گزارش كوتاهی از كنسرت به ياد ماندني او را در سال گذشته نوشته بودم كه در اينجا منتقل می كنم:
از كنسرت سيمابينا بسيار لذت بردم،شركت كننده ها آنقدر زياد بودند كه بعضی ها مجبور شدند تا آخر اجرا بايستند يا روی پله ها بنشينند.حركات او آنقدر زيبا و درونی شده است كه بيننده نمی تواند چشم ببندد و گوش بسپارد.ارتباطی كه با نوازندگان گروهش برقرار می كند نيز بسيار ديدنی ست.به عبارتی او نشسته می رقصد.تحقيق های عملی او برای يافتن نغمه ها و ملودی های محلی در نقاط دورافتاده ی ايران از جمله خراسان زادگاه او ستودنی ست.سيمابينا از جمله هنرمندانی ست كه تا به امروز جايگزين و جانشين متعددي كه چون او عاشقانه در نقاط دورافتاده هفته ها و ماهها زندگی كند و كلام و ملودی را ثبت و گسترش دهد،نداشته است(به استثنای محمدرضا درويشی ).
هرچند در مواردي كوچك و استثنا بهتر است در ارائه ی كلام و نوع تفكر امروز نيز پلی بزند.او در اين كنسرت ما را دركوچه پس كوچه هاي مازندران،تربت جام،قوچان و خراسان همراهی كرد.
عكسهايی از كنسرت پارسال او در استكهلم:
با كليك اول تصويری نخواهيد ديد،دوباره كليك كنيد.
١_ ٢_ ٣_ ٤_ ٥_