
دهه 30 را به خاطر آوريد . شايد ما نبوديم ولي تاريخ فراموش کردني نيست . موسيقي ايراني در دو دستگي سنت و بي راهه پيچ خطرناکي را در تاريخ خود طي مي کرده است که نسبتا سلامت از آن گذشته است. در آن سالها نيز مانند اين سالها و سال هاي آينده روابط و سليقه هاي شخصي دستي کارا در مطرح شدن يا نشدن سبک هاي هنري داشته اند . شايد سخت تر از امروز .
امروز هر کسي و هر جواني به حال با چند نرم افزار کليپ درست مي کند ، روي سي دي مي آورد و پخش مي کند اما به ياد بياوريد که در گذشته اي نه چندان دور تکثير آثار هنري هزينه هاي گزافي به همراه داشته است مخصوصا در تبليغ يک ايده نو .
شايد بتوان اين طور تعبير کرد که 100 سال طول کشيد تا مديايي ارزان در دسترس هنردوستان قرار گيرد که آثار صوتي و تصويري را به راحتي تکثير و پخش کنند . از زمان صفحه و ريل تا فلش کارت هاي 100 گيگابايتي امروز.
اين تنها عاملي نيست که امروز سليقه هاي گوناگون اجازه عرض اندام پيدا مي کنند . حرمت ها هم شکسته شده است . روزي در اين مملکت شايد رديف و آموزش موسيقيايي با حرمت خويش اصالت موسيقي ايران را حفظ مي کرد . حسن اين سيستم اين بود که شما واژگان غريبي همچون تحرير ريتميک و ... را نمي شنيديد . لقب استاد حرمتي داشت که مردم جايگاه هاي هنري را با آن تعيين مي کردند .
هر کسي خود به خود اجازه تدريس آثار ديگري را به خود نمي داد و ريش سفيدان موسيقي ايراني حرمت داشتند در نتيجه برايند آموزشي موفق تر از امروز بوده است .
اما در هر زمان معرفي ساختاري نو با مشکل مواجه بوده است . بهمن رجبي در موسيقي ايران تاوان ساختار شکني را داده است .
يعني در روزگاري که راديو تلويزيون و حتي کلاسها و... بر اساس رابطه هاي شخصي بوده است و ضمنا مانند امروز امکان فعاليت هاي شخصي و تکثير کارها و .. هم نبوده است وي با درک بالا از ريتم و شناخت و تکنيک بالاي تنبک هنر تنبک نوازي را بسيار دگرگون کرده است .
تدوين کتاب آموزشي وي که به جرعت تنها کتابي است که روند آموزشي منسجم و مرتب و هدف مند دارد ، تفکر وي نسبت به همراهي هر ساز ، نسبت به بعد تکنوازي و گروه نوازي ، و تفکري اجتماعي تر و نگاهي نافذ ترنسبت به محيط که يک نوازنده صرفا بايد داشته باشد وي را در موسيقي ايراني در جايگاه خاصي قرار مي دهد .
امروز در ايران بدون شک کسي نيست که شبيه وي ساز نزند . و بدون شک او بي مانند ساز مي زند . يعني حتي سبک هاي هم دوره وي به مرور زمان از نظر دست گرفتن ساز تکنوازي همراهي با سازهاي ديگر تا حدي شبيه به چيزي شده اند که وي سال 36 به بعد به آن معتقد بوده و اجرا مي کرده است .
همه تنبک نوازان معاصر وي و بعد از وي جملات وي را نا خود آگاه و خودآگاه استفاده کرده اند با اين تفاوت که اخلاقيات بهمن رجبي باعث شد تا ساليان دراز هر قطعه اي که نواخت را معرفي کند که از کجا آمده از کجا الهام گرفته شده مثلا دو ميزان اولش از کيست و ... ولي نسل بعدي حتي منکر حضور پرقدرت مکتب وي در صحنه موسيقي ايراني شد .
نقش قطعات وي که سالها پيش ساخته شده است در تکنوازي هاي امروز تنبک نوازان گاهي بيشتر از حضور خود تنبک نواز روي صحنه است با اين تفاوت که او هميشه در مورد حسين تهراني گفته است :بلبل از فيض تو آموخت سخن و اينکه اگر آن پير مرد نبود ما هم نبوديم ....
آيا نسل بعدي اين کار را کرده است ؟
اصلا امروز مد موسيقي ايراني از زير بته بار آمدنست ...عده زيادي مشکل غريبي با استاد معلم مربي يا پيشکسوت دارند و معتقدند که خودشان مادر زادي تکنيک و علم و سليقه موسيقيايي پيدا کرده اند . خوشبختانه در تاريخ هنر اين گونه عقايد محکوم به مرگ اند . چرا خوشبختانه چون اين عقيده باعث غرور و تکبر مي شود و اين در کارها منعکس است اکثر کساني که اين گونه تبليغ مي کنند شاگردان مطرحي هم ندارند . شاخه هنري بايد بتواند رشد کند و شاگرد تربيت کند و راهي فراسوي آيندگان بگذارند و گرنه بنده بسيار خوب تار بزنم ولي هيچ شاگردي نداشته باشم اين تفکر محکوم به مرگ است .
براي ارزش شناسي هر اثر هنري پارامتر هاي گوناگوني دخيل است :
نظم و هارموني قطعه ، تکنيک ، گوش نوازي ، نوآوري و آينده دار بودن از پارامتر هاي فراموش شده امروزند . يعني فقط هر چيزي را تند بزنيد، تبريک مي گويم شما تنبک نواز شده ايد .
امروز در موسيقي ما فراموش شده است که بهمن رجبي جوان نوآوري که بدعتي گذاشته باشد نيست . اصلا سبک وي ديگر سبک نويي نيست ! سبک هاي جديدي نه به آن قدرت بلکه پس از آن آمده اند که دارند در امتحان سخت تاريخ هنر تکاپو مي کنند که باقي بمانند . زمان ثابت مي کند که اين ها ماندني اند يا مي روند .
دوستان امروز بهمن رجبي 66 ساله است و پس 30 سال از انتشار کتاب پژوهشي وي هنوز تنبک نوزان بسياري آن را نخوانده اند . بسياري از کساني که وي را متهم به مواردي مي کنند حتي يک قطعه از وي نشنيده اند . عزيزي به شاگردان خود گفته بود بهمن رجبي چيزهايي که نوشته خودش اجرا نمي کرده بعد ها ما زديم! ديگري گفته بود او مرده! مگر او چه کاري کرده و .. هم که زياد مي گويند .
خوشبختانه پس از 38 سال سخنراني و کپي کارها و نوشته امرو تنبک نوازان زيادي چه شاگرد وي بوده اند چه نه سعي مي کنند مانند او ساز بزنند اما اگر واقع بينانه ببينيم هنوز ريز هاي وي رنگ ديگري دارد . هنوز کسي را نمي توانيم متصور باشيم تا با يک ارکستر 80 نفري يک تنه روي سمفوني نايت موتسارت تنبک بزند و دست اندکاران موسيقي کلاسيک در تعجب بمانند که به غير از بابا کرم مگر چيز ديگري هم با تنبک مي توان زد ؟؟
فراموش کردن وزنه اي اين چنيني در موسيقي ايراني امر غير ممکني است .
بعد ديگري که در شخصيت وي بسيار قابل تامل است بعد زيبا شناسي و جامعه شناسي وي و نگاه به محيط پيرامون است . 6 سال براي يک جمله از جامعه اي که سراسر تضاد و مقاومت نسبت به يک تفکر انساني است دور ماندن و برگشتن و کار کردن را شما چگونه تلقي مي کنيد ؟
سالهاي بدون وقفه تدريس بدون نگاه صرف مادي ، تاليف کتاب و سخنراني در راستاي روشن کردن ذهن مردم نسبت به وقايع اطراف از ويژگي هاي بزرگ اين آزاد مرد است . مقاومت وي مثال زدني است . سخنراني او در فرهنگسراي بهمن سال 73 براي همه هنردوستان همه رشته ها از لحاظ بعد جامعه شناسي و زيبا شناسي حائظ اهميت و جذاب است .
خوشبختانه وي در 66 سالگي هنوز ثابت قدم پر انرژي خلاق و جدي است و در مسير خود با احدي شوخي ندارد.برخي اورا به تکرار متهم مي کنند مرا ياد خبرنگاري مي اندازند که از بهرام بيضايي گله کرده بود چرا سوژه هاي کارهايتان گاهي تکراري است و وي گفته بود تا موقعي که اين آرمان ها تحقق نيابند و خوسته ام براورده نشود من در همين مسير مي نويسم ! رجبي از حکومت رابطه بر ضابطه از زيباشناسي از دست هاي رسانه ها و غيرو و غيره شکايت داشته خوب هنوز هم دارد پس مسير خود را به حق ادامه خواهد داد .
چيزي که مرا به اعتقاداتم در باره او مطمئن تر مي کند اين است که تکثير کارهايش و سخنراني هاي اخير با وجود واقع بيني که نظام موسيقي ما آن را بر نمي تابد و لحن تندش او را مقبول تر از پيش در جامعه موسيقي ايران و در بين هنرجويان مي بينيم و اين يعني رشد فکري جامعه نسبت به هنر که بخشي از تلاشهاي بهمن رجبي به همين منظور بوده ، او که بارها گفته : حجرالاسود من روشني ذهن شما
اين روزها به دليل نزديک بودن سخنراني وي در دانشگاه عباسپور در 25 ارديبهشت از وي بيشتر ياد خواهيم کرد . در ضمن از نظرات و نوشته هاي شما در اين رابطه استقبال خواهيم کرد .
اجراي قطعه اي قديمي در شيراز 1384
وی در مورد این قطعه توضیح می دهد که برداشتی از دو میزان ناصر فرهنگ فر است.