تبليغاتX
سیاه مشق

 

چهارمضراب ابوعطا(بر مبنای ملودی کردی)

آهنگ و تنظیم:پشنگ کامکار

اجرا:گروه شیدا

همنوازان:

تار-داریوش پیرنیاکان

نی-جمشید عندلیبی

عود-محمد فیروزی

کمانچه ، قیچک-اردشیر کامکار

رباب ، دف-بیژن کامکار

تنبک-ارژنگ کامکار

سنتور-پشنگ کامکار

از اینجا دانلود کنید

**نت این قطعه در کتاب "موج"منتشر شده است**

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:31  توسط سیاه مشق  | 

 

موسیقی جدید ؟

(فراز مینوئی)

 

چندی پیش صفحاتی از مقاله ای درباره موسیقی ملل از اتنو میزیکولوژیست معروف برونو نتل را ورق می زدم که به جمله ای بر خوردم که چگونه در فرهنگ غرب تجدد در خودی خود امری مثبت است. در اصل آنچه جدید است، خوب است.  این حقیقتی آشکار و محسوس است و  گاهی در مسیر هدف انسان که همان رشد و تعالی است،غرب را آنچنان به این سو و آن سو میکشد که حتی فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت هم راه خود را گم میکند. به نظر بنده حقیر، این موضوع به گریبان برخی از موسیقیدانان ایرانی متصل شده است. یکی از استادان صریحا فرمود که من آواز نوع خود را می خوانم نه فرد دیگری، همان طور که سعدی سبک خود را داشت و حافظ نیز سبک خود. تجدد اصل لاینفک هنر ایرانیست، اما نوع استفاده از آن متفاوت با نوع غربی آن است. در موسیقی غربی جدید یا قرن بیستم هر اتفاقی میتواند بیافتد چون هر اتفاق جدیدی خوب است. آنچه باید دانست این است که فرهنگ تجددگرایی در فرهنگ غرب در کنار فرهنگی مصرفی و صنعتی رشد و نمو کرده است. از دوست موسیقیدان آمریکای خود پرسیدم: چرا سریال (نوعی موسیقی اتونال در قرن بیستم) موسیقی برایش جالب است. از دیدگاه خودش که خیلی هم منطقی برایش به نظر میآمد گفت: چون کار جدیداست. این جواب در غرب کاملابجاست وایشان برای اثبات این جواب اصولا دلیل کافی دارند از جمله موفقیت مالی آن در بازار. اما موفقیت در بازار کمابیش هدف اصلی موسیقیدان ایرانی نبوده. برای درک بهتر یک تفاوت فرهنگی مثالی میزنم. در فرهنگ ایرانی اساتید را  به طور مثال در محافل خصوصیی که دارای آداب رسوم خاصی بوده است، می توان یافت نه در رستوران. در صورتی که استادان محترم موسیقی جاز را در رستورانهای آمریکایی میتوان یافت.در فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت (داروین)، گروه بهتر و جدید به طور طبیعی انتخاب می شوند. این  در شرایطی است که گروه قبلی نیز در سطح عالی انتخاب شده بودند و اینگونه است که بهترینها بوجود میایند. در حقیقت صرفا تجدد نیست که مهم است، بلکه تجدد در بستر علم و مفاهیم پرورش یافته قبلی است که اهمیت پیدا میکند. شاید فقط واقعه مهبانگ (بیگ بنگ) باشد که تحت تاثیر این فلسفه نباشد. شاید موسیقی ایرانی نیز تحت تاثیر دنیای مصرفی غرب قرار گرفته و موسیقی نیز قربانی جیبهای بی انتهای تاجران. آرام آرام در آمریکا ترفند سوء استفاده تاجران ابر قدرتی که دولت آمریکا را اداره میکنند، قدیمی میشود. به طور مثال آنی لیونارد فردیست که در بیداری مردم در این ماجرا خدماتی در اینترنت انجام داده است(http://www.storyofstuff.com/).

 شاید بهتر باشد موسیقیدان ایرانی (با توجه به آزادی کامل هر انسان) با استفاده از تجارب گذشتگان زیبایی بیآ فریند. مطمئن هستم که من آزادی این را دارم که با پاهایم سنتور بزنم (که پسندیده فرهنگ غرب است) اما باید بدانم که هدفم از این کار چیست. آیا هدفم جلب توجه مردم ، غرب، پول و یا معرفت است؟ به امید آنکه بتوانم با فرصت بیشتر در رابطه با این مطلب تحقیق کنم.

 

 

فراز

۱۲/۳۰/۲۰۰۷

سان فرانسیسکو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:37  توسط سیاه مشق  | 

 

**بیات اصفهان**

اردوان کامکار

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 21:20  توسط سیاه مشق  |