ساز تو از جان خسته می آید – چو شیونی که ز قلب شکسته می آید
صدای نغمه ی آن ساز دلنواز ای دوست – چو عطر روح پرور بر گل نشسته می آید
گهی به گریه ی بشکسته در گلو ماند – گهی چو ناله ز تار گسسته می آید
سراغ ساز تو را ناله های من گیرد – که دل شکسته پی دل شکسته می آید
هزار شکوه ناگفته در نگاه من است
چه ناله ها که ز لب های بسته می آید
