گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود و لیک به خون جگر شود
بعضی وقتها انسان چیزهایی رو به چشم میبینه یا به گوش میشنوه که بازگو نکردن اونها خیلی براش سخته، مثلا اینکه در وضعیت کنونی موسیقی مملکت ما آیا هستند کسانی که بدون هیچ چشم داشتی خودشون رو برای هرچه بهتر شدن اوضاع موسیقی فدا کنند و وقتی صحبت از مطرح کردن فعالیتهاشون میشه سرسختانه جلوگیری کنند و مانع بشند؟
اینها همه چیزهایی بود که طی تحصیل موسیقی در خدمت استاد گرانقدر مسعود رضایی نژاد دیدم و شنیدم ولی تا این لحظه اجازه افشاگری نداشتم... نه به این معنی که حالا این اجازه رو دارم ... نه! به این معنی که هم اکنون بدون اطلاع و اجازه دارم اینکار رو انجام میدم و امیدوارم خدا از کاری که انجام میدم راضی باشه هرچند میدونم استاد راضی نیستند.
بیوگرافی استاد گرانقدر مسعود رضایی نژاد رو موقعی تونستم بدست بیارم که استاد برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی عازم سفری به آلمان بودند و چون وقت بسیار تنگ بود و استاد آشنایی چندانی به کار با اینترنت و فرستادن ایمیل نداشتند از این فرصت استفاده کردم و وظیفه فرستادن بیوگرافی استاد به آدرس ایمیلی برای یکی از دانشگاههای کشور آلمان رو به عهده گرفتم و در این میان یک کپی از اون برای خودم نگه داشتم.
استاد رضایی نژاد کسی است که هیچوقت هنرجویش را مجبور به نواختن فلان قطعه یا پیروی از فلان سبک نکرد البته به این معنی نیست که قطعات به دلخواه هنرجویان تعلیم داده میشد، بلکه استاد با تدریس متد استاد پایور هنرجو را به نقطه ای از توانایی میرساند که وی قدرت اجرای قطعات سایر سبکها را به راحتی در خود میدید و در این مرحله بسته به میل هنرجو سایر قطعات و سبکها نیز بررسی میشد.
هیچوقت یاد ندارم استاد توانایی های خود را به رخ شاگرد بکشاند همیشه طوری رفتار میکند که هنرجو احساس عقب بودن و ضعف نداشته باشد گویی هنرجو درکنار کسی همسطح خود نشسته است غافل از اینکه شخصی که کنارش نشسته گاهی خودرا همسطح دستورسنتور میکند گاهی همسطح دوره های عالی! و همین امر باعث میشد که با خیال راحت در کنار استاد بنشینم و تصانیف، ردیفهای آوازی، درآمدها، چهارمضرابها و... را اجرا کنم.
بزرگترین خصیصه ای که نزد ایشان یافتم این بود که هیچگاه از زبانش نشنیدم... ثبت نام کرده ای؟ ... کارت آموزشگاهت اعتبار ندارد! و یا کلا سخنی که رنگ و بوی مادیات داشته باشد. با توجه به وضعیت مالی که در دوران تحصیل موسیقی نزد ایشان داشتم استاد برای امر تدریس ریالی دریافت ننمودند و همیشه خاطرم هست که هرگاه خودم حرف از پول بمیان می آوردم در جواب میگفتند: سوای استاد و شاگردی ما با هم دوست هستیم، خواهش میکنم حرفش رو هم نزن. البته مطمئنم که این خصلت استاد شامل حال هنرجویانی میشود که دلباخته موسیقی هستند و استاد آینده درخشانی برای آنها پیش بینی می کنند،ای کاش می توانستم این آینده نگری و نگاه مثبت استاد را بی جواب نگذرام، افسوس که نتوانستم و این خصلتی است در برخی اساتید که هنرجوی خودرا تا آخر عمر مدیون خود می کنند.
سخن را کوتاه میکنم و به ذکر بیوگرافی از استاد مسعود رضایی نژاد از شاگردان بحق استاد فرامرز پایور می پردازم ضمن اینکه در دو سه سال اخیر استاد پس از سالیان سال تدریس بالاخره موفق به دایر کردن آموزشگاهی از خودشون شدند. هنرکده پایور در خیابان محتشم کاشانی (دقیقی سابق) در اصفهان، ضمن اینکه شماره تماسهای این آموزشگاه رو هم خدمتتون عرض میکنم 03116259988 و 03116256767.

مسعود رضایی نژاد
متولد 21 آذر 1338 در اصفهان،
هنرآموخته هنرستان هنرهای زیبای اصفهان (موسیقی)،
فارغ التحصیل مکتب استاد فرامرز پایور،
درجه 2 هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
به سال 1352 با ورود به هنرستان هنرهای زیبا شروع به تحصیل نمود و با ساز تخصصی سنتور نزد هنرمند گرانقدر جناب اسماعیل تهرانی بنیان تحصیلش گذاشته شد.در آن زمان هنرستان به شکل کنونی نبود و در کنار هنرهای تجسمی تعدادی نیز با انتخاب رشته موسیقی به تحصیل می پرداختند که مجموع هنرجویان موسیقی در همه رشته ها حدودا به 10 نفر میرسید؛ هنرآموزان دورس از تهران می آمدند و این موقعیت خوبی برای استفاده هنرجویان بود.
در رشته سنتور فقط سه نفر مشغول تحصیل بودند که در سال دوم تنها او باقیماند. فرصت مطلوبی بود ،جناب تهرانی یک روز کامل در اصفهان بودند و لطف خاص ایشان بر تنها شاگردشان گذراندن یک دوره مقدماتی و متوسطه سنتورنوازی و یک دوره هم تنبک نوازی به شیوه مکتبی شادروان حسین تهرانی بوده است.در رشته های مرتبط هم باز هنرآموزان از تهران می آمدند. در دروس سلفژ، هارمونی، فرم موسیقی و تاریخ نیز به دلیل تعداد کم هنرجو بهره وری مطلوب بود.
شرکت در جشنها و مناسبتهای ملی و مسابقات هنری در برنامه هنرستان قرار داشت که در دوسال متوالی در مقاطع استانی و کشوری موفق به کسب رتبه اول شد.
در سال 1355 با تاسیس کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان ،ضمن تحصیل موسیقی به تدریس در این مرکز نیز مشغول شد و همزمان کلاسهای کلوپ هنری دانش آموزان و مدارس آموزش و پرورش را اداره می کرد و در دوناحیه از آموزش و پرورش اصفهان به تدریس موسیقی می پرداخت.
دوران تحصیل نزد آقای تهرانی به مدت 3 سال طول کشید و اسماعیل تهرانی بعد از سال 1355 دیگر به اصفهان نیامد و شرایط برای مسعود رضایی نژاد 17ساله به گونه ای نبود که بتواند جهت ادامه تحصیل به تهران برود.
در این مقطع از محضر شادوران استاد علی ساغری که از فارغ التحصیلان مکتب موسی خان معروفی بود بهره مند شد که مدت سه سال نزد ایشان سرودها و تصنیفها و ضربی های شادروان معروفی، ویک دوره هم ردیف هفت دستگاه موسیقی ایران به روایت استاد معروفی را فراگرفت که البته کاری بس دشوار می نمود چون ایشان نوازنده تار بودند و او می بایست مطالب را روی ساز سنتور انتقال میداد.
جریانات انقلاب وقفه ای کوتاه در روند تحصیل بوجود آورد که با همت دوستان و تلاش بی وقفه، هنرستان موسیقی به جریان افتاد و با وجود مشکلات فراوان ثمره آن هنرستان فعلی شد.
شوق دیدار استاد فرامرز پایور آرزویی دیرینه برایش بود تا اینکه در سال 1362 به خدمت استاد رسید و استاد پذیرای وی در کلاس خود شدند.
با تدوین برنامه ای 10 ساله هفته ای یک روز نزد استاد می رفت و حاصل آن دوره کامل کتابهای منتشرشده ی سنتور ایشان و دوره کامل ردیف استاد صبا بوده است. همچنین در برنامه همنوازی و ارکستر در سایه ی هدایت استاد آموزش دید.

درطول تحصیل همواره در جشنواره ها و کنسرتها به مناسبتهای مختلف شرکت داشت و در سال 1373 از مکتب استاد فرامرز پایور فارغ التحصیل شد و کماکان با ایشان در ارتباط است.
بجز تحصیل موسیقی و تدریس، هدایت و سرپرستی گروههای مختلف ازجمله ذوب آهن، دانشگاه اصفهان، نوجوانان و گروه موسیقی شهرداری را نیز عهده دار بود که در ارتباط با این گروهها توانست کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور برگزار کند که میتوان به اجرا در کشورهای ترکیه،کویت،چین،مالزی،سنگاپور،تایلند،آفریقای جنوبی،بروکسل و هلند اشاره کرد.

برای مشاهده فعالیتهای استاد رضایی نژاد روی قسمت ادامه مطلب کلیک کنید