موسیقی امروز ایران(به معنی عام کلمه)از چنان تنوعی برخوردار
است که مشکل بتوان به این باغ پر بار وارد ودست خالی بازگشت.
شاخه های مختلف این هنر کهن می تواند علایق و سلایق متنوع
دوستدارانش را پاسخگو باشد...
لیکن حیف که در این میان برخی از این شقوق مورد بی اعتنایی
واقع شده اند. سازهای کوبه ای (یا به زبان بهتر موسیقی کوبه ای)
از این دسته اند که اگر بگوییم در موسیقی امروز(البته در مقایسه با
سایرشاخه های موسیقی ایرانی)مورد بی مهری قرار گرفته اتد
سخنی به گزاف نرانده ایم. شاید به زعم کسانی که موسیقی را نه
بطور حرفه ای بلکه تنها به عنوان شنونده یابیننده ی صرف دنبال
می کنند حضور سازهای کوبه ای در موسیقی ایرانی تنها وجود دف
و تنبک در یک گروه سازهای ایرانی باشد! غافل از اینکه این سازها
قابلیتهای بسیار بالا تراز این نوع استفاده ای که از آنها می شود را
دارا هستند. بنا بر این مهم ترین اقدام در وهله ی اول اقدامی در
این جهت است که این نوع بینش نسبت به این سازها را تغییر دهد
یا اصلاح کند.اما چگونه ؟ شاید مهم ترین نقش در این رمینه را خود
هنرمندان میتوانند ایفا کنند.آنهم بویسله ی استفاده ی موثر و دادن
نقش پر رنگ تر به این گروه از سازها در گروه سازهای ایرانی .البته
بدیهی هست که این به معنای باج خواهی این سازها از موسیقی
ایرانی نیست بلکه به منزله ی طلب حق است.(اشاره می کنم به
آثار اخیر گروه دستان که به عقیده بنده استفاده ای بسیار بجا و
شایسته ای از این سازها نموده است).اما گروه دیگر دست اندر-
کاران عرصه موسیقی هستند.انجام اقداماتی نظیر جلسات تحقیق
و پژوهش و یا برگزاری جشنواره ای اختصاصی برای این سازها
شاید بتواند اندکی از مظلومیت این شق از موسیقس ایرانی بکاهد.
البته نمی توان منکر برخی اقدامات موثر و بجای برخی هنرمندان در
چند سله ی اخیر شد ولی باید گفت که هنوز خا برای کار هست و
راههای بسیاری است که باید پیموده شود تا حق مطلب در این باره
ادا شود.
آواز و تار و سنتور و نی ایرانی بی شک گوشنواز اند ولی نباید توجه
مطلق به موسیقی دستگاهی و ردیفی ما را از توجه به سایرشاخه
ها باز دارد.بطوری که کم کم به ورطه ی فراموشی بیفتند...
نظر شما چیست؟
شهروز