Music Therapy
نمونه ای از جلسات موسیقی درمانی
موسیقی درمانی به استفاده مستقیم و غیر مستقیم از موسیقی برای بازیافت، نگهداری و قدرت بخشیدن به سلامت روحی، جسمی ، احساسی و درونی گفته میشود که توسط فرد متخصص تجویز شده باشد. این تعریف کوتاه تمام عناصر اصلی موسیقی درمانی را در بر گرفته است و ما در اینجا به توضیح هر یک از این عناصر میپردازیم.

1- موسیقی درمانی باید توسط اعضای تیم درمانگر شخص تجویز شود. اعضای این گروه میتوانند شامل پزشکان، متخصصین خدمات اجتماعی، روان شناسان، معلمین، مدد کاران یا والدین باشند.

2- موسیقی ابزار درمانی عمده این شیوه درمان است.درمانگر از موسیقی برای رسیدن به حس اعتماد متقابل استفاده میکند، سپس برای بهبودی بخشیدن به شرایط روحی و جسمی بیمار، یک سری فعالیتهای به دقت برنامه ریزی شده را تجویز میکند. این فعالیتها میتوانند مواردی مانند آواز خواندن، شنیدن موسیقی، نواختن ساز، آهنگ سازی و انجام حرکاتی ورزشی یا رقص با موسیقی باشند.

3- موسیقی تحت نظر یک موسیقی درمانگر تعلیم دیده برای بیمار درنظر گرفته میشود. موسیقی درمانی، رشته گسترده ای است و درمانهای موسیقایی که توسط این اشخاص انجام میگیرد بر پایه دانش وسیع آنها از تاثیرات موسیقی بر رفتار، نقاط قوت و ضعف بیمار و اهداف درمانی، بنا شده است.

4- موسیقی درمانی برای رسیدن به اهداف خاص درمان شناسی به کار میرود. این اهداف شامل: بهبود بخشیدن به مهارتهای ارتباطی، علمی، حرکتی، احساسی و اجتماعی است. باید توجه داشت که ممکن است بیمار در طی دوران درمان به مهارتها و دانش تازه ای در موسیقی دست یابد اما برای درمانگر، کسب این مهارتها چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم است تاثیر موسیقی بر سلامت روح و جسم بیمار است.

تاریخچه پیدایش
قدمت استفاده از موسیقی به منظور تحت تاثیر قراردادن سلامت و شیوه رفتاری حداقل به زمان ارسطو و افلاطون برمیگردد. اما در قرن بیستم استفاده از ویژگیهای درمانگرانه موسیقی به طور ابتدایی به دوران جنگ جهانی اول مربوط میشود. زمانی که موسیقی دانان حرفه ای و آماتور برای هزاران بیمار بستری در بیمارستانهای ارتشی، که از جراحات روحی و جسمی ناشی از جنگ رنج میبردند، برنامه اجرا کردند. عکس العمل قابل توجه بیماران به موسیقی، پزشکان و پرستاران را تشویق کرد از مسئولین بیمارستان بخواهند تعدادی نوازنده استخدام کند، اما به زودی متوجه شدند که موسیقیدانی که بخواهد به چنین کاری مشغول شود نیازمند تعلیم و تربیت خاصی خواهد بود.

مراکز آموزشی و انجمن های اولیه
در 1944 دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University) به این نیاز پاسخ داد و اولین برنامه تحصیلی موسیقی درمانی جهان را پایه گذاری نمود. در 1950، انجمن ملی موسیقی درمانی (National Association for Music Therapy) یا NAMT به طور رسمی به کار مشغول شد. در 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا (American Association for Music Therapy) یا AAMT ایجاد شد که امروز دارای بیش از 5,000 عضو از درمانگران، اعضای حقوقی و اعضای انجمنهای وابسته در سطح جهان است. هدف AMTA، بالابردن سطح آگاهی افراد از مزایای موسیقی درمانی و افزایش امکان دسترسی هرچه بیشتر به مراکز موسیقی درمانی مجهز در جهان است. وضع شاخص استانداردهای تحصیلی و آموزشی نیز، از جمله فعالیتهای این انجمن بوده است.

در سال 1985، فدراسیون جهانی موسیقی درمانی یا (WFMT) برای ترویج موسیقی درمانی در سطح بین المللی، به ثبت رسید.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 1:3  توسط سیاه مشق  | 

Ferdowsi Mausoleum
مقبره حکیم ابوالقاسم فردوسی در طوس
شاهنامه فردوسی (Book of Kings) مجموعه ارزشمندی است که علاوه بر ادبیات فارسی می تواند در سایر زمینه ها بعنوان مرجع مورد استفاده قرا گیرد، یکی از این زمینه ها موسیقی می باشد. از زاویه های متفاوتی در محدوده موسیقی می توان شاهنامه فردوسی را کالبد شکافی کرد که شاید جالبترین آنها استخراج ادوات موسیقی و کاربرد آنها در زمان حیات فردوسی بوده است.

وجود و تکرار بسیار زیاد نام ادوات و اصطلاحات مربوط به موسیقی در شاهنامه بیانگر آشنایی کامل فرودسی با سازها و موسیقی زمان خود بوده است. فردوسی آنچنان با مهارت و استادی به توصیف موسیقی در جشن ها، مراسم سوگواری، نبردها و ... پرداخته که گویی او خوب می دانسته که از کدام ساز باید در کدام مراسم استفاده شود. بعنوان مثال شاهنامه میتواند مرجع موثقی برای تشخیص و تحلیل وضعیت موسیقی در زمان سامانیان و بخصوص قبل از ورود اعراب به ایران مورد استفاده قرار گیرد. به مواردی چند از این اصطلاحات توجه کنید.

آوا یا آواز: طبیعی ترین وسیله اجرای موسیقی خواندن آواز می باشد. در شاهنامه فردوسی آواز به معانی مختلفی ازجمله خوانندگی، آوازخوانی، ترانه، نوا، صدای ساز، همهمه و ... بکار برده شده است. به این مثالها دقت کنید :

1- به چنگ اندرون خنجر آبگون دهن پر ز آواز و دل پر ز خون
2- به آواز ایشان شهنشاه جام ز باده تهی کرد و شد شاد کام
3- بخندید و آنگه فغان برکشید طلایه چو آواز رستم شنید

Music in miniature
نوازندگان موسیقی در میناتور ایران
بربت : سازی است با کاسه ای بزرگ و دسته کوتاه که در کشورهایی مانند ترکیه، عربستان و برخی کشورهای اروپایی از آن استفاده میشود. معمولا" دو نام بربت و عود با یکدیگر بکار میرود اما واقعیت آن است که این دو ساز با هم تفاوت هایی دارند، بعنوان مثال روی شکم عود از چوب و روی شکم بربت از پوست پوشیده شده است. روایتهای زیادی هست که نشان میدهد عود سازی است که اعراب از روی بربت ایرانی ساخته اند. در شاهنامه از بربت بعنوان سازی که صدایی نافذ دارد و حزن انگیز است بیشتر استفاده شده است به این ابیات دقت کنید :

1- چو من دست کردم به بربت دراز سرشکش ز دیده برون راند راز
2- چو نومید برگشت از آن بارگاه ابا بربت آمد سوی باغ شاه
3- که برگیر بربت نوایی بزن فغانی درافکن ابر جان من

چنگ یا سنگ : همان هارپ یا لیر می باشد که از دیرباز نقاشی های آن برری دیوارها و سنگ نوشته های تمدن های بابل و آشور وجود داشته است. نقش برجسته های دوران ساسانی در طاق بستان دو صحنه شکار که در آن عده ای در حال نواختن چنگ هستند را نمایش میدهد. در شاهنامه از چنگ برای بزم ها استفاده میشود و اغلب نوازنده های آن را زنان تشکیل میدهند، مثالهای زیادی از این موارد را می توان در آثار مینیاتور ایرانی نیز مشاهده کرد که در آن زنان در حال نواختن چنگ هستند.

1- سراینده این غزل ساز کرد دف و چنگ و نی را هم آواز کرد
2- از او شاد شد جان افراسیاب می روشن آورد و چنگ رباب
3- زن چنگ زن، چنگ در برگرفت نخستین خروش مغان برگرفت
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 1:1  توسط سیاه مشق  | 

*درلامينور *

آهنگساز:ابوالحسن خان صبا

تنظيم براي اركستر:محمدرضا شريفي

 

از اينجا دانلود كنيد

با تشكر اميد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 18:6  توسط سیاه مشق  | 

بداهه نوازی سنتور

حسینی(شور)

*لازم به ذکر است که در مطالب قبلی به معرفی آقای مناهجی و آثار ایشان پرداخته بودم  *

از اینجا دانلود کنید 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 18:36  توسط سیاه مشق  | 

محمدرضا شجریان

ابیاتی از مثنوی مولوی-ربنا

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 10:44  توسط سیاه مشق  | 

موتسارت:موسیقی کوچک شبانه(تکنواز تنبک:بهمن رجبی)

 

از اینجا دانلود کنید

برای داشتن اطلاعات بیشتر در مورد این ارکستر می توانید به سایت آن مراجعه فرمایید که لینک آن در قسمت پیوند های وبلاگ موجود می باشد.

با تشکر امید

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 0:57  توسط سیاه مشق  | 

*دشتي*

آهنگساز:ابوالحسن خان صبا

تنظيم براي اركستر:محمد رضا شريفي

 

از اينجا دانلود كنيد

با تشكر اميد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:2  توسط سیاه مشق  | 

*همايون*

آهنگساز و تنظيم:پژمان طاهري

اجرا:گروه ايراني

همخوانان:پژمان طاهري-مهسا وحدت

شعر:فريدون مشيري

 

در كجاي اين فضاي تنگ بي آواز

من كبوتر هاي شعرم را دهم پرواز؟

شهر را گويي نفس در سينه پنهان است.

شاخسار لحظه ها را برگي از برگي نمي جنبد.

آسمان در چهار ديوار ملال خويش زنداني است.

روي اين مرداب يك جنبنده پيدا نيست!

آفتاب از اين همه دلمردگي ها روي گردان است.

بال پرواز زمان بسته است.

هر صدائي را زبان بسته است.

زندگي سر در گريبان است!

اي قناريهاي شيرينكار!

آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار!

اي خروشان موجهاي مست!

آفتاب قصه هاتان گرم!

چشمه ي آوازتان تا جاودان جوشان!

شعر من مي ميرد و هنگام مرگش نيست.

زيستن را – در چنين آلودگي ها- زاد و برگش نيست.

اي تپش هاي دل بي تاب من!

اي سرود بيگناهي ها!

اي تمناهاي سركش!

اي غريو تشنگي ها!

در كجاي اين ملال آباد.

من سرودم را كنم فرياد؟

در كجاي اين فضاي تنگ بي آواز

من كبوتر هاي شعرم را دهم پرواز؟

 

لازم به توضيح است كه بنده كلام اين تصنيف را بصورت كامل در اينجا قرار دادم

از اینجا دانلود کنید

با تشكر اميد

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 21:2  توسط سیاه مشق  | 

*دشتي*

آهنگساز:پرويز مشكاتيان

اجرا:محمدرضارستميان

ريتم:16/6

ازاینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 22:50  توسط سیاه مشق  | 

ساخت و تنظيم براي اركستر:محمد رضا شريفي

هنرمندان:محمد رضا شريفي-محمد علي غني زاده-هومن شمس(ويلن)مجميد اسماعيلي-سوزان زندي(ويلنسل)مجيد سينكي(فلوت)گارنيك اوحانيان(گيتار كلاسيك)علي رحيمي(تمبك-دف-زنگ)

 

از اينجا دانلود كنيد

با تشكر اميد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 18:9  توسط سیاه مشق  | 

آهنگساز و تنظیم کننده:اردوان کامکار

سنتور:اردوان کامکار

ویلن:ارسلان کامکار

ویلنسل:کریم قربانی

پیانو:بهرام دهقانیار

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 20:54  توسط سیاه مشق  | 

*دشتی*                                                     

آهنگساز و تنظیم:پرویز مشکاتیان

آواز:شهرام ناظری

اجرا گروه عارف

*دوستان جان به رسم تشکر از استقبال خوب شما یاران همراه در این چند روز این قطعه را در اینجا قرار دادم امید آن است که با وجود کیفیت پایین این قطعه مقبول طبع لطیف شما قرار گیرد*

 

 

 

 

 

 

شعر آواز مهدی اخوان ثالث:

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش.

باغ بی برگی؛

روز و شب تنهاست،

با سکوت پاک غمناکش.

ساز او باران،سرودش باد.

جامه اش شولای عریانی ست.

ور جز اینش جامعه ای باید.

بافته بس شعله زرتار پودش باد.

گوبروید،یا نروید،هر چه در هر جا که خواهد ،یا نمیخواهد.

باغبان و رهگذاری نیست.

باغ نومیدان،

چشم در راه بهاری نیست.

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد،

ور برویش برگ لبخندی نمی روید،

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.

باغ بی برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز.

جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .

پادشاه فصلها پائیز.

تهران-خرداد1335

 

شعر تصنیف محمد رضا شفیعی کدکنی:

 

به کجا چنین شتابان؟

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زین جا،

هوس سفر نداری

زغبار این بیابان؟

همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتایان؟

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت به خیر! اما،

تو و دوستی ،خدا را

گر از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را

 

از اینجا دانلود کنید

 

 

با تشکر امید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 1:7  توسط سیاه مشق  | 

 تک نوازی تنبک-گفتگوی چپ و راست-برداشتی از ریتمهای مطربی

از اینجا دانلود کنید

 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 2:16  توسط سیاه مشق  | 

*شور*

آهنگساز:پرویز مشکاتیان

هنرمندان:جمشید محبی-بهداد بابایی-پرویز مشکاتیان

آوانگاری:علیرضا جواهری

نکاتی در مورد این مطلب:

یاران همراه گذاشتن نت در اینجا منوط به درخواست شما عزیزان می باشد به مانند این قطعه و قطعه راز و نیاز.

آوانگاری این قطعه تنظیم شده برای ساز سنتور می باشد.نوازندگان دیگر سازها براحتی می توانند انتقال بروی ساز خود دهند و از تکنیکهای ساز خود استفاده کنند.

بهتر است که ریتم قطعه را بصورت ۱۶/۸ فرض کنید تا تقسیم بندی میزانها دقیق تر باشد.

استاد مشکاتیان معمولا برای قسمتهایی که اشاره به شهناز و قرچه دارد از پوزیسیون سوم سنتور استفاده می کنند بدین معنی که ر کرن را در پوزیسیون سوم(پشت خرک) کوک می کنند.

 

اجرای قطعه خزان از اینجا دانلود کنید

 

قسمت اول  از اینجا دریافت کنید

قسمت دوم  از اینجا دریافت کنید

قسمت سوم  از اینجا دریافت کنید

قسمت چهارم  از اینجا دریافت کنید

قسمت پنجم  از اینجا دریافت کنید

قسمت ششم  از اینجا دریافت کنید

قسمت هقتم  از اینجا دریافت کنید

قسمت هشتم  از اینجا دریافت کنید

قسمت نهم  از اینجا دریافت کنید

قسمت دهم  از اینجا دریافت کنید

 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 16:6  توسط سیاه مشق  | 

تنظیم و تدوین:داود آزاد

آواز:صدیق تعریف

اجرا:گروه همنوازان(حسن ناهید-داود آزاد-کیهان کلهر-حسین بهروزی نیا-مهران کلهر-صادق تعریف-کامبیز گنجه ای)

اشعار:باباطاهر-کسرایی-سایه

 از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 18:10  توسط سیاه مشق  | 

*چهارگاه*

طنین نغمه ای هر صبحدم از پنجره ها در کوچه و خیابانهای شهر جاری بود بانگ سحر آمیزخروسی طلوع کار و حرکت را با یک کلام نوید می داد سلام سلامی چو بوی خوش آشنایی

آهنگساز:حسن کسایی

تنظیم:حسین علیزاده

گروه سازهای ملی

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 11:26  توسط سیاه مشق  | 

كارگردان:زنده ياد علي حاتمي

موسيقي:ارسلان كامكار

موضوع نخست از دیدگاه فرزندانی است که در کنار مادر پیرشان یک بار دیگر روزگار خوش کودکی را تجدید می کنند.

موضوع دوم سفر سبک بارانه یک مادر است به دیار دیگر که خود مشتاقانه در تدارک این سفر شرکت می کند و فرزندانش را در فراهم آوردن مراسم پس از مرگش یاری می دهد.

 

اين تنبور محبت زخمه اش نوازشه نه سيلي(قسمتي از ديالوگ فيلم)

"درود بي كران خدمت دوستان جان"

در مورد فيلم مادر گفتني بسيار است چه در مورد علي حاتمي گارگردان فيلم،يگانه سينماي ايران،چه در مورد محمود كلاري،فيلم برداري كه با آثارش به نوازش چشمان بينندگانش پرداخته،در مورد فيلمنامه و ديالوگهاي فيلم،خاطراتي كه اين حقير با  فيلم داشته(براي اولين بار اين فيلم را در سينماي مرحوم!آزادي تماشا كردم)چه در مورد بازيگران فيلم(به خاطر دارم با يكي از اساتيد موسيقي ايران در مورد تصنيف امشب در سر شوري دارم مهندس همايون خرم به صحبت نشسته بوديم ايشان فرمودند هر آهنگسازي كه چنين كاري در كارنامه هنري خود داشته باشد براي يك عمر فعاليت هنري كافيست و حال بايد گفت بازيگراني كه در اين فيلم ايفاي نقش كرده اند همين يك نقش براي درخشان بودن كارنامه هنريشان كافيست) و ...

واما ما در اين وبلاگ در مورد موسيقي به همدلي پرداخته ايم لذا به موسيقي فيلم مي پردازم.

فيلم مادر به حق نمونه يك فيلم به تمام معني ايرانيست.به خصوص موسيقي فيلم كه نكته حائز اهميت از نظر اينجانب نيز همين مسئله است.فيلمنامه و موقعيت هاي موجود در فيلم عرصه بسيار خوبي براي ارسلان كامكار فراهم نموده در جهت استفاده از قابليت هاي بي شماري كه  موسيقي ايراني دارا مي باشد.وبه حق ايشان نيز در اين زمينه سنگ تمام گذاشته و از تمام دانش خود بهره لازم را برده اند.فضاي موسيقي فيلم كاملا نزديك به موسيقي دستگاهي ايران و سازبندي و تنظيم آن نيز تماما با استفاده از آلات موسيقي ايرانيست.

موسيقي فيلم بنا به حس موقعيت و پلان،گردش در دستگاههاي مختلف ايراني دارد كه مي توان به دستگاههاي ماهور-چهرگاه و همايون و ...اشاره كرد كه نشان از نكته سنجي و درك صحيح آهنگساز از اين نوع موسيقي دارد.بطور مثال مي توان به پلان صبح و بيداري اهل خانه كه موسيقي و تم آن در چهارگاه(با ملودي شبيه به قطعه سلام صبحگاهي استاد كسائي)اشاره كرد.

در مورد ساز بندي نيز روال كار به همين منوال بوده است كه مي توان به اين موارد اشاره كرد:

پلان آبياري باغچه كه با شروع ريزش قطرات آب از آبپاش سنتور شروع به ريز زدن مي كند و موسيقي آغاز مي شود.

پلان دعواي دو برادر كه با استفاده از آلات ضربي موسيقي ايراني به مانند تنبك و دف و ...مي باشد.

كليه پلانهايي كه داراي حس عاطفي و غم و اندوه هستند ساز ملودي نواز كمانچه مي باشد.

صحنه ورود پسر عرب كه با همراهي ساز عود مي باشد(اين كلام بدين معني نيست كه عود يك ساز عربي است)وموارد بسيار ديگر.

به هر حال قصد اين حقير از نوشتن اين مطلب و پرداختن به موسيقي فيلم مادر اين بود كه موسيقي ايراني داراي قابليت هاي بي شمار است كه با درك صحيح آن مي توانيم به بالندگيهاي فرهنگي و هنري خود بيفزاييم.وچقدر جاي تاسف دارد كه ردپاي اين نوع موسيقي را در فيلم هاي خود به حداقل رسانده ايم.بياييد باور داشته باشيم حسي كه سلوي يك تار تنها مي تواند در يك صحنه داشته باشد گاهي به مراتب بيشتر از يك اركستر كامل و بزرگ است.اين نوع موسيقي ريشه در خون ايراني دارد هرچند كه به لحاظ بي لطفي هاي بيشمار و ظلمي كه در حق اين موسيقي روا داشته شده است از مخاطبان آن كاسته است اما كدام ايراني را سراغ داريد كه با شنيدن صداي يك ساز ايراني دلش به لرزه نيفتد.

همانطور كه سروران ارجمند مي دانند موسيقي متن اين فيلم منتشر نشده است و اينجانب قطعاتي از موسيقي و قسمت كمي از ديالوگ هاي آن را انتخاب كرده و براي شما در اينجا گذاشته ام اميد آنكه مقبول طبع لطيف شما قرار گيرد و اگر چنين بود و راضي به ادامه چنين كاري بوديد اعلام فرماييد.

 

از اینجا دانلود کنید

 

 

با تشکر امید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 13:50  توسط سیاه مشق  | 

هرچند که استقبال چندانی از مطالب قبلی که در این مورد بود نشده بود اما تنها به دلیل درخواست یکی از یاران نت این قطعه را در اینجا قرار دادم .برای دانلود خود قطعه می توانید به هفته چهارم تبر مراجعه فرمائید.

قسمت اول از اینجا دانلود کنید

قسمت دوم از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 13:18  توسط سیاه مشق  | 

*راك*

آهنگساز و تنظيم:پرويز مشكاتيان

ريتم:8/6

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 22:52  توسط سیاه مشق  | 

هنرمندان:حسین علیزاده-پرویز مشکاتیان-بهمن رجبی

قطعات:پیش درآمد نغمه-زابل-دخترک ژولیده

 از اینجا دانلود کنید


*در مطالب قبلی به قطعه دخترک ژولیده اشاره  و همچنین اجرای گروه عارف و آقای ظریف نیز در وبلاگ قرار داده شده بود*

 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 20:8  توسط سیاه مشق  | 

هنرمندان:محمد رضا شجریان-پرویز مشکاتیان-محمد موسوی-مرحوم ناصر فرهنگفر

 

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 17:4  توسط سیاه مشق  | 

هنرمندان:محمدرضاشجريان-محمد موسوي-پرويز مشكاتيان-مرحوم ناصر فرهنگفر

 

اين اثر را بنا به درخواست ياران همراه در اينجا قرار دادم و اگر نه خود بنده اعتقاد دارم كه براي شما لطف چنداني نخواهد داشت كه با اين كيفيت اثري را گوش كنيد هرچند كه منتشر نشده باشد.

اگر علاقمند به ادامه چنین کاری هستید لطفا اعلام بفرمائید.

 

 از اینجا دانلود کنید

 

با تشكر اميد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 19:7  توسط سیاه مشق  | 

كارگردان:رضا میر کریمی

آهنگساز:محمد رضا عليقلي

دكتر عالم متخصص برجسته مغز و اعصاب كه غرق در روابط كاري و اجتماعي خويش است فرزندش سامان را فراموش كرده است.

آسمان بي انتهاي كوير انبوهي از ستاره ها را در آغوش خود جاي داده و سامان در دل كوير به رصد كردن ستاره ها مشغول است.بر اثر حادثه اي دكتر موفقيت هاي حرفه اي خود را رها مي كند و از ميان كوير مي گذرد تا به فرزندش نزديك شود.

 

*برنده بلورين بهترين موسيقي فيلم از بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم فجر*

 

 مرگ ستاره ها   از اینجا دانلود کنید

 

 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 9:33  توسط سیاه مشق  | 

*دشتي*

آهنگساز:ابوالحسن خان صبا

تنظيم براي اركستر:محمد رضا شريفي

 

از اينجا دانلود كنيد

با تشكر اميد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 18:4  توسط سیاه مشق  | 

آهنگساز و تنظیم:هوشنگ کامکار

اجرا:گروه کامکارها

آواز:بیژن کامکار

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:1  توسط سیاه مشق  | 

*بیات اصفهان*

آهنگساز:جواد معروفی

سنتور:فرامرز پایور

تنبک:محمد اسماعیلی 

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:1  توسط سیاه مشق  | 

آهنگسازورهبر اركستر:احمد پژمان

اجرا:اركستر ملي فيلارمونيك لندن

از اینجا دانلودکنید

 

با تشکر امید

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 22:5  توسط سیاه مشق  | 

آهنگساز و تنظیم:حسین علیزاده

اجرا:گروه شیدا و عارف

نت این قطعه برای تار و سه تار تنظیم شده که نوازندگان سازهای دیگر می توانند براحتی انتقال بروی ساز خود دهند برای مثال نوازندگان سنتور می توانند ۴ نت بالاتر اجرا کنند بصورتی که نت ر (d)برای آنها تبدیل به نت سل(g) می شود و به همین ترتیب.برای تکنیک هایی که مخصوص تار می باشد نیز می توانند به سلیقه خود آنها را تغییر دهند مانند شروع قطعه که می توانند بجای کنده کاری از تریل پر استفاده نمایند (تریل بدون تک ریز با نت لا بمل) و به همین صورت.

قطعه خزان (شور)   از اینجا دانلود کنید

قسمت اول نت  از اینجا دریافت کنید

قسمت دوم نت  از اینجا دریافت کنید

قسمت سوم نت از اینجا دریافت کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 20:32  توسط سیاه مشق  | 

از دوست هنرمند و با ذوقم *نانا* کمال تشکر را دارم برای اینکه اینقدر بنده را شبیه خودم کشیدند فقط سنتور ایراد داره آن هم ناکوک و فالش بودنش هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 9:17  توسط سیاه مشق  | 

*چهارگاه*

آواز:رامبد صدیف

سنتور:مجید کیانی

تنبک:مجید خلج

صحيح‌‏‎ روايتي‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ آوازخواناني‌‏‎ معدود‏‎ از‏‎ "رامبد‏‎ صديف‌‏‎"
.‌‏‎مي‌دهد‏‎ ارائه‌‏‎ قاجار‏‎ دوران‌‏‎ آوازي‌‏‎ موسيقي‌‏‎ از‏‎

نه‌‏‎ از‏‎ و‏‎ شد‏‎ متولد‏‎ اردبيل‌‏‎ شهرستان‌‏‎ در‏‎ سال‌ 1318‏‎ در‏‎ صديف‌‏‎
و‏‎ تعزيه‌‏‎ از‏‎ را‏‎ آواز‏‎ كه‌‏‎ پدرش‌‏‎ دوستان‌‏‎ از‏‎ يكي‌‏‎ نزد‏‎ سالگي‌‏‎
معرفي‌‏‎ با‏‎ سپس‌‏‎.‎پرداخت‌‏‎ آواز‏‎ يادگيري‌‏‎ به‌‏‎ بود ، ‏‎ آموخته‌‏‎ تكايا‏‎
سليمان‌‏‎ ايران‌‏‎ آواز‏‎ بزرگ‌‏‎ استاد‏‎ مكتب‏‎ به‌‏‎ ياحقي‌‏‎ حسين‌‏‎ استاد‏‎
و‏‎ رديفها‏‎ كليه‌‏‎ وي‌‏‎ از‏‎ و‏‎ يافت‌‏‎ راه‌‏‎ (خان‌‏‎ سليم‌‏‎)‎ قاسمي‌‏‎ امير‏‎
.فراگرفت‌‏‎ را‏‎ خواندن‌‏‎ شيوه‌‏‎ همچنين‌‏‎ و‏‎ موسيقي‌‏‎ معروف‌‏‎ گوشه‌هاي‌‏‎
توسط‏‎ ضربيها‏‎ و‏‎ خوانندگان‌‏‎ ساير‏‎ شيوه‌هاي‌‏‎ تكميل‌‏‎ براي‌‏‎ سپس‌‏‎
به‌‏‎ و‏‎ دوامي‌‏‎ عبدالله‌‏‎ استاد‏‎ محضر‏‎ به‌‏‎ محمودكريمي‌‏‎ شادروان‌‏‎
آذر‏‎ اقبال‌‏‎ استاد‏‎ حضور‏‎ به‌‏‎ بوذري‌‏‎ ابراهيم‌‏‎ ياد‏‎ زنده‌‏‎ وسيله‌‏‎
گذراند‏‎ آنان‌‏‎ نزد‏‎ را‏‎ دوره‌اي‌‏‎ و‏‎ يافت‌‏‎ راه‌‏‎ (السلطان‌‏‎ اقبال‌‏‎)
تجربه‌ ، ‏‎ به‌‏‎ سال‌‏‎ معادل‌ 40‏‎ زماني‌‏‎ در‏‎ بعد ، ‏‎ به‌‏‎ هنگام‌‏‎ آن‌‏‎ از‏‎ و‏‎
.پرداخت‌‏‎ ايران‌‏‎ آوازي‌‏‎ موسيقي‌‏‎ در‏‎ تفحص‌‏‎ و‏‎ تحقيق‌‏‎
.است‌‏‎ وي‌‏‎ شخص‌‏‎ به‌‏‎ منحصر‏‎ و‏‎ ويژه‌‏‎ دليل‌‏‎ چند‏‎ به‌‏‎ صديف‌‏‎ خواندن‌‏‎ سبك‌‏‎
صدايي‌‏‎ نوع‌‏‎ و‏‎ است‌‏‎ وي‌‏‎ مختص‌‏‎ صديف‌‏‎ حنجره‌‏‎ اين‌كه‌ ، ساختار‏‎ اول‌‏‎
فرد‏‎ به‌‏‎ منحصر‏‎ و‏‎ ويژه‌‏‎ مي‌تراود ، ‏‎ بيرون‌‏‎ به‌‏‎ حنجره‌‏‎ اين‌‏‎ از‏‎ كه‌‏‎
امير‏‎ چون‌‏‎ استاداني‌‏‎ و‏‎ پيشينيان‌‏‎ شيوه‌‏‎ به‌‏‎ چه‌‏‎ اگر‏‎ وي‌‏‎ است‌ ، ‏‎
مي‌خواند ، ‏‎ خوانساري‌‏‎ اديب‏‎ و‏‎ تاج‌‏‎ طاهرزاده‌ ، ‏‎ اقبال‌ ، ‏‎ قاسمي‌ ، ‏‎
شنيدن‌‏‎ با‏‎ شنونده‌‏‎ و‏‎ مي‌باشد‏‎ دارا‏‎ را‏‎ خود‏‎ خاص‌‏‎ استقلال‌‏‎ اما‏‎
را‏‎ تكراري‌‏‎ يا‏‎ مشابه‌‏‎ صدايي‌‏‎ كه‌‏‎ نمي‌كند‏‎ حس‌‏‎ وي‌ ، ‏‎ صداي‌‏‎
.مي‌شنود‏‎ 

کلاسهای درس این استاد بزرگ و ردیف دان هنوز دایر است 

بصورتی که هنرجویان بطور دسته جمعی درس را گرفته سپس جواب پس می دهند که البته همواره به همراه ساز می باشد و معمولا نیز جواب آواز را تار می دهد

 کلاسهای درس ایشان بصورت گردشی بوده بطوری که از دستگاهی شروع و به همان نیز ختم می شود و اینطور نیست که برای هر هنر جویی درسی خاص داده شود و معمولا نیز شاگردان چند دوره ردیف را مرور می کنند

قسمت اول را از اینجا دانلود کنید

 

قسمت دوم را از اینجا دانلود کنید

 

 موسیقا

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 20:44  توسط سیاه مشق  | 

*نوا*

آهنگسازوتنظیم:پرویز مشکاتیان

خواننده:محمد رضا شجریان

اجرا:گروه عارف

آوانگاری:علیرضا جواهری

تصنیف دود عود با اجرایی متفاوت با آلبوم  از اینجا دانلود کنید

قسمت اول نت  ازا اینجا دانلود کنید

قسمت دوم نت از اینجا دانلود کنید

قسمت سوم نت  از اینجا دانلود کنید

قسمت چهارم نت  ازاینجا دانلود کنید

قسمت پنجم نت  از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 20:48  توسط سیاه مشق  | 

گمان بنده بر این است که تمامی یاران اجرای الهه ناز را دارندو  حتی بصورت ثبت شده در ذهن خود  لذا اجرایی از این تصنیف را در اینجا قرار نداده ام .

صفحه اول نت  از اینجا دانلود کنید

صفحه دوم نت  از اینجا دانلود کنید

صفحه سوم نت از اینجا دانلود کنید

شعر تصنیف  از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 16:51  توسط سیاه مشق  | 

هرچند انچه در اين گفتار انتقادي ميايد در سايتي منتشر ميشود كه موسيقي را ترويج ميكند اما در سياست گذاري خود در زمينه موسيقي از سياستهايي همچون  جانبداري – بزرگ نمايي و متعالي نشان دادن موسيقي و موسيقيدانان  شديدا  پرهيز ميكند :


 


سالهاست كه موسيقي در ايران از تفكر چند دهه قبل خود جدا شده است و به گونه اي ديگر راه را طي ميكند  تفكري كه در سالهاي دور موسيقي در ايران را  وسيله طرب ميدانست  و موسيقيدان را  مطرب هرچند اين نگرش بس خشن هنوز بسيار اندك در فرهنگ بسيار اندكي از مردم ايران جاي دارد  اما نگرشي بسيار خطرناك تر و پر اغراق تر از  اين نگرش در اين دهه هاي اخير جايگزين اين نگاه گرديده است و ان الهي و معنوي و پاك دانستن هنر موسيقي و الهه و بيش از حد الهه دانستن موسيقيدانان در اين سرزمين است . همانگونه كه نگرش اول در روند موسيقي ايران خللي بزرگ وارد كرد روند دوم نيز در حال نابود سازي موسيقي و موسيقيدان به گونه اي  در ايران كنوني است .


مردم ايران از روي عشق و علاقه وافر خود به هنر ( موسيقي) و به دليل ممنوع بودن و عدم اجازه به قشر موسيقي در برهه از زمان و تاثير موسيقي بر روند اجتماع و سياست و دهه ي طلايي موسيقي ايران و بسياري دليل ديگر  موسيقي را  يك هنر متعالي و پا ك و منزه ميدانند و در همين حال موسيقيدانان را اسطوره و الهه اي در اين ميان  . اين تفكر نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان رابطه استاد و هنرجو نيز حاكم است و استاد و معلم نقش يك الهه و بت را در اين ميان بازي ميكند جالب انكه در اين نوع رابطه اگر هنرجو به معلم خود ان بهاي اسطوره اي و الهه اي را ندهد از سوي معلم طرد مي شود .


هر چند اين ديدگاه در نخستين نگاه بسيار ارزشمند و عالي ميايد اما اگر در مسئله واقعيتها دور نگه داشته شوند و هنر موسيقي و هنرمند موسيقي مردم  و هنرجويان را با اين ترفند دور بزنند چه جايگاه تاريخي جز سرخوردگي مردم عاشق يك هنر براي اينده در پيش رو خواهد بود ؟


در شكستن تابوي اين ديدگاه تنها اوردن اين نكته كه ديدگاه علمي به موسيقي كه واقعيت ماجراي موسيقي است از ديدگاه عمومي مردم به دور مانده است و انان موسيقي و موسيقيدان را هنر و انسان هاي وابسته به علم و دانش نميدانند بلكه وابسته به والايي و عالم معنا ميپندارند ! و چه بيچاره تفكري ....


از سوي ديگر موسيقي به عنوان يك هنر چون ساير هنرها به دليل انچه در سالهاي دور و نزديك هميشه مراكز و مسئولين موسيقي  خواسته اند به بخش رو بنايي ان توجه شده است و مردم نيز در نتيجه ساده ترين و رو بنايي ترين ان را شناخته اند و غريبه بودن مردم با موسيقي نيز بر اين نكته دامن زده است كه هنر جدي همان هنر موسيقي الهي و معنوي و متعالي و پاك است. در اين نگرش كه از سوي هنرمندان اين نوع موسيقي ها نيز دامن زده شده اينان خود را خواص جامعه دانستند و ما بقي انسانهاي جامعه را نيز كه از درك ان موسيقي عاجز بودند و شايد  علاقه اي بدان نداشتند را عوام تصور كرده و ميكنند .


  از طرف ديگر  در واقع اين ديدگاه ها مديون يك نگرش بسيار خطرناك ديگر است كه كشورهاي بلوك شرق از جمله شوروي سابق با نگاه خود به هنر موسيقي  داشته اند در واقع جهان  انچه از موسيقي در شوروي سابق سراغ دارد يك نوع موسيقي در مقابل موسيقي بلوك غرب ( به عنوان مظهر امپرياليسم جهاني  ) است به ظاهر اما بدليل انچه فشار نيروي خارجي بر هنر است اين هنر را متعالي و اصيل و پاك ميخواند ( در نگاه ايدولوژيكي ) و ما بقي موسيقي  ها را  موسيقي زشت و قبيه قلمداد ميكند . اين بينش امروز بر هنر جدي ايران حاكم است به طوري موسيقيدانان جدي بيشتر و برخي از موسيقيدانان غير جدي ايران افرادي خاص با ديدگاههاي پيچيده  قلمداد ميشوند .


در واقع تابوي موسيقي ايران امروز ديدگاه به هنر موسيقي و موسيقيدانان به عنوان هنر متعالي و بت سازي هاي فزاينده غير منطقي است .


اما چرا در جامعه ما به عنوان جامعه اي كه خود را پيشرو فرهنگ ميدانسته است اينگونه اتفاقات و ارج نهادنها  افراطي رخ ميدهد خود جاي بسي شگفتي است جالب است كه اين قدرداني هاي بي منطق از موسيقي و موسيقيدان در حالي صورت ميگيرد كه جامعه ايران هنوز نميداند كه در عالم پزشكي – مهندسي – و علوم ديگر افرادي حضور دارند كه شايد بدون انكه خود دايه خواص بودن متفاوت بودن باديگران را داشته باشند و يا ديگران را موظف به احترام و تكريم بدانند كارهايي را انجام ميدهند كه بسياري انساني تر و شريفتر و براي جامعه مفيدتر است از انچه امروز در موسيقي ايران انجام ميپذيرد


 


 


حال و روز گدايي كه معتبر شد


 


موسيقي ايران روزگار بسيار اسف باري را در مقابله با مردم و هنرجويان ميگذارند . كار به جايي رسيده است كه موسيقيدانان درجه دوم سوم اروپا را انچنان ارج مينهند كه انان متعجب به مردم مينگرند ( البته اين هم از سر دانش كم است و هم از سر همان  ديدگاه  ) موسيقيدانان ايراني كه در انسوي مرزها درس خوانده اند و شايد از داخلي ها هم كمتر علمي بدانند فقط از اين رو كه موسيقيدان ان سوي مرز هستند جدي انگاشته ميشوند ( البته بسياري نيز سطح علمي بالايي دارند كه منظور نگارنده مسلما انان نيست ) . اسفناك  تر ان است برخي از همانها كه برايشان مردم ايستاده كف ميزندد ( چه موسيقيدان داخلي و چه موسيقيدانان تحصيل كرده خارج )  در اخلاقيات و انسانيت بر سر همين ارج نهادنهاي بي سبب و بي اندازه هنرجويان و مردم ( و دلايل ديگر ) به انحطاط رسيده  و شايد خواهند رسيد كه اگر يك جراح يا يك استاد دانشگاه با تمام علوم و ارزش علمي بسيارش كه دارد اگر چنين مينمود از سر كارش اخراج ميگشت و هيچ كس سراغي از او نميگرفت .


در چنين اشفته بازاري است كه عده اي كه اندازه تحصيلاتشان در موسيقي به اندازه سالهاي دبيرستان يك محصل نرسيده است به اين نتيجه ميرسند كه مردم اهميت ندارند و فقط براي چند رديف جلويي كه متشكل از اساتيد ( و به قول خودشان خواص ) است ساز ميزنند و مردم از همه جا بي خبر دقايقي طولاني براي انان ايستاده  كف ميزنند .


چرا جامعه اي بايد اينگونه بيانديشد ؟ چرا در يك جامعه تقديرهاي اينچنين بايد جاي سئوال داشته باشد . كدام كشور مترقي را سراغ داريد كه ارزش يك شخص و كارش بيش از اندازه الهي و معنوي انگاشته شود در هر درجه و مقامي چرا موسيقيداناني كه از ان سوي مرزهاي اين سرزمين ميايند چند ماهي نمانده خود را بسيار جدي تر از ان روز كه امده بودند مي انگارند و بر اين باور ميرسند كه با ديگران فرق دارند ؟ كدام فرق ؟ كدام خيال باطل ؟


مردم هنرمندان را بايد همانقدر ارج نهند كه بزرگان سياست . علم و دانش را ايا براي بزرگترين جراح و يا قويترين مهندسان اين مملكت مردم اينگونه در كوي و برزن و در مكانهاي عمومي قدر مينهند اصلا انان را ميشناسند ؟ اگر امروز در اروپاي مدرن كه همه اين روزها شيفته ان هستند ( البته شيفته كارهايي كه اسان است و سهل نه شيفته كارهاي علمي و طاقت فرسا )  بر فلان ورزشكار و فلان موسيقيدان ارج مينهند و براي جوانان الگو ميسازند ايا الگويي در علم نمي سازند ؟ واقعا ببينيد كه كدام را ارزش بيش مينهند و نوع نگاهشان ايا بر يك هنر و يا علم غير واقعي است و از انشعابات خيالي مانند تعالي و موسيقي الهي و ... نشات ميگيرد ؟ هنر جوي عزيز  و علاقمندان به موسيقي بزرگترين ويرانه را شما براي هنر خواهيد ساخت اگر بر همين روند و نگرش بر موسيقي و موسيقيدان ادامه دهيد . اين نگاه براي هنر موسيقي ويران كننده است .


 


چرا ميگويم هنر پاك و متعالي نيست ؟


 


مطمئنا كسي منكر هنر دوست بودن و فرهنگي بودن مردمان نيست ؟ !! اما اين هنر دوستي و اهل فرهنگ بودن را كجا مي يابيد ؟ در خود هنر . در هنرمندان . از نوع علاقمندي يك مردم به هنر جدي ؟ ...


 


هنر موسيقي يك فرايند تاريخي دارد و يك فرايند كه شكل گيري ان در هر زمان وابسته است . انچه در موسيقي و فرايند و پروسه ان از نظر تاريخي و نگرشي اتفاق ميافتد  . در انواع و دسته بندي اختراع – اكتشاف – علوم پايه  و علوم نظري و رياضي و ... جاي ميگيرد در تمام زمينه ها : ساخت ساز – نوازندگي – اهنگسازي كه همگي با نبوغ و استعداد در هم مي اميزد  وثمره علم موسيقي را ميدهد كه اين امر در ديگر علوم نيز به همينگونه است و تفاوتي ميان انسانهاي هر علوم و بزرگان ان وجود ندارد اما گويي علاقمندان موسيقي دوست دارند موسيقي را عجيب و دست نيافتني بدانند و موسيقيدان را پيچيده و شگرف و با كمال تاسف بايد گفت همه را دوست دارند موزارت و ... ببينند . ما با اين بينش به كجا ميرويم.


به طور خلاصه هنر ساخته دست بشر است و مانند تمام اختراعات و ابداعات و ... بايد بدان نگريسته شود نه بيش و نه كم به اندازه خود پاكي و تعاي صفتي است كه نميتوان در هنر موسيقي گنجاند اما شايد هنرمندي را بتوان يافت كه داراي صفت پاك بودن و انسان بودن باشد و اين باز دليل نميشود كه همه هنرمندان موسيقي را چون اله هايي  پيچيده غريب دست نيافتني و در يك كلام بتان خود ساخته سازيم .


 


آنچه خود خواهيم ساخت :


 


انچه از اين نكات پراكنده جمع بندي خواهم كرد نگرشي است و راهي نو به موسيقي و موسيقيدان . هر انچه زيبايي است صرفا قابل وصل به خالق و ماوا اطبيعه نيست موسيقي علمي است چون ديگر علوم و پايه هاي علمي ان و كوشش و جهد هنرمند بر اين پايه هاي علمي در موسيقي ابعث به وجود امده اثار ميشود ( همانگونه پايه هاي عملي و كوشش و جهد در علوم مختلف باعث كشف و اكتشاف ميشود ) موسيقي ذاتا يك هنر است بر مبني علمي و انچه هنرمندان و اهالي هنر بر تعالي ان پاي مي فشارند گامي است عبث بر خود بزرگ بيني هاي شخصي و يا ايجاد فضايي ايدولوژيك و غير ه  .


در ايران امروز اهالي موسيقي و دوستداران ان و هنرجويان با ايجاد يك فضاي احساسي و ارج نهاد بيش از حد به موسيقيدانان اين سرزمين كه خود بهتر ميدانيم در چه سطحي از علوم موسيقي در جهان هستند ( به غير از موسيقي ملي و سنتي و مقامي ايران ) راهي براي ويراني موسيقي فراهم اورده اند و يك جوزدگي بي اندازه موهوم را ميان اين هنرمندان موسيقي ايجاد نموده اند .


روزي كه دربهاي ايران به روي گروههاي موسيقي غربي و موسيقيدانان برجسته جهان در سبكها و گرايشهاي مختلف باز گردد بسياري متوجه خواهند ارج ومقام احترام را در چه حدي و چه شرحي لازمه موسيقي خواهد بود .


از ديدگاه نگارنده ارج و ارزش پزشكي كه جان هزاران مريض را در با طي مدارج مختلف دانشگاهي در ايران نجات ميدهد از ارزشي كه مردم بر هنرمندان موسيقي مينهند بسياري كمتر و بي رنگ تر است و جايگاه انسانها در ايران انطور كه بايد در اذهان عمومي تعريف نشده است و شايد اين ارج نهادن بي مورد و بيش از اندازه سبب ويراني دنياي موسيقي غربي ايران باشد .


اين روند در پايان به سرخوردگي عمومي از هنرمندان موسيقي ايران ختم خواهد شد شايد اكنون در اين فضاي غير شفاف اين روند براي بسياري جالب باشد اما روزگاري  كه ارامش حاكم شود رسانه هاي عمومي وظيفه خطير شفاف سازي را انجام دهند ان روز پايان كار خواهد بود . و اغاز راهي ديگر

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 12:18  توسط سیاه مشق  | 

به عقيده نويسنده روزنامه گاردين مقامات ايرانی به موسيقی راک به عنوان "نماد انحطاط غربی و مخالفت سياسی" می نگرند

روزنامه گاردين چاپ لندن در شماره سه شنبه (23 اوت) خود مقاله ای درباره گروه های راک زير زمينی در ايران چاپ کرده است.

"رابرت تيت" نويسنده گاردين در مقاله خود به فعاليت های گروه های موسيقی راک از جمله گروه موسيقی "نوريک ميساکيان" و تلاش های اين گروه ها برای کسب مجوز می پردازد.

گاردين می نويسد که گروه نوريک ميساکيان يکی از صدها گروه موسيقی راک ايرانی است که علی رغم مخالفت رسمی دولت با موسيقی راک، در حال شکل گيری و رشد هستند و اين گروه هنوز موفق نشده است که کنسرتی زنده حتی در اندازه ای کوچک اجرا کند.

تيت در ادامه می نويسد که گروه نوريک ميساکيان با "بدگمانی" مقامات ايرانی در خصوص موسيقی راک که به آن به عنوان "نماد انحطاط غربی و مخالفت سياسی" می نگرند، روبرو هستند و در اين شرايط اعضای اين گروه در تلاشند که مجوز رسمی انتشار نخستين آلبوم خود را با پشت سرگذاشتن سدهای اداری به دست آورند.

در اين مقاله از قول نوريک ميساکيان نوازنده گيتار و آهنگساز اين گروه آمده است : ما برخلاف جريان آب شنا می کنيم و احتمال ناممکن بودن رسيدن به خواسته مان را پيش بينی می کنيم.

ميساکيان می افزايد: مسائل مادی برای ما مهم نيست آنچه برای ما اهميت دارد پشت سرگذاشتن مرزها و سدهاست و اينکه مطمئن شويم آلبوم مان به مراکز فروش محصولات موسيقی راه يابد.

در اين مقاله آمده "شورای موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران تاکنون ده آهنگ از آلبوم نوريک ميساکيان را که عنوان انگليسی Trails of the Soul را بر خود دارد، رد کرده و اعلام کرده که موسيقی راک محصول معتادان به مواد مخدر است."

گروه موسيقی اوهام از جمله گروه های موسيقی راک ايرانی است که برای کسب مجور انتشار آثارشان با مشکل مواجه بوده اند

رابرت تيت می نويسد که اگر مجوز انتشار برای اين آلبوم صادر شود اين گروه قصد دارد آن را همزمان با ايران به صورت "دی وی دی" در آمريکا، اروپا و کشورهای خليج فارس منتشر کند.

ساخت و ضبط اين آلبوم که در استوديويی در زيرزمينی کوچکی در تهران توليد شده، نزديک به دو سال و نيم طول کشيده است.

بنا به نوشته گاردين در صورتيکه اين آلبوم نتواند مجوز انتشار بگيرد، گروه نوريک ميساکيان اجازه اجرای زنده و برگزاری کنسرت نخواهد داشت. طبق قانون فقط هنرمندانی که موفق به کسب مجوز انتشار "سی دی" دارند می توانند تقاضای مجوز برگزاری کنسرت کنند.

گادرين به نقل از ادوين مارکاريان، نوازنده 30 ساله گيتارباس گروه می نويسد: امرار معاش از راه موسيقی راک در ايران غير ممکن است و تو فقط برای خودت می نوازی و اين هنر برای هنر است.

بنا به نوشته گاردين، وزارت ارشاد آلبومهای ارائه شده برای کسب مجوز را از نظر محتوای موسيقی و کلام بررسی می کند. برخی از گروه ها از جمله گروه نوريک ميساکيان برای آنکه از سوءظن مقامات در هنگام ارزيابی آلبوم شان بکاهند تنها موسيقی بدون کلام می سازند. اما وزارت ارشاد برای صدور مجوز، موسيقی راک را در تقسيم بندی خود به رسميت نمی شناسد.

رابرت تيت می نويسد تعدادی از گروه های موسيقی راک که موفق به دريافت مجوز از وزارت ارشاد نشده اند، آثارشان را از طريق اينترنت پخش می کنند. و عده ای که اجازه رسمی برگزاری کنسرت ندارند، به راه های ديگری مانند اجراهای غير قانونی مانند برگزاری کنسرت در خانه های شخصی و يا پارکينگهای زير زمينی خانه ها متوسل می شوند و در صورت کشف اين کنسرتها توسط نيروهای انتظامی ممکن است به شلاق محکوم شوند.

چندی است که نواختن گيتار در ميان جوانان ايرانی جایگاه ويژه ای پيدا کرده است

مقاله نويس گاردين می افزايد: ظاهرا اين محدوديت ها موجب بازداری هنرمندان از ادامه فعاليت شان نمی شود. آثار 86 گروه موسيقی که بيش از 80 درصد آنها را گروه های راک تشکيل می دهند از طريق وب سايتی با عنوان "تهران اونيو" (Tehran Avenue) قابل دسترسی است.

سهراب مهدوی بنيانگذار اين وب سايت فرهنگی می گويد: "بيشتر اين گروه ها زيرزمینی هستند و بخت کمی برای کسب مجوز رسمی برای انتشار آثارشان دارند. اما تعداد اين گروه ها همچنان رو به افزايش است و اين طبيعی است. زيرا نسل جوان با ما همراهی می کند. سن حدود 70 درصد از جمعيت کشور زير 35 است و بسياری از آنها به موسيقی راک علاقه مندند."

رابرت تيت در ادامه می نويسد که تمايل به اين دگرگونی پس از انقلاب ايران در سال 1979 که تمام گونه های موسيقی به جز سرودهای انقلابی و مذهبی را ممنوع کرد، قابل توجه است.

او می افزايد: موسيقی راک که پيش از انقلاب محبوب بود، در سالهای 1990 پس از اعمال برنامه های تازه فرهنگی توسط دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و پس از آن دولت اصلاح طلب محمد خاتمی، دوباره جان گرفت.

نتيجه اين بود که پخش ترانه های گروه ها و خوانندگان خارجی مانند ديويد بووی، لد زپلين و رديوهد که پيشتر ممنوع بودند، در حال حاضر به طور قانونی در دسترس است. هر چند پخش موسيقی خوانندگان زن و بسياری از خوانندگان مرد همچنان ممنوع است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 11:43  توسط سیاه مشق  | 

كارگردان:بهمن قبادي

آهنگساز:حسين عليزاده

 

1-لالايي از اینجا دانلود کنید

2-صلح از اینجا دانلود کنید 

 

با تشکر امید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 23:0  توسط سیاه مشق  | 

*ابوعطا-حجاز*

آهنگساز و تنظيم:پژمان طاهري

اجرا:گروه ايراني

همخوانان:پژمان طاهري-مهسا وحدت

شعر:ه.ا.سايه

 

نشود فاش كسي آنچه ميان من و تست

تا اشارات نظر نامه رسان من و تست

گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم

پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و تست

روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد

حاليا چشم جهاني نگران من و تست

گرچه در خلوت راز دل ما كس نرسيد

همه جا زمزمه عشق نهان من و تست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش،ارنه

اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و تست

اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت

گفتگويي و خيالي ز جهان من و تست

نقش ماگو ننگارند به ديباچه عقل

هر كجا نامه ي عشق است نشان من و تست

سايه زآتشكده ماست فروغ مه و مهر

وه از اين آتش روشن كه به جان من و تست

تهران آبان 1328

از اینجا دانلود کنید

با تشكر اميد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 20:55  توسط سیاه مشق  | 

آهنگساز: حشمت سنجري

رهبر اركستر:منوچهر صهبايي

*حشمت سنجري (1373-1296)آثار عمده :تابلوهاي ايراني سوييت براي اركستر بزرگ(1334)نيايش براي اركستر بزرگ و گروه كر(1342)چندين سرود(ازآن جمله اند سرود دانشگاه و سرود جمهوري)*

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 22:7  توسط سیاه مشق  | 

*ابوعطا*

آهنگساز:پرويز مشكاتيان

اجرا:محمدرضا رستميان

ريتم:16/6

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 22:58  توسط سیاه مشق  | 

ايمان وزيرى (متولد ۱۳۴۹) براى آنانى كه مسير نشر و انتشار تازه هاى موسيقى را دنبال مى كنند پيشتر به عنوان آهنگساز نوجو و از شاگردان عليرضا مشايخى در موسيقى معاصر (Contemporary music) شناخته شده بود. چه، آثار انتشار يافته از او (دو CD با نام هاى «پيانو كوارتت» و «موسيقى مجلسى») تجربياتى در حوزه موسيقى نو بود و عموم كنسرت هايى كه در ايران به روى صحنه برده بود نيز به موسيقى معاصر اختصاص داشت. اما اكنون با انتشار «تكنوازى تار» توسط انتشارات ماهور دريچه ديگرى براى شناخت وزيرى فراهم شده است؛ دريچه رو به منظر آگاهى او از موسيقى دستگاهى ايران... تكنوازى تار همان طور كه از نامش پيدا است شامل اجراى قطعاتى از رپرتوار موسيقى دستگاهى ايران در دستگاه شور، آواز دشتى، دستگاه همايون، سه گاه، چهارگاه و ماهور است.سابقه آشنايى وزيرى با موسيقى دستگاهى به قبل از آموزش هاى آهنگسازى و تجربه هاى موسيقى مدرن او بازمى گردد. وزيرى تار را ابتدا نزد فريدون حافظى آموخته و سپس به كلاس درس اسدالله حجازى از شاگردان على اكبر خان شهنازى رفته و نزد او رديف هاى دوره عالى و نيز كليات رديف هاى متداول ديگر را آموخته است. اولين اجراى رسمى تار ايمان وزيرى نيز در كنار شاگردان ديگر حجازى سال ها پيش منتشر شد و دربرگيرنده ساخته هاى حجازى براى تار بود. ساخته هاى - به قول حجازى- هارمونيزه شده اى كه شايد انگيزه هاى در پى آهنگسازى رفتن را نيز براى وزيرى فراهم كرده باشد. وزيرى فارغ التحصيل رشته موسيقى از دانشكده هنرهاى زيبا نيز هست و در آن دانشكده از آموزش هاى استادان گروه موسيقى دانشگاه تهران هم برخوردار شده است. اكنون نيز در مقطع دكتراى موزيكولوژى در آلمان تحصيل موسيقى مى كند اما او همچنان كه مسير آموزش هاى موسيقى غربى را دنبال كرده از پيگيرى حرفه اى در موسيقى دستگاهى نيز دور نشده و هرچند «تكنوازى تار» نخستين اثر مستقل اين نوع موسيقى در كارنامه ايمان وزيرى محسوب مى شود. اما قبل ترها كنسرت هاى پراكنده و بسيارى از خارج از ايران و گويا يك كنسرت موسيقى دستگاهى در ايران داشته است. (وزيرى آبان ماه ۷۸ با همراهى رامبد صديف خواننده نام آشنا و چند نوازنده ديگر، اجرايى را در دستگاه سه گاه به روى صحنه تالار وحدت مى برد اما به علت ويژگى هاى خواننده، كنسرت موفقى نمى شود و...) ايمان وزيرى بعد از اين اجرا در ايران تنها كنسرت هاى موسيقى معاصر برپا كرده و تجربيات موسيقى مدرن داشته و بالعكس در بيرون مرزها، صرفاً كنسرت ايرانى داده است. محسن شهرنازدار روزنامه نگار و پژوهنده حوزه موسيقى انتشار اثر تازه  وزيرى را از چند جنبه حايز اهميت دانسته و درباره آن مطلبى نگاشته است كه در پى مى آيد

 

«تكنوازى تار» نخستين اجراى رسمى ايمان وزيرى بعد از قريب به دو دهه تارنوازى است. آنچه اين اثر را بدون در نظر گرفتن ابعاد فنى و تكنيكى و حتى ويژگى هاى هنرى اش بااهميت مى كند تصويرى است كه از شاخصه هاى تارنوازى نسل ايمان وزيرى ارائه مى دهد. چه، آثار مستقل تكنوازى تار كه امكان مقايسه ميان سبك و سياق نوازندگى متولدين اواخر دهه بيست و دهه سى (لطفى، عليزاده، پيرنياكان، جنگوگ و... مجموعاً شاگردان شهنازى) با نسل او را فراهم كند وجود ندارد يا بسيار محدود است. حد فاصل اين دو نسل تنها دو نفر از متولدين دهه ۴۰ توانستند ضمن انتشار آثار مستقلى براى تار، نظر مخاطبين و منتقدين را به خود جلب كنند؛ كيوان ساكت و داوود آزاد كه هر دو با ميل شديد به تغيير، اولى با برداشت هاى روبنايى و ناسازگار با موسيقى ايرانى و دومى با تغييرات بطنى و سازگار با منطق درونى موسيقى دستگاهى آثارى را در قالب تكنوازى تار منتشر كردند و نماينده گرايش هاى غالب نسل خويش شدند.
نسلى كه وجه مشترك بيشتر آنان تكيه بر خودآموزى و نوجويى هاى پراكنده است اما نسلى كه از اواخر دهه ۴۰ متولد شده و به يادگيرى ساز تار پرداخته فرصت بيشترى براى آموزش نزد شاگردان على اكبر خان شهنازى داشته است و بالطبع برداشت هاى كلاسيك پررنگ ترى از موسيقى ايرانى دارد.
«
تكنوازى تار» وزيرى هرچند نمونه كاملى از گرايش غالب تارنوازى اين نسل را به دست نمى دهد (و براى مقايسه تطبيقى دقيق تر، بايد منتظر انتشار آثار ديگرى از تارنوازان هم  نسل او بود) اما حاوى نشانه هايى از تغيير مسير آموزش موسيقى دستگاهى از نوجويى هاى بى بنياد به سمت تكيه بر رپرتوار رسمى اين موسيقى است.
و اما نكاتى درباره ويژگى هاى اثر: «تكنوازى تار» با اجراى دستگاه شور آغاز مى شود و با ماهور پايان مى يابد. اولين برداشت از اجراى اين تكنوازى غلبه «جملات آوازى» بر «جملات سازى» و حضور شاخصه هاى اجراى قدما خارج از منطق روايت رديف است؛ ويژگى اى كه حاصل كنجكاوى هاى مستمر نوازنده در بازشنوى و تحليل آثار به جاى مانده از گذشتگان به حساب مى آيد.
حضور كمرنگ  تك ريزها، حضور پررنگ  تكيه ها و ريزهاى قرص و يكنواخت از خصوصيات تكنيكى اجراى وزيرى است. اما آنچه بر اجراى اصيل و بداهه اين اثر صحه مى گذارد، روايت سيال ذهن نوازنده از رپرتوار است. چه، تفكيكى ميان محفوظات ذهنى راوى ايجاد نشده و ذهن سيال او از توبره وسيعى كه طى ساليان گردآورده در لحظه لحظه اجرا بهره گرفته است. با همين خصيصه، ذهن راوى از «روايت» پيشى مى گيرد و ساز، صرفاً ابزار مرور محفوظات مى شود...
اجراى شور بعد از فراز و نشيب «اوج» تا «فرود» با تصنيف «چه شورها» اثر عارف قزوينى و يك ضربى قديمى به پايان مى رسد. تصنيف عارف با مترى آزادتر از معمول و تغزلى اجرا شده است. ريزهاى سبك شهنازى كه گاه بر واخوان هم تكيه مى كند هرچند شايد در سليقه سازى بسيارى نگنجد اما نشان از تسلط نوازنده بر تكنيك هاى تارنوازى دارد. از طرفى نوع روايت او از محفوظات موسيقى دستگاهى تنها به جان كسى مى نشيند كه از شنونده عادى موسيقى ايرانى عبور كرده و رابطه درونى ترى با اين نوع موسيقى يافته است. زيرا شنونده براى رابطه با اثر لاجرم بايد بتواند با روايت درونى شده اين اجرا همسان سازى ذهنى كند. از اين منظر به نظر مى آيد «تكنوازى تار» با شنونده عبورى موسيقى دستگاهى ارتباطى نگيرد و برعكس شنونده  جدى اين موسيقى را اغنا و برخوردار از حظ شنيدارى كند.
بعد از شور، اجراى آواز دشتى از متعلقات دستگاه شور قرار گرفته است. دشتى با اقتباسى از اجراى خصوصى رضا محجوبى شروع مى شود و البته با اجراى دشتى جليل شهناز در حكايت اكبرخان تارنواز همانندى فراوان دارد. (اجراى خصوصى  شهناز با روايت حسن كسايى از داستان زندگى اكبرخان) تكنيك هاى مضرابى كه مكتب شهناز و شهنازى را از هم تفكيك مى كند تكنيك ساز نوازنده را از سبك شهناز عبور داده است. اما برداشت موزيكاليته ايرانى در اجراى ايمان وزيرى بى شباهت به رپرتوار شهناز نيست. ناگفته پيداست كه نوازنده در تارنوازى تجربه اندوزى كرده، در مكتب شاگردان على اكبر خان شهنازى مشق تار گرفته، مكتب قدما به خصوص شيوه نى  داوود را با شوق دنبال كرده و بى تمايل به نحوه بيان موسيقايى شهناز و حتى شريف هم نبوده است. با اين حال همه اين خصوصيات اجراى دشتى او را پرشتاب كرده و در نحوه بيان ساز اين سبك و سياق ها را جملگى به نمايش گذاشته است. به طورى كه «جملاتى در محدوده درآمد» عامل پيوند دو سبك متفاوت بيان؛ اولى در محدوده موزيكاليته شهناز و دومى با زبان اجراى نى داوود در جواب آواز هاى قمر شده  است. اما قبل از اجراى ضربى كار و عمل، لحن و بيان اجرا ناگاه تغيير مى كند و انسجام بيشترى مى گيرد. اين افت و خيز ها البته تاكيد بر اجراى بداهه قطعات مى كند. هرچند راوى با اعتماد زياد به محفوظات خود دامنه سعى و خطاى ارتيكولاسيون اجراى بداهه را وسيع  تر كرده است.
رنگ دشتى اثر رضا محجوبى پايان آواز دشتى است. رنگ آشنايى كه در گذشته اشعار فكاهى نيز با  آن مى خواندند و مرحوم ناصر فرهنگ فر آخرين راوى اين اشعار بود...
اجراى همايون بعد از دشتى قرار گرفته و به حال و فضاى اجراى قدما نزديك شده است. رد جملاتى از اجراى به يادماندنى دكتر داريوش صفوت (تكنوازى سه تار، همايون، اجراى پاريس) را نيز در «تكنوازى تار» مى توان دنبال كرد و بايد گفت بى شك ايمان وزيرى از آموزش هاى دكتر صفوت نيز برخوردار بوده، و هنگام تحصيل او در دانشكده هنر هاى زيبا، صفوت مديريت گروه موسيقى دانشكده را بر عهده داشته و از شواهد و قرائن پيدا است، صفوت نحوه بيان دانشجويانى كه به او نزديك بوده اند را در چندين نسل متاثر كرده است. آنچنان كه مى توان گفت منطق روايى همايون در «تكنوازى تار» منطبق بر منطق روايى اجراى صفوت شده است. همايون با رنگى برگرفته از چند اجراى قديمى و شهر آشوب  پايان مى يابد. نحوه بيان موسيقايى در ضربى هاى پايانى همايون بى شباهت به موسيقى فراموش شده تخت حوضى هم نيست.اما سه گاه با ضربى و چهار مضراب آغاز مى شود و خيلى زود مخاطب را به فضاى مدال سه گاه پرتاب مى كند. همانطور كه در بروشور اثر نوشته شده حفظ متر قطعات ضربى ارجح بر اجراى دقيق تحرير ها، تزئينات و يبراسيون ها، اشاره ها ، ريز ها و... نبوده است. پرسشى كه بى پاسخ مى ماند، ابهام در بيان سهوى يا تعمد در انقطاع متر ضربى ها است و آيا حفظ توامان متر قطعات ضربى و اجراى دقيق تزئينات و اشاره ها و ريز ها و... اجرايى پرصلابت تر را به وجود نمى آورد؟ البته با منطق «زمزمه درونى» كه به نظر قاعده اساسى اجراى قطعات اين مجموعه است، طرح موضوع سهو و عمد از ميان مى رود وليك پرسش دوم بر جاى خود باقى مى ماند. با اين حال سه گاه در «تكنوازى تار» بيان سليس ترى يافته و «حفظ يكپارچگى نحوه بيان» كه در اجراى موسيقى دستگاهى يك اصل مهم است، بيشتر رعايت شده. در «تكنوازى  تار» لحن بيان قطعات از بافت يكنواختى برخوردار نيست و اين تنها ضعف بارز اثر است كه به نظر مى رسد ضبط قطعات در زمان هاى پراكنده سبب ساز آن بوده است...
و اما چهارگاه بعد از اجراى سه گاه قرار گرفته است. دستگاه چهارگاه از قديم الايام عرصه هماوردى نوازندگان ايرانى بوده و از اين نظر اجراى وزيرى به بيان شاگردان شهنازى و روش هاى آكادميك اجراى چهارگاه نزديك تر شده است. در چهارگاه برخلاف اجراى ساير قطعات پرواضح است كه محفوظات رديفى نوازنده غالب بر محفوظات او از اجرا هاى متعدد و به خصوص رديف هاى آوازى است. در بخش چهارگاه تصنيفى از ساخته هاى ايمان (كه اگر اشتباه نكنم آن را بر شعرى از مولانا: «هين كژ و راست مى روى...» شنيده ام) با نام «تصنيف كار و عمل» اجرا شده و چه خوش تر مى بود اگر زمزمه نوازنده را نيز در همراهى با ساز مى شنيديم تا با منطق «گفت وگو با درون» كه «تكنوازى تار» بر آن بنا شده است  همراه   تر مى بود. اساساً تصانيف كار و عمل اين مجموعه كه جملگى بر اشعارى از مولانا شكل گرفته اند براى آنانى كه تصنيف ها را نشنيده اند صرفاً بدل به زمزمه هاى ضربى شده اند (در بخش ماهور تصنيف كار و عمل بر شعر «من غلام قمرم...» نيز همين ويژگى  را يافته است) آخرين دستگاه «تكنوازى تار» ماهور است و با اجراى يك ضربى از عبدالرئوف صاحب زاده، رباب نواز و پير طريقت صاحبان دهك سراوان شروع مى شود و به آواز مى رسد. وفور محفوظات نوازنده در اجراى بداهه تمركز بيان او را مخدوش كرده و باعث شده نتيجه گيرى جملات آوازى به سرعت اتفاق بيفتد. در واقع حركت ملودى در ذهن راوى دامنه وسيع ترى از حركت ملودى در اجرا دارد. به بيان ديگر نوازنده تنها بخشى از آنچه هنگام اجرا در ذهن دنبال كرده را به اجرا درآورده است.هرچند اجراى دلكش تا فرود ماهور، خود به تنهايى گواهى مى دهد او در تقليد تكنيك هاى تار نوازى قدما، سعى وافر داشته و به خوبى از آن نحوه بيان آگاه شده است...بى شك ايمان وزيرى از نمونه هاى نادر نسل خويش است. او ضمن برخوردارى از ذوق و ايده براى آهنگسازى مدرن، استعداد درخشانى در نوازندگى تار دارد. كافى است ميان اين دو در ذهن خويش مرزبندى هاى مشخصى را رعايت كند تا تضاد هاى «تاليف» (در كمپوزيسيون و ارانژمان) و «روايت» (در شيوه بيان سنت) در ذهن او به مراوده «خلاقيت» و «ايده» بدل شود تا او در هر دو حوزه آنچنان كه شايسته توانايى هايش هست، نو بيافريند و هنرآفرينى كند

منبع : شرق

 

تکنوازی تار قسمت دشتی   از اینجا دانلود کنید

 

تکنوازی تار قسمت همایون   از اینجا دانلود کنید

 

با تشکر امید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 20:58  توسط سیاه مشق  | 

*دشتي*

آهنگساز و تنظيم:پژمان طاهري(رزم مشتركش مرا به بازي در شيرين ترين روياهاي كودكانه ام وامي داشت كه بي تاب در آرزوي آن بودم تا روزي به اجرايش توانمند شوم،"آستان جانان"اش نيز مرهمي بود بر ناكامي هاي گه گاه دوران نوخاستگي ام."بيداد"و"دستان"اش ياداور اقتدار اوست و "قاصدك"سرگشته و حيرانش هم...بگذرم!گمان دارم هنر تصنيف سازي،او را در آغوش گرفته و بر پيشاني اش بوسه زده...مجموعه ريشه در خاك را به او كه هنرمندوتواناست پيشكش مي كنم،او كه ناخواسته و خواسته بارها و بارها دلم را به لرزه واداشته.براي استاد پرويز مشكاتيان كه عزيز است وگرامي تا كه درخور باشد)                                          

اجرا:گروه ايراني

همخوانان:پژمان طاهري-مهسا وحدت

شعر:فريدون مشيري

 

تو از اين دشت خشك تشنه روزي كوچ خواهي كرد و

اشك من ترا بدرود خواهد گفت.

نگاهت تلخ و افسرده ست.

دلت را خار خار نااميدي سخت آزرده ست.

غم اين نا بساماني همه توش و توانت را ز تن برده ست!

تو با خون و عرق،

اين جنگل پژمرده را  رنگ و رمق دادي.

تو با دست تهي با آن همه توفان بنيان كن در افتادي.

تو را كوچيدن از اين خاك،دل بر كندن از جان است!

تو را با برگ برگ اين چمن پيوند پنهان است.

تو را اين ابر ظلمت گستر بي رحم بي باران،

تو را اين خشك سالي هاي پي در پي،

تو را از نيمه ره برگشتن ياران،

تو را تزوير غمخواران،

ز پا افكند!

تو را هنگامه ي شوم شغالان،

بانگ بي تعطيل زاغان،

در ستوه آورد.

تو با پيشاني پاك نجيب خويش،

كه از سوي آن گندم زار،

طلوع با شكوهش خوشتر از صدتاج خورشيد است،

تو با آن گونه هاي سوخته از آفتاب دشت،

تو با آن چهره ي افروخته از آتش غيرت،

-كه در چشمان من والاتر از صد جام جمشيد است

تو با چشمان غمباري،

-كه روزي چشمه جوشان شادي بود و، -

اينك حسرت و افسوس،بر آن

سايه افكنده ست خواهي رفت.

و اشك من تو را بدرود خواهد گفت!

من اينجا ريشه در خاكم،

من اينجا عاشق اين خاك از آلودگي پاكم.

من اينجا تا نفس باقي است مي مانم.

من از اينجا چه مي خواهم،نمي دانم!

اميد روشنائي گرچه در اين تيرگي ها نيست،

من اينجا باز در اين دشت خشك تشنه مي مانم.

من اينجا روزي آخر از دل اين خاك ، با دست تهي

گل بر مي افشانم.

من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید

سرود فتح می خوانم

و می دانم

توروزی باز خواهی گشت!

(در پاسخ دوستي آزادي خواه و ايران دوست كه در سال 1352 از اين سرزمين كوچ كرد و مرا نيز تشويق به رفتن نمود- فريدون مشيري)

شعر اين تصنيف بصورت كامل آن در اينجا گذاشته شده است

 

از اینجا دانلود کنید

 

با تشكر اميد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 20:57  توسط سیاه مشق  | 

نوروز دو سال پیش مثل همه سال ها رفتیم تبریز. اما این بار پای تفاوتی هم در میان بود. یک ماه قبل از عید چند برگی از تاریخ مشروطیت (کسروی) را خوانده بودم و ذهنم پر بود از خاطرات تبریز آن روزگار؛ رشادت های ستارخان و باقرخان و همرزمانشان، عرق ها و خون هایی که ریختند  و شگفتی هایی که آفریدند. شروع  کردم به پرسه زدن میان محله های قدیمی تبریز، که هنوز با همان نام هایی که کسروی ذکر کرد خوانده می شوند؛ امیرخیز، چرنداب، اسلامیه، دوچی... خانه مشروطیت هم پر بود از یادگارهای آن دوره؛ تپانچه ستارخان، عکس های یادگاری او و یارانش و خیلی اشیا خاطره انگیز دیگر. در تمام مدت گشت و گذارم تصنیفی را زمزمه می کردم که درست شب مسافرت به تبریز خیلی اتفاقی در یک نوار قدیمی پیدا کرده بودم. آن شب وقت نشد تصنیف را بیش از یک بار گوش کنم. به زور چیزکی از تصنیف در ذهنم مانده بود. اما همان اندک کلماتی را که یادم مانده بود، وقتی میان تبریز و خاطراتش از مشروطیت پرسه می زدم، بارها و بارها زمزمه کردم... خوب یادم هست که آن سال به شوق دوباره شنیدن این تصنیف به تهران برگشتم. اما آن تصنیف این بود: از خون جوانان وطن لاله دمیده، ساخته عارف قزوینی، با اجرای خانم پریسا.

*انتخاب اين قطعه و نگارش مطلب بالا حاصل لطف و زحمتي است كه نازنين يار همراه" موسيقاي" گرامي داشتند بنده از ايشان كمال تشكر را دارم چون  براي اولين بار بود كه اين قطعه را با صداي بانو پريسا مي شنيدم و اميد آن دارم كه اين همكاري مستمر باشد(لازم بذكر است كه قبلا اين تصنيف را با اجراي گروه پايور و با صداي آقاي شجريان در وبلاگ گذاشته بودم كه ياران همراه مي توانند براي داشتن مشخصات بيشتر به آن مطلب مراجعه كنند)*

از اینجا دانلود کنید

موسیقا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 20:13  توسط سیاه مشق  | 

سرپرست گروه و تنظيم:محمد علي كياني نژاد

خواننده:ملك مسعودي

هنرمندان:

           كمانچه:مجتبي ميرزاده-تارو تارباس:شهريارفريوسفي-دف:بيژن كامكار-كمانچه :هادي منتظري-عود:حسين بهروزي نيا-سنتور:اردوان كامكار-ني:محمدعلي كياني نژاد

1-تصنيف محلي يار مهربون  از اینجا دانلود کنید

2-قطعه سواربازي  از اینجا دانلود کنید

3-قطعه مرجنگه   از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 22:0  توسط سیاه مشق  | 

حميد رضا خبازي1381

قسمت اول قطعه براي دو خط تار طراحي شده است.از جايي كه آواز شروع مي شود يك تار پايه نگه مي دارد و تار ديگر مقدمه اي آوازي مي نوازد.هر دو خط را حميد رضا خبازي نواخته است كه بعدا روي هم ميكس شده اند.

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 22:54  توسط سیاه مشق  | 

دو نوازي سنتور

حسيني(شور)

آهنگساز و اجرا:بهنام مناهجي

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 21:55  توسط سیاه مشق  | 

تنظیم:روح الله خالقی

اجرا:ارکستر گلها

محلی گرگانی(شور)

این قطعه را  امشب گوش می کردم بسیار لذت بردم و خواستم شما یاران همراه نیز شریک باشید امید آن  که مقبول طبع شما نیز واقع شود.

در فرصتی مناسب بطور یقین به استاد روح الله خالقی و آثار ایشان خواهم پرداخت .

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 18:36  توسط سیاه مشق  | 

 

*دشتي*(تابستان1373)

آهنگساز و تنظيم:محمد علي كياني نژاد

خواننده:زويا ثابت

اجراگروه دستان:

                    محمد علي كياني نژاد-حميد متبسم-بهنام مناهجي-حسين بهروزي نيا-مرتضي اعيان-سيامك نعمت ناصر-كيهان كلهر

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 10:54  توسط سیاه مشق  | 

سرپرست گروه و تنظيم:محمد علي كياني نژاد

خواننده:ملك مسعودي

هنرمندان:

           كمانچه:مجتبي ميرزاده-تارو تارباس:شهريارفريوسفي-دف:بيژن كامكار-كمانچه :هادي منتظري-عود:حسين بهروزي نيا-سنتور:اردوان كامكار-ني:محمدعلي كياني نژاد

1-تصنيف دي بلال از اینجا دانلود کنید

2-قطعه لاله سر  از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 21:58  توسط سیاه مشق  | 

مهدي خالدي به سال 1298 شمسي در تهران خيابان خيام(سنگلج)ديده به جهان گشود او از كودكي به نواختن ويلن علاقمند بود وعاقبت هم اين عشق وي را به موسيقي كشانيد بطوري كه ضمن حضور در كلاس درس مدرسه در كلاس موسيقي استاد صبا نيز حاضر و از آن زمان به بعد از محضر زنده ياد صبا كسب فيض كرد.مهدي خالدي به سرعت با استعداد شگرف و خدادادي خودتوانست مكتب استاد را تمام و مورد توجه خاص آن استادبزرگ قرار گيرد به طوري كه خليفه كلاس گرديد و در غياب صبا كلاس را اداره و به شاگردان تعليم مي داد. چندي بعد به راديو راه يافت و توسط سرگرد غلامرضا مين باشيان سرپرست هنرستان موسيقي وسروان آژنگ معاون اين هنرستان حبيب سماعي (سنتور) علي اكبر شهنازي (تار) موسي معروفي (تار) ابراهيم منصوري(ويلن) مرتضي ني داود(تار) مرتضي محجوبي(پيانو)وزيري تبار (قره)روانبخش(ضرب)كه همگي از نوابغ موسيقي اصيل ايران بودند مورد امتحان قرار گرفت كه با كسب قبولي همكاري خود را از بدو تاسيس راديو با اين دستگاه آغاز كرد.

مهدي خالدي يكي از بدعت گذاران و آهنگسازان دوره جديدآهنگسازي در مويسقي ايران است كه تار و پود آهنگسازي در ايران را به هم ريخت و راهگشايي براي بسياري از آهنگسازان شد وي كه خود داراي سيكي مشخص بود و هنوز هر صاحب نظري ويلن وي را بشنود پي مي برد كه نوازنده آن خالدي است.

هيچ فراموش نمي كنم كه وقتي در مورد ايشان با يكي از اساتيد موسيقي ايران صحبت مي كردم فرمودند سبك آهنگسازي و نوازندگي خالدي همواره مرا به ياد شعرهاي سعدي مي اندازد به همان سادگي و رواني و به مانند آن قابل فهم براي عموم و در اوج زيبايي.روحش شاد

برای این قسمت قطعاتی از ایشان را که در شور اجرا شده است را انتخاب کردم که پیشنهاد گوش کردن آن را به تمامی یاران می کنم.

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 22:3  توسط سیاه مشق  | 

از اینجا دانلود کنید

با تشکر امید

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 22:19  توسط سیاه مشق  | 

در اين قسمت نگاهي خواهيم داشت به داد و بيداد مقام ابداعي جناب عليزاده خصوصا آلبوم زمستان است .اما چون نمي شد كه قسمتي از اين آلبوم را تفكيك نمود و در اينجا قرار داد چون به نظر اين حقير اين اثر يك كار يكپارچه مي باشد كه نمي توان آن را بطور مثال از وسط  نوار گوش كرد در اين صورت لطف چنداني نخواهد داشت و همچنين به گمان اين كه آلبوم در دسترس همگان مي باشد هيچ قطعه اي از اين آلبوم را در اينجا براي گوش دادن قرار نداده ام .

داد در لغت به معني تظلم و دادخواهي و فرياد و بازمانده اي از كلمه داد آفريد يا دادآفرين از گوشه هاي پل ساز و اثرگذاردر محدوده ي بعد از درآمد ماهور با شاهدي بر درجه دوم ماهور است.اگر استاد ابوالحسن صبا ازآن به گشايش تعبير فرموده بدين علت است كه اين گوشه راهياب تداوم ماهور به گوشه هاي بعدي يا به عبارتي عامل فتح باب يا گشايش كار است.وبيداد گوشه اي است با شاهدي بر درجه پنجم همايون. واژگان متضاد و مترادف كم و بيش در رديف موسيقي ايرام ملاحظه مي شوند مانند:زار و نزار دادو بيداد و اوج و حضيض و سوز و گداز و...قبل از هر نكته بايد توجه داشت كه در اين مقام تازه آشنا شباهت هايي  از تم هاي موسيقي آذري يه گوش مي رسد.زمستان است با زخمه هاي تار آغاز مي شود زخمه هايي از مقوله ي بازگشايي گل هاي زخمي احساس موسيقي در ماهور حركت مي كند.

قطعه مشهور و ملهم از رديف موسيقي ملي ما به نام رنگ اصول در يك شش ضربي سنگين حكايت از سليفه خاص پردازنده وبازسازي كننده ي آن حسين عليزاده در همنوايي تار و كمانچه و تنبك سخن مي گويد(لازم بذكر است در مطالب قبلي بطور كامل به اين رنگ پرداخته شده بود كه ياران همراه مي توانند به آن رجوع كنند)اين قطعه پس از لحظاتي گريزي به محدوده كشته(كشته مرده)در پرده ي اصفهان و همايون مي زند و بلافاصله به ماهور باز مي گردد.كمانچه بر پايه هاي موزون تار ماجرا مي گويد.

شجريان آغاز مي كند متين وبا كوله باري از تجربه هاي گذشته وبه همان گونه  كه شاعر آهنگ گفتن داشته است.در گوشه داد

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است

و در بم مي خواند تا:

نفس كاينست...

موسيقي همان آواز خوانده شده را اما به گونه ي موزون پاسخ مي گويد.

خواننده بيداد و اشاره به راجه را در اوج با شعر ادامه مي دهد:

مسيحاي جوانمرد من اي ترساي پير پيرهن چركين

وروي نخستين نوار به پايان مي رسد روي دوم نوار موسيقي بيداد را در وزني متداوم از قبل بسيار زيبا و دلنشين آغاز مي كند گويي ملودي ها براي كمانچه (ساز كششي) تنظيم شده است زيرا نوع حرت آهنگين مناسب كمان كمانچه است كه با قدرت مضراب تار جا مي افتد حركت حركت رديف است و بيداد را مي نوازد.اينجا همه چيز عالي و در اعتلاست دلت مي خواهد فرياد كني كه آي ...بيائيد و بيداد را با دو سه ساز بشنويد و اين تنها يك گوشه ي موسيقي ماست.

شجريان در اوج مي خواند:

هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آي...دمت گرم و سرت خوش باد...سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي

ودر مجموع همه ي زيبائي ها و در اينجا شجريان در اداي كلام بسيار موفق است به خصوص در اين قسمت كه در بيات راجه مي گويد:

منم من ميهمان هر شبت لولي وش مغموم ...منم من سنگ تيپا خورده رنجور...منم دشنان پست آفرينش نغمه ناجور

موسيقي و لحن راهي عراق شده اند عراق نامي است در متون قديمي موسيقي كهن ما كه بطور يقين لحن قديم آن با امروز متفات بوده است اين گوشه در قديم يكي از پايه هاي چهارگانه ي موسيقي عرب محسوب مي شده (راست-عراق-زيرافكند-اصفهان)و امروز هم در ديگر كشورهاي عربي ملاحظه و با تفات لحن به اجرا درمي آيد.شجريان مي خواند:

نه از رومم نه از زنگم همان بيرنگ بيرنگم

و موسيقي همچان موزون در سايه ي آواز(همانگونه كه در همنوائي ساز و آواز از قديم مرسوم بوده)حركت مي كند يك دو ضربي با سيم بم تار و پيزي هاي كمانچه و همراهي كوبه اي.هر كدام از سازها وظيفه اي تنظيم و تمرين شده به عهده دارند.

حريفا ميزبانا ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد

و ادامه ي دو ضربي اما با چند ميزان ملودي هاي شادمانه يادآور رقص هاي آذري و پايه گرفتن تار براي تكنوازي كمانچه كه بيداد را مي نوازد و تكرار

چه مي گويي كه بيگه شد سحر شد بامداد آمد...

وباز همچنان پاسخ موزون و آهنگيني بر بيداد و تكرار قطعه اي در بيداد.

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت...

شجريان در همايون مي خواند:

زمين دلمرده سقف آسمان كوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است

پاسخ كمانچه در همايون اما عليزاده داد و بيداد خودش را آهسته سر مي دهد

هوادلگير در ها  بسته سرها در گريبان دستها پنهان

صدايي ديگر در كنار صداي خواننده اصلي به گوش مي رسد كه همخواني همايون شجريان است و:

زمين دلمرده سقف آسمان كوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است.

قطعات مرتبط:

1-اجراي مقدمه دا د(سه تار اقاي عليزاده) از اینجا گوش کنید

2-اجراي داد(سه تار آقاي عليزاده) از اینجا گوش کنید

3-اجراي گوشه بيداد(سه تار آقاي عليزاده) از اینجا گوش کنید

4- تصنيف فلك ساخته آقاي عليزاده و با اجراي گروه هم آوايان در داد و بيداد و با شعري از ميرزا نصير اصفهاني(قرن 12) از اینجا گوش کنید

با تشكر اميد

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 9:8  توسط سیاه مشق  |