
**چهارگاه**
تنظیم برای پیانو:آلفرد ژان - باتیست لومر
گردآوری و اجرا:منوچهر صهبایی
مقدمه:والس-آواز زنگوله:آندانته-رنگ:آلگرو-آواز حدی:آندانته-رنگ:آلگرو-آواز پهلوی:آندانته-رنگ:آلگرو-آواز رجز:آندانته-رنگ:آلگرو
.jpg)
در برهوت انتشار آثاری که بطور تخصصی در مورد سنتورمی باشند، به بازار آمدن آلبوم "ز بعد ما" می تواند یک اتفاق مهم باشد.
همانطور که می دانید مدتهاست به غیر از دو آلبوم متوسط از آقای بطحایی و آلبوم تمنا از آقای پرویز مشکاتیان که بیشتر شبیه به یک شوخی هنری بود مدتهاست آلبوم دیگری در زمینه سنتور ( البته در مورد دیگر سازها نیز چنین است) نداشته ایم . نا گفته نماند که شرکت ماهور دست به اقدام مجدد آثار استاد پایور بروی سی دی زده است که قابل تقدیر می باشد.
آلبوم "ز بعد ما" از چند جهت می تواند مورد بررسی قرار گیرد اول اینکه به گمان بنده اولین آلبومی است که در بدو اتشار بصورت تصویری (آن هم بروی دی وی دی) به بازار آمده است.اکثر شرکت های هنری نخست آلبوم را بصورت کاست و بعد بروی سی دی و یا بلعکس منتشر می کنند و کمتر اتفاق می افتد که آلبومی بصورت هر دو مورد اشاره منتشر شود که خود نشان از بیم شرکت های هنری از نوع استقبال هنر پذیران را دارد.
دوم اصولا تشکیل چنین گروهی است که تنها مورد مشابه آن را بنده در گروهی به سرپرستی آقای افقه دیده ام که فایل تصویری این اجرا را که برای 5 سنتور است را می توانید در سیاه مشق جستجو و مشاهده نماید(اجرای قطعه به زندان استاد صبا)
سوم نوع انتشار اثر می باشد که می توان به صدابرداری و تصویر برداری خوب اجرا، بروشور جامع که درون آلبوم می باشد، قاب(کاور) مناسب وطراحی زیبای جلد اشاره نمود.
در نگاهی دیگر می توان به کوک دقیق سازها،انتخاب سازهایی خوش صدا(به خصوص ساز آقای بشیر فرامرزی) که اکثرا ساخته آقای علی غفاری(در قبل به معرفی ایشان در سیاه مشق پرداخته بودیم) می باشد، استیل بسیار خوب نوازندگان که شامل نشستن پشت ساز(اکثر اعضاء بصورت مشابه) بصورت صحیح ونوع مضراب زنی نوازندگان بخصوص آقای علی بهرامی فرد و تنظیم بسیار عالی قطعات اشاره نمود.
و در کل می توان به همدلی کل گروه و اهمیت قائل شدن و جدی انگاشتن تلاشی که گروه انجام داده است اشاره نمود که باعث دلپذیرشدن اثر می شود و بهتر می بود اگر تلاشی هم برای طراحی صحنه و دکور و لباس و همچنین در تنظیم قطعات، استفاده بیشتر از تکنیکهای متداول سنتور به مانند دو مضراب چپ و پا ملخی و... می شد و گنجاندن قطعاتی که در بروشور نوار ذکر شده به مانند "ابن سینا" و "سربداران" فرهاد فخرالدینی و حذف دو قطعه با کلام آلبوم(بدلیل اینکه برای اجرای این قطعات نیازی به بودن 5 سنتور به چشم نمی خورد و در حقیقت خود اقای سیامک آقایی به تنهایی نیز می توانستند آنها را اجرا کنند و در کیفیت دوقطعه لطمه ای وارد نمی شد)
امیدوارم شاهد استقبال خوب از این اثر باشیم و هنرپذیران محترم نیز عنایت به تلاش این گروه هنری داشته باشند و از کپی و تکثیر این اثر خودداری کنند.

"ز بعد ما"
گروه سنتور نوازان
سرپرست:سیامک آقایی
نوازندگان:سیامک آقایی،علی بهرامی فرد،بهمن بهرام،بشیر فرامرزی، روزبه رحیمی
قطعات:مقدمه1/6(قسمت اول) – شالی زار(برگرفته از ملودی محلی) – پایباز – چشم انداز – گریز – صبح – شب زرند – واقعه -1/6(قسمت اول و دوم)
نويسنده در فصل يكم بيان كردهاند كه واحد هجا در زبان فارسي هجاي كوتاه است و هجاي ديگر براساس واحد هجا كه (كوتاه) است سنجيده ميشوند و در ادامه كتاب واحد هجا را معادل نت دولا چنگ قرار دادهاند و بر مبناي نت دولاچنگ، نت چنگ را معادل هجاي بلند و چنگ نقطهدار معادل هجاي كشيده و سياه را معادل هجاي طويل قرار داده اند اما اين تطبيق در مورد نتهاي سياه نقطه دار و سفيد، سفيد نقطه دار و گرد به اشكال ميانجامد. براي اداي نت سياه كلمه راست برگزيده شده و واژه كه براي سياه نقطهدار برميگزينند (واژه كه نيست اما آن را واژه معرفي كردهاند) را آست است و مدعي شدهاند حس ریتمیک انسان به درستي زمان آن را تشخيص خواهد داد و چون در زبان فارسي هيچ واژه يك هجائي طولانيتر از راست وجود ندارد بنابراين براي نت سياه نقطهدار كه يك و نيم برابر سياه است از راآست) آيا در گستره زبان فارسي واژههاي هم وزن راآست نبود تا جايگزين اين ناواژه مضحك شود؟( استفاده ميكنيم. فرض كنيد كه بخواهيم اين ميزان را بخوانيم :
بايد از اين ناواژگان بخوانيم(راآست راآست) و براي نتهاي:
خوب، خواننده محترم قضاوت كن آيا بيان و اداي اين الفهاي پشت سرهم تداعي كننده اين نتها به تنهايي هست؟ آيا حس ریتمیک انسان به درستي زمان آن را تشخيص ميدهد؟ آيا روش اتانين ايراد بنيادي داشت كه نياز به ابداع وزن خواني واژگاني شد؟ براي خواندن چنين ريتم سادهاي چنين پيشنهاد ميشود:

در موارد پيچيدهتر كه در كتاب موجود ميباشد خواننده مجبور است اين واژگان را كه واسطه بين ريتم هستند به هجاهائي كه در ذهن تداعي كنندهتر است مبدل سازد تا مطلبي دريافت كند. آيا از عبارت «رُبابُ نيُ تارتارُ» ميتوان تداعي ريتم كرد؟
نويسنده در ريتم هم نگرشي محدود دارد و ريتمهاي خاصي را در موسيقي باب ميداند، مثلاً جلوي ميزان2/6 (نويسنده كتاب آيا ميدانيد كه اگر8/6 را خيلي كند اجرا كنيم به صورت4/6 درميآيد و اگر4/6 را كند اجرا كنيم به صورت2/6درميآيد؟ حتماً ميداندولي.............)
نوشتهاند كه در عمل به كار نميرود و همينطور در مورد ميزانهاي كند معتقدند كه در عمل به كار نميروند اين نگاه كردن به ريتم از يك دريچه كوچك است در صورتيكه عظمت دنياي ريتم به اندازه عظمت آفرينش است و بايد به آن از دريچهاي به عظمت آفرينش نگريست. نوسينده لازم است به كتاب آموزش تنبک بهمن رجبي ابتدايي – متوسطه عالي و فوق عالی مراجعه نمايند تا كاربرد عملی ۶/۲ را ببينند و با ديد بازتري به ریتم براي وزن خواني ابداع كنند مقتضيات و حوائج زندگي ثابت نيستند و دائماً تغيير ميكنندو وقتي مقتضيات و حوائج جديدي پيش آيد انديشههاي جديد در ذهن هنرمند تشكيل ميشود و وقتي انديشههاي جديدي زاده شد بيان آن انديشهها در صورت بنديهاي ديرين هنر امكان نمييابد و لذا هنرمند در پي قالبهاي جديد با دستورات جديد ميرود، اين همان كاري است كه وزيري در نواختن تار، نيما در شعر ايران و رجبي درتنبك نوازي ايران كردند ولي آيا نويسنده كتاب مزبور (وزن خواني واژگاني) هم چينن كردهاند، آيا فکر نميكنيد اگر بر اين منوال باشد واژه ابداع هم همانند واژه(( استاد)) عروس هزاران حجله خواهد شد.
درباره محدود كششها و ريتمها نويسنده براي اينكه پايههاي سه لاچنگ دار را بخواند با تلفيق يك همزه ساكن با حركات تلفظ و تداعي را چنان در ذهن خواننده دشخوارميسازد كه او را از وزن خواني واژگاني (روش ابداعي) ملول ميسازد مثلاً براي چنين تركيبي واژه بزدم(beezadamo) را استفاده ميكند و يا براي تركيب
واژه بزدم(beezadaamo) استفاده ميكند. ببينيد چقدر انرژي لازم است تا چنين كلمهاي ادا شود. به فرض هم خواننده در به در اين كتاب هم بتوانند چنين واژهاي را هم ادا كند چه نصيبش ميشود، چگونه آن را ديكته كند كه نويسنده هدف كتاب را خواندن و ديكته كردن معرفي كرده بود چرا نويسنده جداول انتخاب واژه براي چنين تركيباتي نكشيد و معني راكه در اولويت بوده براي آنها بررسي نكرده است؟
ختم كلام اينكه كتاب وزن خواني واژگاني يك نوع چرخاندن لقمه به دور سر است و پاد آور حكايت خالكوبي شير در مثنوي مولاناجلالالدين رومي است. چرا كه نويسنده موسيقي ايراني را تبديل به شير بييال و دم و اشكم كردهاند و در همان هم ماندهاند.
محمدعلی برجیان بروجنی
تصنیف "شب زدگان"
آهنگساز:نوید دهقان
جمشید عندلیبی(نی) جمشید محبی(تنبک) منصور سینکی(تار) مجید اخشابی(سنتور) شهران غلامی(عود) سیاوش پورفضلی(تار) علی خشتی نژاد(تار-بمتار) نوید دهقان(کمانچه-قیچک) امیر محمد تفتی(آواز)
شعر سیاوش کسرایی
سياوش كسرايي در سال 1305در اصفهان زاده شد.
پس از به پايان رساندن دوره آموزش هاي دبستاني و
دبيرستاني ، وارد دانشگاه شد و در رشته حقوق سياسي
موفق به دريافت درجه ليسانس گرديد.
پس ار فارغ التحصيلي در سال 1331 ، به عنوان كارمند
در وزارت بهداري ، به كار مشغول شد. كسرايي در سال هاي
پس از كودتاي 28 مرداد 1332 ، ممنوع القلم شده بود. اشعار
خود را با نام مستعار كولي شبان بزرگ اميد رشيد خلقي و
فرهاد ره آورد ، به چاپ رساند.
او در صف شاگردان " نيما يوشيج " ، شاعري نام آور و
بر جسته ، بشمار مي رود.
دوازده سال پاياني زندگانيش ، در خارج از كشور ، گذشت.
به دليل بيماري قلبي ، در وين پايتخت اتريش ، به تاريخ نوزدهم
بهمن ماه يكهزار و سيصد و هفتاد و چهار، زندگي را بدرود گفت
و در قبرستان مركزي وين " بخش هنرمندان " ، بخاك سپرده شد.
تو قامت بلند تمنايي اي درخت !
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالايي اي درخت
دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار
زيبايي اي درخت !
وقتي كه باد ها
در برگ هاي در هم تو لانه مي كنند
وقتي كه باد ها
گيسوي سبز فام تو را شانه مي كنند
غوغايي اي درخت !
وقتي كه چنگ وحشي باران گشوده است
در بزم سرد او
خنيانگر غمين خوش آوايي اي درخت !
در زير پاي تو
اينجا شب است و شب زدگاني كه چشمشان
صبحي نديده است
تو روز را كجا
خورشيد را كجا
در دشت ديده غرق تماشايي اي درخت !
چون با هزار رشته تو با جان خاكيان
پيوند مي كني
پروا مكن ز رعد
پروا مكن ز برق كه بر جايي اي درخت !
سر بر كش اي رميده كه همچون اميد ما
با مايي اي يگانه و تنهايي اي درخت !
1343
*********************************************************************
گروه موسيقي "قمر" كنسرت "هواي آفتاب" را با سرپرستي و آهنگسازي "نويد دهقان" و آواز "سالار عقيلي" در تالار وحدت برگزار ميكند.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين گروه موسيقي كه تابستان سالجاري در همدان و بم اولين برنامه خود را اجرا كردند، قرار است در دو بخش مختلف و در دستگاههاي ماهور، شور و دشتي كنسرت خود را در اين تالار برگزار كند.
بخش اول اين كنسرت در دستگاه ماهور مركب با اجراي چهار قطعه ضربي، يك پيشدرآمد و سه تصنيف اجرا ميشود.
تصنيف "هواي آفتاب" با شعري از سياوش كسرايي، تصنيف "ديوانه مست" با شعري از خواجوي كرماني و تصنيف "وصف" با شعري از سعدي در اين بخش اجرا خواهد شد.
سه قطعه آوازي نيز با اشعاري از مولانا در بخش اول اين كنسرت اجرا ميشوند.
بنا بر اين گزارش، در بخش دوم كنسرت گروه يادشده كه در دستگاه شور و دشتي اجرا ميشود، دو قطعهي بيكلام "در رهگذار باد" و "چهار مضراب دشتي" اجرا خواهد شد.
سه تصنيف "يار و ديار" از سياوش كسرايي، "ميهن" از كيوان آتشزاد و "بدرود" از سياوش كسرايي ديگر بخشهاي اجرايي در اين كنسرت بهشمار ميروند.
در اين كنسرت سياوش پورفضلي - نوازندهي تار، رضا آبايي - نوازندهي قيچك، شهاب تربتي - نوازندهي تنبك، عليرضا گرانفر - نوازندهي سنتور، آرمان سيگارچي - نوازندهي عود، شاهين صفايي - نوازندهي تار، آرش توكلي - نوازندهي بمتار، نسيم اربابي و نويد دهقان نوازندهي - كمانچه هستند.
كنسرت "هواي آفتاب" در تاريخهاي 24 و 25 آذر ساعت 18 در تالار وحدت برگزار خواهد شد.