تبليغاتX
سیاه مشق

 

در ادامه نقد وبررسی کتاب های محمد اخوان به دوره متوسطه ایشان می رسیم که مشتمل بر 278 تمرین است. این تمارین پیرامون چند تکنیک چرخ می زند که اغلب این تکنیک ها به غیر از اشاره با انگشت شصت دست چپ و راست، برداشت های متفاوت از ریزهای شانزده­گانه مکتب بهمن رجبی است. اخوان در این تمارین خواسته یا ناخواسته وسعت و گسترده گی ریزهای شانزده­گانه رجبی را اذعان کرده و با جلوه های دیگری از ریزها وتجزیه آنها تکنیک ها وریزهای به ظاهر بدیعی را  ارائه کرده است. به طور مثال ریز با نوک انگشتان و پشت ناخن و ریز با تم وریز با دو بشکن دست چپ و راست یا ریز بشکنی مختلط به صورت یک در میان و ... همه، ریزهائی است که هر نوازنده ای که به محتوای مکتب بهمن رجبی تسلط داشته باشد از ذهنش عبور خواهد کرد وحتی می تواند بسیاری ریز دیگر هم استخراج کند. پس همه این تکنیک ها و ریزها زیر مجموعه ای از تکنیک های استعمال شده در ریزهای شانزده گانه مکتب بهمن رجبی است که اخوان با استفاده گوناگون و فراوان از این زیر مجموعه در دوره متوسطه خودش، نوازنده را به فضای دیگری می برد که جلوه ای متفاوت دارد. این تمرین ها برای تسلط نسبی بر تکنیک های به کار گرفته شده کار سازند وتعدادی از آنها زبیا وگوشنوازند واگر بعنوان موتیف برای قطعه در نظر گرفته شوند جای بسط وگسترش دارند و برمبنای آن می توان قطعاتی نوشت. به نظر نگارنده استفاده مناسب از یک تکنیک به مراتب مهمتراز خلق آن است. به طور مثال در چهار قطعه از قطعات مکتب بهمن رجبی از تکنیک جارو استفاده شد واین قطعات دقیقاً مثالی از کاربرد  تکنیک جارو برای خلق حداکثر زیبائی هستند در بعضی موارد اخوان از تکنیک بعنوان یک ماده خام استفاده کرده واتودها وجمله های زیبائی نوشته اند. اما در همه تمارین دوره متوسط محمد اخوان- تکنیک در خدمت خلق زیبائی نیست به طور مثال تمارین زیادی وجود دارد که از دو بشکن پشت سر هم دوم وسوم دست چپ وراست استفاده شده ولی موارد کثیری ضمن تکراری و کلیشه ای بودن بعضی از میزان ها کاربردی زیبا صورت نگرفته است یا مورد دیگر دراستفاده از پشت ناخن به صورت هفت وهشت مناسبتی بین تکنیک و ریتم نیست مثلاً در تمرین شش چهارمی  که در دوره مقدماتی بوده، اخوان آمده  ریزهای همان تمرین را باریز پشت ناخن عوض کرده و در دوره متوسطه به عنوان تمرین جدید آورده !؟درصورتی که وقار ومتانت نهفته در میزان شش چهاربااین ریزقابل القا به مخاطب نیست .موارد اینچنین که انگشت گذاری های تمارین قبلی با انگشت گذاری جدید عوض شده فراوان است وموارد زیادی وجود دارد که تکنیک جدید قابل انطباق زیبا باریتم قبلی نیست. این عدم درک و توجه اخوان باعث شده که تعداد تمرین ها زیاد شوند. پس از چند سال از انتشار آثار محمد اخوان به مرور زمان افشاگریهای زیادی در مورد سرقت های اخوان از مکتب رجبی شد و انتشار کتابهای آموزش مقدماتی تنبک و آموزش دوره ابتدائی و متوسطه قطع شد واخوان کتاب های خود آموز تنبک و تنبک نوازی نوین با رسم الخط جدید منتشر کرد. در مورد خود آموز بودن امور باید گفت حتی انجام صحیح غرایز بشری  نیاز به آموزش دارند چه برسد به هنر که امر غریزی نیست. کسی که می خواهد هنرمند و نوازنده خوبی باشد باید زانوی ادب بزند و نزد معلم آموزش ببنید. با خود آموز تنبک ممکن است که هنر جوی مستعدی هم خودش نواختن تنبک را تا حدودی فرابگیرد اما سقف پیشرفت اولاً کوتاه است ثانیاً جامع نیست. خود آموز می تواند تا حد آشنائی مختصر با مقدمات یک هنر، برای هنر جوی مستعدی مفید باشد و اگر نوازنده ای مدعی شود بدون  معلم، هنری را فراگرفته، قطعاً جزئیات را از قلم انداخته است. به سراغ کتاب تنبک نوازی نوین می رویم. وقتی با الفاظی همچون تنبک نوازی نوین یا تنبک نوازی پیشرفته و عبارات دیگری از این دست روبرو می شویم، انتظار آن میرود که نوازنده دنباله ی اصیل و منطقی نوازندگان قبلی ونواخته های قبلی را گرفته وحرکتی روبه بالا داشته. پس مظهر کهنگی و نوین وپیشرفته بودن باید نه در ظاهر و فرم بلکه در جوهر و محتوا باشد .از دیدگاه جامعه شناسی فرض کنید در حکومتی دیکتاتوری آزادیهای فردی و اجتماعی سرکوب شوند و در طی یک قیام قدرت دست به دست شود، شما در صورتی این شورش و دست به دست شدن قدرت را انقلاب و حرکت ترقی خواهانه و روبه بالا و پیشرفت و کهنه به نوشدن مینامیدکه ازادی های اصیل واساسی به مردم بازگردانیده شود.می شود در غیر این صورت انقلاب و پیشرفتی به وقوع نپوسته است. حال در تنبک نوازی اگر محتوای ریتم های نواخته شده و قطعات تغییر کند و نوازنده از تغییرات پیرامون تأثیر بپذیرد ونیاز زمان خودش را بر آورده کند این نوین یا پیشرفته یا رستاخیز ... است و گرنه با تغییر ظواهرنوگرائی ایجاد نمی شود اخوان در کتاب تنبک  نوازی نوین رسم الخط را تغییر داده و علاماتی به کار برده که به گفته خودشان شلوغی علائم قبلی را ندارد اما این نمی تواند انگیزه تغییر علائم باشد چرا که در مواردی به عنوان مثال دست باز که هفت با دو انگشت میانی است علائم شلوغتر شده ؟!و،، در تکنیک های به کار گرفته شده در دوره متوسطه قبلی اخوان چرا علامات را تغییر نداده اند؟.واقعیت این است که محمد اخوان در کتاب مزبور برای تبرعه خودش از سرقت اغلب تمرین هائی که از مکتب بهمن رجبی چپاول کرده بود را حذف کرده ویک سری علامات جدید را به کار برده و به نوعی خواسته پرونده سرقت های ریتمیک را مختومه کند. روال آموزش در این کتاب بدین شکل است که تمرین هائی را ارائه می دهند وبعد از آن یک قطعه آورده اند که از تمارین مزبور در آن استفاده کرده اند. تمرین های که در این کتاب آورده شده منهای آن تمرین  هائی که حذف کرده همه آن اتودها وتمرین هائی است که اخوان در سال های قبل چاپ کرده اند تعداد محدودی تمرین جدید در آخر کتاب که حاوی حرکات با هم  تم وبشکن وتم وهفت وهشت و هفت با هم که امروز بسیاری نوازندگان بی سرمایه ریتمیک ازان مکرراستفاده می کنند به آنها اضافه شده است. بطور مثال 66 عدد از تمرین های موجود در کتاب مقدمات تنبک نوازی سال 69 عیناً در این کتاب ولی با رسم الخط جدید موجود است. در مورد ابتدائی و متوسط درصد بالاتری  از تمرین ها موجود است. پس محتوای بخش عظیمی از کتاب همان قبلی ها ست. اما در مورد قطعات این کتاب باید بگویم محمد اخوان در طی سالهائی پس از انتشار کتابهای قبلی هیچ در خود نگری نداشته که متوجه ضعف ها وکاستی های خود در نوشتن قطعه شود. در جمله بندی های اخوان در تمرین ها شاید نتوانیم ایراد بگیریم اما در تغییررتیم وگسترش و تلخیص و در هم تنیدن ریتم ها در خلال یک قطعه ایرادهای بسیار وجود دارد وهمان سردر گمی ها و تکرار میزان های کلیشه ای گذشته بسیار وجود دارد. محمد اخوان اگر فرض کنیم به جای تنبک نواز مجسمه ساز می شد می آمد چند قالب مجسمه می ساخت و آنها را یکبار با گچ پر می کرد یک بار با سیمان و. بعد با فلزات مختلف و ... هر بار می گفت که مجسمه نوینی ساخته استوبیشتر قالب بند میشدتامجسمه ساز.. همانطو که زبان و ذهن یک شاعر در طی زمان در آثارش تکامل می یابد و شاعر در طی زمان بر زبان مسلط تر می شود یک نوازنده هم باید در طی زمان آثارش به تکامل نسبی برسد ودر مسیر تکامل گام بر دارد. در مورد آثار محمد اخوان وبسیاری  از اهالی موسیقی جامعه امروزین، ما این گفته مصداق ندارد. این سیر قهقر ائی رفتن معلول شرایط اجتماعی واقتصادی است و باید گفت در یک جامعه عقب مانده به لحاظ اجتماعی واقتصادی اغلب هنرمندان آن هم عقب مانده می شوند. ولی درد بدتر از عقب ماندگی، مدعی پیشرفت و نوین بودن ونوگرائی است که ذهن ها را بسته و از حرکت باز داشته است. آخرین اثر محمد اخوان کتابی است که با عنوان مقدمه تنبک نوازی نوین چاپ کرده اند که برای آموزش پنج حرکت مشترک بین همه نوازندگان تمرین هائی نوشته اند که روند آموزشی خوبی داردوبه روش خیلی ساده پنج حرکت را به هنرجو می اموزد.  

 پایان قسمت چهارم-محمدعلی برجیان بروجنی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:43  توسط مهدی شفیعی  |