تبليغاتX
سیاه مشق

 

 

مجید حسابی صاحب سه اثر چاپ شده به نام های مقدمات تنبک نوازی- پنجاه قطعه برای تنبک و قطعات لنگ برای تنبک می باشد. اولین اثر مجید حسابی مقدمات تنبک نوازی است که شامل دو بخش است. بخش اول در محدوده آموزش پنج حرکت به هنرجو است که روند آموزشی خوبی دارد و اتدهای تمرینی، با هدف خاص دستیابی به ریزپر و بشکنی تنظیم شده. کاملاً واضح است که حسابی با استفاده از تجربیاتش در امر آموزش با حوصله و دقت و وسواس فراوان این بخش از کتاب را نگاشته اند. ابتدا آموزش پنج حرکت در قالب میزان های دو چهارم و نت های سیاه و سکوت سیاه بعد نت های سیاه و چنگ، بعد نت ها همه چنگ می شود و نویسنده میزان های سه چهارم را هم به کار می گیرد و در ادامه میزان های ساده شامل نت های سیاه و چنگ و دولا چنگ آورده اند و این خرد شدن نت ها به سه لا چنگ و در نهایت به ریزبشکنی  و پر می رسد و سپس علامت ریز را جایگزین سه لا چنگ کرده اند و در ادامه به فرم نگارش نهایی تمارینی اغلب دو چهارم اضافه کرده و بخش اول کتاب پایان یافته است. این هدفمندی در بخش دوم کتاب دیده نمی شود و نویسنده دقت لازم را ننموده است. اگر قرار بود زینت به هنرجو تعلیم داده شود، جای آن بعد از نت های سه لا چنگ در بخش اول کتاب بود و همچنین نویسنده می توانست میزان های ترکیبی را هم در بخش اول بیاورد چرا که تنوع ریتمیک کتاب برای هنرجو هم بیشتر می شد، اگرچه تنوع ریتم ها در بخش اول کتاب عالی است ولی همه، میزان های ساده و اغلب دو چهارم هستند و این از نقاط قوت کتاب است. اما این کتاب ضعف هایی هم دارد. در این کتاب یک سری از تکنیک ها که حتماً باید موجود می بودند، نیست. از آن جمله بشکن های یک و چهار و حرکت نسبتاً مشکل هفت کلاسیک مکتب بهمن رجبی و به دنبال آن ریز تیمپانی ساده و اشاره مرحوم حسین تهرانی است. نویسنده باید به این تکنیک ها می پرداخت تا هنرجو مثلاً در نواختن کتاب مرحوم تهرانی دچار مشکل نشود یا هنرجویی که بخواهد مکتب بهمن رجبی را شروع کند در دومین میزان آن مشکل پیدا نکند. ما اگر از دید آموزشی و اصولی به کتاب مرحوم حسین تهرانی نگاه کنیم در می یابیم که این کتاب به هنرجو ذهنیت صحیحی از ریز نمی دهد اما در مقدمات تنبک نوازی حسابی که روند منظم و حساب شده ای دارد بشکن یک و چهار نیست ولی به جای آن ترکیبات سه بردو و شش بر چهار هست که هنرجوی مقدماتی لازم ندارد. از اینگونه ضعف ها در تمام کتاب های آموزشی کم و زیاد هست ولی نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که نویسندگان کتاب هایی مثل مقدمات تنبک نوازی نباید عجله ای در چاپ کردن نوشته ها و سیاه مشق هایشان را داشته باشند و در طول زمان باید آنها را مورد بازنگری قرار دهند و کم و کاستی ها را اضافه کنند و زوائد را حذف کنند تا در آینده دچار افسوس و پشیمانی نشوند.

دو اثر دیگر مجید حسابی با عناوین پنجاه قطعه برای تنبک و قطعات لنگ برای تنبک بدون قصد سوزاندن دماغ نویسنده، حکایت آفتابه لگن هفت دست و شام و ناهار (هیچی که نه) خیلی کم است. آبگوشتی است که نسبت گوشت و محتویات به آب آن خیلی کم است. در کل این دو کتاب و بیشتر کتاب قطعات لنگ، ده الی پانزده قطعه پیدا کرد که موتیف های زیبائی دارند یا چندین جمله آنها بسیار زیباست و اگر نویسنده بر روی آنها بیشتر کار می کرد و عجله ای در چاپ آنها نمی کرد و لذت حاصل از چاپ کردن کتاب را به تعویق می انداخت می توانست قطعات زیبا و ماندگاری از کار در بیاورد.

به طور مثال یکی از نوشته های زیبای مجید حسابی در صفحه 52 شماره 24 با ریتم سیزده هشتم است. در دوره متوسطه محمد اخوان یک تمرین با همین فرم ریتمیک و انگشت گذاری به صورت دوچهارم موجود است. جناب حسابی با تأثیر از آن یک میزان لنگ زیبا نوشته، میزان بعدی عکس میزان اول است و میزان سوم تبدیل چنگ به دولاچنگ با واسطه بشکن دو یا هفت چهار انگشتی است که حسابی این کار را بسیار در خلال نوشته هایش انجام داده (بسیاری مواقع هم جای بشکن دو را با هفت چهار انگشتی یا هفت کلاسیک عوض می کند). میزان چهارم عکس میزان سوم است در میزان بعدی ریتم بسیار زیبا عوض می شود و به دنبال آن عکس میزان می آید. در ادامه قطعه از ترکیب انگشت گذاریهایی که به کرات در قالب های ساده و ترکیبی استفاده کرده اند، اینجا آنها را به صورت لنگ در آورده اند و تا آخر قطعه ریتم به همین نحو ادامه پیدا می کند. اگرچه تکرار این انگشت گذاری در قالب ریتم لنگ گوش نواز تر از سایر جاها بوده، اما عملاً او را در ورطة تکرار گرفتار آورده است. تولید یک موتیف زیبا و گوش نواز در ذهن یک نوازنده قطعاً به درگیری ذهن او با محیط و تجربیات بیرون و پیرامونش وابسته است و معمولاً گاه گاهی این اتفاق می افتد و فرآیند نهایی که تولد یک قطعه است حاصل بسط و گسترش بدیع و توأم با خلاقیت آن است. این مراحل شبیه تولد یک نوزاد توسط یک زن یا مثال دیگرش وقوع یک انقلاب در یک جامعه تحت ستم می باشد.

مجید حسابی آنگونه که عنوان کرده تلمذ صغیر و کبیر را نموده است و در نوشته هایش بیشترین تأثیر را از مکتب بهمن رجبی گرفته ولی معلوم نیست چرا می گوید لطف و بزرگواری استاد حسن کسایی برای ایشان بسیار سرنوشت ساز و مؤثر بوده است؟! در مقایسه نسبی نوشته های مجید حسابی با نوشته های اخوان مشخص است که نوشته های حسابی از نظم و انضباط بالاتری برخوردارند ولی از کمبود عنصر خلاقیت رنج می برند. به عقیده اینجانب مجید حسابی بیشتر در بند کمیت و پربرگ کردن آثارش بوده است تا کیفیت و پربارکردن آنها و این سبب شده تا کار بیشتری بر روی نوشته هایش نکند.

کلام آخر من در نقد و بررسی آثار مجید حسابی از زنده یاد احمد شاملو است [بدون داشتن یک آرمان مشخص هیچ اثر چشمگیری از کارگاه اندیشه آدمی بیرون نمی آید حتی اگر این آرمان فقط و فقط دستیابی به یک حساب بانکی پرملاط باشد]

                                                                         

                                                                           محمدعلی برجیان بروجنی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 19:11  توسط مهدی شفیعی  |