تبليغاتX
سیاه مشق

در ادامه کتاب دستور مقدماتی تنبک سیزده قطعه برای هنر جویان

متبدی نوشته است. قبل از بررسی این سیزده قطعه، ماباید یک

معیار سنجش مشخص می کنیم واصولی را به عنوان معیار سنجش

برای ارزشگذاری یک قطعه بپذیریم این نخستین قدم در یک نقد

وبررسی عادلانه است. می گویند شخصی دفتر تلفن را به عنوان

رمانی خواند واینگونه قضاوت کرد که رمان افتضاحی بود،

پرسوناژ زیاد داشت ولی اتفاق خاصی نیفتاد. دلیل این قضاوت

نبود یک معیار سنجش و ارزشگذاری برای شخص بوده حال می

خواهیم بیان کنیم که دریک قطعه ریتمیک چه ویژگی هائی باید

وجود داشته باشد وبا این اصول به نوشته های آقای اخوان

بپردازیم تا قضاوتی از نوع قضاوت شخص مذکور نکنیم.

یک قطعه ریتمیک مثل یک انشاء فارسی پیرامون موضوعی است

که داده شده است. اگر بگوئید(رفتم) شما یک جمله کامل وکوچک

گفته اید که در موسیقی به آن موتیف می گویند واگر اضافه کنید که

(من با اتوبوس به اصفهان رفتم) آنوقت توضیحاتی در مورد(رفتم)

داده اید حال هر جمله دیگری که پیرامون این سفر باشد وبه دنبال

این جمله بیاید یک انشاء ونوشته ی منسجم نوشته اید که جملات در

ارتباط با هم و درارتباط با موضوع انشاء است. در یک قطعه

برای تنبک وابستگی و نظم جملات باید مشهود باشد و ارتباط بین

جملات باید ازنوع ارتباط میخ با تخته باشد نه سکنجبین وکج

بیل .ممکن است. این وابستگی جملات به صورت عکس وبر

گردان صوتی همدیگر باشد که اولین بار بهمن رجبی مبدع آن بوده

است. اما این عکس وبرگردان باید درخدمت زیبائی جملات باشد

نه طویل کردن آنها- نکته بعدی اینکه میزان هائی که جملات را

تشکیل می دهند در ارتباط بابسط گسترش وموتیف باشند. میزان

را می توان با استفاده از یک کلیشه وفرمول به چندین میزان و در

نهایت به قطعه تبدیل کرد. که این صرفاً می تواند جنبه آموزشی

داشته باشد که آقای کریم طاهری این روند را در یک کتاب

آموزش مقدماتی تنبک انجام داده اند، اما منهای بحث آموزش تعئین

کلیشه وفرمول برای نوشتن قطعه، به نو آوری وخلاقیت مجال

بروز نمی دهد. تکنیک یک قطعه هم سهم مهمی در زیبائی قطعه

وگوشنواز بودن آن دارد. چه بسا قطعه ای در قالب یک ریز یاریز

دیگر متفاوت باشد واین بستگی به ذوق وهنر نویسنده دارد که یک

قطعه را با چه زینتی چه ریزی و....... بنوازد که گوشنوازتر

باشد سیروس اژدری دریک بخش از کتابی با عنوان جلوه های

دیگر قطعات بهمن رجبی این کار را کرده اند که بعضاً جلوه های

دیگری که ایشان اشاره فرموده اند به مراتب نازیباتر از اصل

قطعه اند. نکته آخر اینکه قطعه ای که برای ساز ریتمیک نوشته

می شود، باید تغییرات ریتم داشته باشد یعنی بارتیم بازی شده باشد

مثلاً اگر یک قطعه بنویسید که همه اش چنگ باشد هر چقدر هم

جملات نظم منطقی وپیوستگی داشته باشند مثل نان بدون قاتوق مزه

ای نخواهد داشت. واگر انگشت گذاری آن هم متنوع نباشد

وخلاقیتی در آن زمینه هم نداشته باشد، ملال آور وکسالت بار می

شود. حال کار نوازندگانی مثل نوید افقه رابررسی می کنیم، که

( من سر آمد آنها را مثال زدم.) در ده دقیقه نوازندگی آنها؛ ریتم

تغییر آنچنانی ندارد و نهایت بیست میزان متفاوت نمی زنند. یعنی

چرخش ریتمیک فوق العاده کم است ولی به لحاظ فرم های صوتی

متفاوت؛ همان چند میزان محدود را تکرار می کنند. دقیقاً مثل

اینکه شما یک نقاشی بکشی وهر بار یک رنگ استفاده کنی بدون

اینکه شعور تشخیص زیباترین رنگ آمیزی را داشته باشی. این

قبیل نوازندگان قطعه نمی نوازند وبایدگفت چیده مانی از میزان

های پشت سرهم را می نوازند که فرم ریتمیک یکسان دارند ولی

صدا دهی ساز متفاوت است . بنابراین سعی براین دارند که

صداهای اعجاب انگیز وحرکات عجیب وغریب را به جای ریتم

به خورد مخاطب بدهند. بنابراین کارشان قطعاً عام پسند است

(چند سال پیش نویدافقه بعد از نوازندگی مدعی شد که قطعاتی

نواخته اند که با اعتراض اینجانب اذعان کردند که اینها که من زدم

را می توان چیده مانی از میزان هاگفت).

 

بنابراین در یک جمع بندی مطالب بالا یک قطعه مرکب از جملاتی

است که ضمن وابستگی وارتباط به همدیگر از یک سو، بسط

وگسترش یک موتیف می باشند ودر این جملات تغییرات ریتمیک

وتکنیک های به کار گرفته شده در جهت خلق زیبائی وگوشنواز

بودن آن است. حال با استفاده از مطالب گفته شده به بررسی

قطعات آقای اخوان می پردازیم در نگاه اول نوشته ها را هنر

جوی ابتدائی نمی تواند بنوازد باید دید تعریف اخوان از مبتدی

چیست که اینها رابرای مبتدی نوشته اند. مثلاً پیش ریزهائی که در

دوره عالی مکتب بهمن رجبی وجود دارد را در اینجا می بینیم،

ترکیبات پیچیده نت ها که باید حتماً نوازنده بر وزن خوانی مسلط

باشد وخیلی نکات دیگر. این درحالی است که دوره ابتدائی اخوان

که در کتابی دیگر چاپ شده است به مراتب سهل تر است. بررسی

دقیق وجزئی این نوشته ها به طور عملی؛ امکان پذیر است اما در

یک آنالیز کلی می توان گفت در این به اصطلاح قطعات بین

جملات ارتباط قوی وجود ندارد هر دو سه خط این قطعه ها در

یک فضاست وجمع آن عنوان یک قطعه گرفته است. درست شبیه

یک اتاق به هم ریخته وشلوغ وبی نظم است که هیچ چیز در جای

خودش قرار ندارد. در گوشه کنار این اتاق شاید نظمی باشد اما کل

اتاق بی نظم است یعنی موتیف ها زیبا هستند اما بسط وگسترش

آنها در دویا سه جمله منطقی ومنظم است مابقی آن از هر دری

سخنی است. نوشته شماره6 چهار خط اول آن به کلی غلط است

وما بقی یک مشت سه لاچنگ پشت سر هم که درآن ریتم تغییر

نمی کند وانگشت گذاری یکنواخت وبدون هدف؛ که نواختن آن

ملال آور است هر چه گشتیم نظمی در این سه لاچنگ ها بیابیم

موفق نشدیم که نشدیم . حالا نویسنده سرعت این نوشته را160

تعئین کرده اند که گمان نکنم خود اخوان بتواند با نصف این

سرعت اینها را بزند. بعضی میزان ها در این نوشته ها زیبا

هستند اما وقتی می گوئیم قطعه منظورمان یک مجموعه منسجم

است نه یک یا دو میزان زیبا.

نقد وبررسی دوره ابتدائی محمد اخوان

 

نویسنده در دوره ابتدائی تمرین هائی را آورده است که قبلاً به

مراتب مشکلتر از آنها راهنرجو در دورۀ مقدماتیاش داشته است

مسلماً هیچ ارتباط منطقی بین این دوره نیست وصرفاً از لحاظ نام

به هم مربوطند. اما در این کتاب به موارد مشابه زیادی از مکتب

بهمن رجبی وتمرین های اخوان بر می خوریم ودر حقیقت

پیکرهای مثله شده قطعات آقای رجبی در این تمرین ها مشاهده می

شود واگر بعضی ها به دیده تردید به سرقت آقای اخوان در کتاب

مقدماتی می نگریستند در اینجا مثل روز روشن است که سرقت جا

نانهای انجام داده اند لیست تمرین هائی که درزیر نوشته شده، عیناً

از قطعات بهمن رجبی است.

142-141-140-139-138-137-136-134-132-128-129-130-131-114-84-58-57-38-37

170-169-168-167-157-156-155-153-152-151-150-149-148-147-146-145-144-143

159-158-126-125-124-186-182-181-180-179-171

مواردی که در بالامعرفی شده از تمرین هائی بود که بایک تورق

ساده زار میزندکه کش رفتهاند. دزدگاهی به بیت میزند،گاهی به

بیت المال میزند، گاهی به قیام مردمی میزند وگاهی به جیب می

زند واینجا از بخت نگون سار بهمن رجبی دزد به ریتم ومکتباش

زده وثمره عمرش را به یغما برده. جالب اینجاست بعضی تمارین

ربوده شده از مکتب رجبی چنان مشکل اند که از کار در آمد نشان

زحمت سه چهار ساله می طلبد ودر دوره ابتدائی ایشان جا گرفته

است. بله جناب اخوان از دورۀ عالی دزدیده اند در دورۀ ابتدائی

خودشان قرار داده اند و به نوعی تو سرمال زده اند.

(پایان قسمت سوم) محمدعلی برجیان بروجنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 20:1  توسط مهدی شفیعی  |