تبليغاتX
سیاه مشق

 

 

دو دیده بینای بی منت خردسالی را تصور کنید که نیک می بیند نظام بی نظام موسیقی ما را :

بزرگانی را که در قاب عکس ها آرام خفته اند، حصار هایی شکسته و آتشی فراگیر خانمان اهل هنر سوخته ! جوانانی هراسان ز هر سو گریخته بر بخت بد خویش گریسته، عشق در دل مانده یار از دست رفته ، کوله بار انگیزه بر دوش گرفته، ز هر جا شتابان ، عصیان پیشه با جمع طراران افسار گسیخته و هنر فروشان بی هنر در ستیزه ! گویی عده ای موزه ها غارت می کنند، گوهری از انگشتان پیکر برخی خفتگان بر بستر اخلاق می زنند و پیشگام جمعیت هراسان در حال گریز کوس رسوایی سر می دهند "آی دزد آی دزد"  

در این تصویر مغشوش چه جذبه ای برای تازه واردان این سرا دارید ؟! به آنها بگوییم در هشت بهشت آمده اید ولی ویرانه ی  کدام خرابه می بینید ؟ این نا کجا آباد کی آباد شد و ویرانه کی بنیاد کردند ؟! گوهری از انگشتان ما کی ربوده شد ؟! ما خفتگان از خود بدور اجنبی پرست کی حکمرانی دشمن بر خود روا داشتیم ؟ این کدخدای ده نشناس کی عروس این خانواده برکت داد؟! گذشتگان را چگونه پاسخگو باشیم ؟! بگوییم با حاصل عمر شما چه کرده ایم ؟! گوهری امانت گرفته چگونه بر باد داده ایم ؟! در مقابل کوه خضوع ایستاده فریاد بزنیم که بر سر بت شدن در این ناکجا و سلطه بر این هیچ جا چگونه برادر کشی می کنیم ؟! و به فرداییان چه داریم بگوییم ؟! بگوییم دیر رسیده اید و ما هرچه از پدران داشته اید که قرار بود به شما برسد یا سوزاندیم تا در سرمای دشت رکود گرم شویم ؟ یا به عوام فریبی خشت کرده و کاخ هایی بنا کردیم که دزد یارای از دیوار آن بالا رفتن ندارد و دری به روی شاگردی نیز هم !

کیست که نداند موسیقی ما از راه دوری آمده ؟ این خسته آب می خواهد ، شنونده و مخاطب خوب طلب می کند ! برای اهلش خواستار حرمت است ! احتراماتش را عاجزانه خواهان است ! 

مال و مکنت و رزق و روزی گزاف و زرق و برق بس نیست !؟ شاگردان متعصب و قداره کشانی که دوشادوش  شما ره پول می پیمایند چشمانتان پر نکرده ؟ به اسم نوآوری هر بی مایه ای منتشر کرده اید، دلالی ساز پیشه کردید، بر قدیم و جدید موسیقی ما تاختید ، شاگرد بر خط تولید نهاده استاد تولید کردید !

گفتید ما مولانا ، مولانا کرده ایم ! تحریر ریتمیک ابداع نمودید ! نام و نشان قدما را سد استاد شدن دانستید، موسیقی ما با غیر تلفیق کردید ، عزم راسخ در فروش ساز های بدلی امثال ناظمی کردید، سر و دست تکان داده با زلف هایی آشفته نام عرفان نیز فروختید . اخیراً تعالی و تحول موسیقی را منحصر به نوازنده دانستید !!! گفتید ما هیچ وقت معلم و استاد و آموزگار به خود ندیده ایم آیا جز این است که کیمیا به حماقت خاک می کنید ؟! آیا اگر به بزرگی در رسانه ای تند بگویید بر کرسی وی نشسته اید ؟!

جوانان موسیقی باید هوشیار باشند ! امروز جز تربیت شنونده خوب و منصف و هواخواه صادق هیچ نمی خواهیم و راهی نداریم. به این به اصطلاح بزرگان موسیقی دل نبندید . بر سر نام های ایشان دعوا نکنید . خانه تاراج می رود و اینان نشسته اند . این ها پیشوایانی نیستند که دل به آنها خوش کنیم، با دوستان کهنه خویش چنین سخن می گویند . وقتی اهالی موسیقی چنین رفتار می کنند از وزارت ارشاد و صدا و سیما هیچ توقعی نیست.  آنها دوست دارند پشت گلدون ساز بزنند و ما می خواهیم نوای این موسیقی در کوی و برزن شنیده شود. خرد بت ستیز است و موسیقی ایرانی خرد پیشه. ادبیات کهن ایران خاشع و متواضع می سازد نه این که می بینید .

موسیقی ازآن ملت است در دست عده ای عاریه نه ابزاری برای خودستایی و کسب درآمد .

اخلاق گذشتگان به یاد آورید . حرمت و حریم نگه دارید و به ریش و موی سپید برخی احترام گذاشته سالها فعالیت هنری آنها را دریابید. بنا نیست به بنای پخته موسیقی سنتی ایران هر نا اهل وارد شود . قرار نیست هر اهل موسیقی 50 سال آفرینش هنری داشته باشد. مگر می توانید هر روز عالی قاپو بسازید ؟! ولی می توانید تیشه به ریشه نقش رستم بزنید ! شما مخاطبان سایت های اینترنتی فراموش کرده اید که فارسی تکلم می کنید ؟! ادب کجا فروخته اید ؟! جواب کودکی که فضای موسیقی ما را از دور می بیند چه دارید بدهید ؟ چرا دائم بر سر نام ها در ستیزید ؟! آیا به این فکر کرده اید که مهم نیست گربه سیاه است یا سفید ! مهم این است که موش را می گیرد یا نه !؟؟! بار ها مشاهده می شود که مخاطبین امروز سیاه مشق حتی متن را نمی خوانند فقط فحاشی می کنند، برچسب می زنند و گروه گروه همه را از هم متمایز می کنند ! گویی با صداقت و راستی مشکل دارند ! هر پیشه ای سنگ محکی دارد ! محک و معیار سنجش گم کرده اید ! میدان موسیقی ما تبدیل به کارزاری است که هیچ کس در آن امان ندارد مگر هیچ کس ! سنگ های دستتان بر زمین گذاشته ساز و قلم به دست بگیرید از زیبایی های این موسیقی بگویید و با مخاطب خوبی بودن بزرگان این موسیقی را تشویق کنید تا مانند دهه 50 و 60 باشند . و فراموش نکنید سیاست های موجود برای نابودی این موسیقی با اختلافاتی این چنین زنده و پویا هستند و گویی ما کد خدای ده نشناس فراموش کرده به تیغ بر سینه ریش سفیدان شهرمان می کشیم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 21:38  توسط خشایار  | 

 

آهنگساز و سرپرست گروه فاخته : رضا موسوي زاده

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:16  توسط سیاه مشق  | 

 

چند مضراب پنجگاه(تصویری)

اثر:پرویز مشکاتیان

اجرا:علیرضا جواهری - بهمن رجبی

از اینجا دانلود کنید 

**این اجرا بدلیل درخواست یاران همراه و خرابی لینک قبلی مجدد آپلود شده است

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 20:58  توسط سیاه مشق  | 

 

چهار مضراب دشتی(فرامرز پایور - محمد اسماعیلی)

از اینجا دانلود کنید

نت چهار مضراب دشتی(گردآوری و اوانگاری محسن غلامی)

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:33  توسط سیاه مشق  | 

 

خبرگزاري فارس: اركستر ملي اصفهان به رهبري «كيوان ساكت» پاييز در اصفهان به روي صحنه مي‌رود.  


«كيوان ساكت» نوازنده تار و رهبر اركستر ملي اصفهان در گفت‌ وگو با فارس گفت: به همراه اين اركستر 60 نفره كه هم اكنون تمريناتشان را در آموزشگاه نغمه گشايش استاد كسايي انجام مي‌دهند، مهر و يا آبان در اصفهان به اجراي برنامه مي‌پردازيم.
وي افزود: در اين برنامه قطعاتي از جديدترين ساخته‌هاي خودم را به همراه گلچيني از آثار آلبوم‌هاي منتشر شده‌ام اجرا مي‌كنيم.
اين آهنگساز با اشاره به خواننده اركستر گفت: از آنجايي كه محوريت كنسرت بر صداي خواننده نيست،يك خواننده به عنوان يكي از اعضاي اركستر در كنار ما قرار دارد و به همراه سازها قطعاتي را اجرا خواهد كرد.
«ساكت»در خاتمه خاطر نشان كرد:طي ماه‌هاي آينده به همراه اركستر ملي گلستان نيز كنسرتي را برگزار خواهيم كرد.

رهبر ارکستر اصفهان و گرگان در ادامه به مراحل پیشرفت این دو ارکستر اشاره کرد و گفت : متولی ارکستر اصفهان خانواده حسن کسایی به سرپرستی <مهرداد یزدانی> است که تمرین های این ارکستر چندی پیش آغاز شده و قرار است در نیمه دوم مهرماه نخستین اجرای ارکستر اصفهان آغاز شود از سوی دیگر ارکستر گرگان به سرپرستی مسعود رستمی زیر نظر حوزه هنری این استان به تمرین های خود به شکل دوره ای ادامه می دهد. << نقل از خبرگزاری مهر >>


خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_: ارکستر ملي اصفهان که چند ماه از عمر تاسيس آن مي گذرد، مهر امسال در اين شهر کنسرت مي دهد.

اين ارکستر که حدود 60 نوازنده دارد، به سرپرستي کيوان ساکت قرار است در اين اجراي خود رپرتواري از موسيقي سنتي ايران را اجرا کند.

کيوان ساکت در اين زمينه به ميراث خبر گفت:« هيچ نهادي دولتي هزينه هاي اين ارکستر را تقبل نکرده است و تمام  مخارج آن توسط آموزشگاه نغمه گشايش که مديريت آن بر عهده آقاي کسايي است، تامين مي‌شود .»

وي عنوان کرد:« نوازنده و هنرمندان بسياري در اصفهان وجود داشته  و اين شهر قابليت هاي بسياري در زمينه موسيقي دارد . کار هنرمندان جوان که در اين کنسرت مي نوازند، بسيار خوب است و کار آنها از نوازندگان بسياري از شهرهاي ديگري که ديده ام بهتر است.»

به گفته ساکت تمرين هاي ارکستر ملي گلستان نيز با موفقيت در حال پيشروي است واحتمالا در پاييز کنسرت‌هايي را در اين شهر اجرا کند.

ساکت به برنامه هاي گروه وزيري اشاره کرد:« گروه وزيري در برگزاري 30 شب کنسرتي که قرار است خانه موسيقي اجرا کند، همکاري دارد و چند کنسرت برگزار مي کند.»


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 6:47  توسط فاطمی  | 

 

استاد علي‌اكبر سرخوش به‌دليل عوارض ناشي از كهولت سن، بيماري كليه و عفونت ريه، همزمان با اذان صبح چهارشنبه درگذشت و در تهران به‌خاك سپرده شد.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نوازنده‌ي سنتور و سازنده‌ي نامي سازهاي ايراني كه دوستانش مي‌گويند، هنرمنداني چون ابوالحسن صبا به او عنوان "پدر كوك" اطلاق كرده بودند، در سن 84 سالگي دارفاني را وداع گفت.

او علاوه بر ساخت ساز، نوازنده‌ي چيره‌دست سنتور بود كه به نواختن سازهاي تار، سه‌تار و ويولن تسلط داشت.

مراسم بزرگداشت وي عصر امروز شنبه از ساعت 17 تا 19 در مسجد‌الرضا (ص)، واقع در خيابان سهره‌وردي، ميدان نيلوفر برگزار مي‌شود.

****************************************

متاسفانه امروز در خبرگزاريها خبر فوت آقای علي‌اكبر سرخوش  را خواندم

آقاي سرخوش بعنوان يك راهنما و مشوق حق بزرگي بر گردن بنده و بطور يقين بسياري امثال من دارند كه بي مناسبت نديدم در سياه مشق اشاره اي به ايشان و خدماتش در زمينه موسيقي داشته باشم هرچند كه ممكن است مطلب تا اندازه اي شخصي جلوه كند.

خوب به خاطر دارم صبحي را كه براي خريد اولين سازم به فروشگاه ايشان در ميدان انقلاب خيابان 12فروردين مراجعه كرده بودم و ايشان بيشتر از 3ساعت براي من وقت گذاشتند.

زماني كه از درخواست من مطلع شدند اولين سوال ايشان از من اين بود كه چرا سنتور را انتخاب كرده ام و آيا انگيزه لازم را دارم و ارتباط لازم را در خود جسته ام كه مبادرت به خريد اين ساز كرده ام آيا با مشكلات حمل و نقل و كوك و ... اين ساز آشنايي دارم و از اين قبيل سوالها كه من نيز پاسخگو بودم.

سازها يك به يك پيشنهاد شد و قيمت آنها نيز مشخص از آن بين يكي را پسنديدم. ايشان پيشنهاد دادند ساز ارزانتري تهيه كنم و در صورت ادامه راه بعدها چنين سازي تهيه كنم ، وقتي پافشاري من را ديدند سرانجام راضي شدند،ساز كوك شد و من شروع به نواختن بروي آن كردم،رنگ شهرآشوب از دستور سنتور استاد پايور،با تعجب نگاهي كردند و گفتند ، نگفته بودي كلاس مي روي، توضيح دادم كلاسي نرفته ام ساز يكي از آشنايان را قرض گرفتم، كتاب دستور سنتور را خواندم و به سختي توانستم برخي از درسهاي اين كتاب را بزنم،پرسيد چهار مضراب دشتي را هم زده اي گفتم نه چنين بار امتحان كردم اما نمي توانم.

قصد شرح تمامي ماجرا را ندارم اما در آن زمان كه مدت بسيار زيادي از آن مي گذرد ايشان 40هزار تومان به بنده تخفيف دادند و وقتي علاقه مندي من را ديدند بنده را به اقاي عليرضا جواهري براي آموزش ديدن معرفي كردند كه بزرگترين خدمت ايشان به بنده همين مورد آخري بود زيرا همواره بر اين باور بوده ام كه ارتباط با موسيقي ايراني داشتن ، علاقه مندي ، تهيه ساز و ... به اندازه داشتن يك معلم خوب ارزشمند نيست.

هنوز هم ساز ساخته دست ايشان را دارم كه يكي از خوش صداترين سازهاي بنده هست و علاقه و وابستگي شديدي نيز نسبت يه آن احساس مي كنم.

بعدها كه ساز را براي تعويض سيم و كارهاي غيره نزد ايشان مي بردم همواره مي گفت"من آن روز حالم خيلي خوب بود كه اين ساز را با اين قيمت به تو دادم". همواره تا زماني كه مي توانست و به فروشگاه مي امد پيگير پيشرفت بنده بودند.

وتا فراموش نكردم مدعي بودند كه براي اولين بار سيم واخوان سنتور را ايشان به اين صورت كوك كردند كه نمي دانم تا چه اندازه صحت داشته باشد.

مطمئن هستم دوستان بسياري هستند كه خاطرات خوشي از فروشگاه و خود اقاي سرخوش دارند و ايشان از اين قبيل خدمات براي بسياري از علاقه مندان موسيقي انجام داده اند.

آرزو مي كنم روح ايشان همواره شاد باشد و اميدوارم چراغ فروشگاه سرخوش هميشه روشن بماند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 21:55  توسط سیاه مشق  | 

 

                        سبز جاودان

آهنگساز:نوید دهقان

جمشید عندلیبی(نی) جمشید محبی(تنبک) منصور سینکی(تار) مجید اخشابی(سنتور) شهران غلامی(عود) سیاوش پورفضلی(تار) علی خشتی نژاد(تار-بمتار) نوید دهقان(کمانچه-قیچک) امیر محمد تفتی(آواز)

تصنیف"سبز جاودان"

شعر:سیاوش کسرایی

وطن، وطن!

نظر فكن به من كه من

به هركجا،غريب وار،

كه زير آسمان ديگري غنوده ام

هميشه با تو بوده ام

اگر كه حال پرسي ام

تو نيك مي شناسيم

من از درون غصه ها و قصه ها برآمدم

چه غمگنانه سال ها

كه بال ها

زدم به روي بحر بي كناره ات

كه در خروش آمدي

به جنب و جوش آمدي

به اوج رفت موج هاي تو

كه ياد باد اوج هاي تو!

كنون اگر كه خنجري ميان كتف خسته ام

اگر كه ايستاده ام

ويا ز پا قتاده ام

براي تو، به راه تو شكسته ام

سپاه عشق در پي است

شرار و شور كار ساز با وي است

دريچه هاي قلب باز كن

سرود شب شكاف آن ز چار سوي اين جهان

كنون به گوش مي رسد

من اين سرود نا شنيده را

به خون خود سروده ام

وطن!وطن!

تو سبز جاودان بمان كه من

پرنده اي مهاجرم كه از فراز باغ با صفاي تو

به دور دست مه گرفته پر گشوده ام

از اینجا دانلود کنید

ناشر:موسسه نهاله رودکی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 21:41  توسط سیاه مشق  | 

 

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس كنسرت محمدرضا لطفي، آهنگساز و نوازنده برجسته تار، پس از 25 سال در كاخ نياوران، با بازتابهاي مختلفي درمحافل هنري و رسانه‌اي روبرو شد. عليرغم چيره دستي و بزرگي اين نوازنده و آهنگساز موسيقي اصيل ايراني، بسياري از علاقمندان وي و موسيقي ايراني بر اين اعتقادند كه اجراي اخير لطفي توقعات را بر آورده نكرده است و اين اجرا درخشش قديم آثار لطفي را نداشته است. خبرنگار موسيقي فارس نظر پرويز مشكاتيان، آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور را در اين خصوص جويا شد.
وي در خصوص كنسرت اخير محمدرضا لطفي در كاخ نياوران پس از 25سال، گفت: من بهترين كار لطفي را در ابوعطا مي‌دانم، آنهم ابوعطايي كه در سفارت آلمان با شجريان اجرا كرد. آن اجرا يكي از زيباترين ابوعطاهاي ايراني است. شجريان بعد از آن آواز زيباتر دارد اما لطفي كار باشكوه‌تر از آن ندارد.
مشكاتيان با تاكيد بر بزرگي و اهميت لطفي در موسيقي ايراني طي چند دهه گذشته، تصريح كرد: اگر آن شب لطفي را من در اندازه همين ابوعطا هم مي‌ديدم باز برايم پذيرفتني بود و مي‌گفتم در عرض 25 سال توانسته خودش را حفظ كند. اما متأسفانه خيلي بدتر بود. فكر كردم كه خواب مي‌بينم. هنوز برايم جا نيفتاده كه چه اتفاقي براي لطفي افتاده بود و چرا چنين شد.
وي با اشاره به غزل خواني لطفي در اين برنامه افزود: چرا لطفي بايد به آن شكل تفال بگيرد و ده صفحه را هم ورق بزند و غزلي را كه شب قبل غلط خوانده باز هم غلط بخواند؟ درست است كه ايشان مدتها در ايران نبودند اما اين جامعه در عرض 25 سال خيلي تغيير كرده و استعدادهاي زيادي درآن ظهور كرده است.
اين آهنگساز با تاكيد بر اينكه قرار نيست كه نوازندگان ما مثل قدما ساز بزنند، اظهار داشت: كاويدن آثار گذشتگان چراغ راهي براي اكنون و آينده است. قرار نيست ما خودمان را به 800 سال پيش و زمان حافظ پرتاب كنيم و مانند او غزل بگوييم . ما از حافظ، سعدي، خواجو و ديگران طرفي بربستيم و در حال حاضر اينجا قرار داريم و بايد براي آيندگان نيز كاري بكنيم چرا كه انسان وام‌دار انسان است.
وي بيان داشت: جغرافياي فرهنگ بشري زنجيروار جلو مي‌رود. حافظ در زمان خودش روي دوش خواجو و نظامي حافظ شد. ولي اينكه اكنون شما روي دوش ميرزا عبدالله، ميرزا حسينقلي و درويش‌خان سوار شويد آينده روي دوش چه كسي سوار شود؟ صحبتهاي من نفي گذشتگان نيست بلكه مي‌گويم آنها وسيله‌اي بودند كه ما با گذشته موسيقي خود آشنا شويم و طرفي براي آيندگان ببنديم.
سرپرست گروه عارف با انتقاد از اظهارات لطفي در ابتداي ورود به ايران مبني بر اينكه كسي در اين 25 سال كاري در موسيقي ايراني نكرده گفت: ايمل‌ها و فكس‌هايي براي من در خصوص كنسرت لطفي آمده كه گفته‌‌اند رهنمودهايي كه از كنسرت لطفي گرفته‌ايم اين است كه سازمان را كوك نكنيم و هركجا كم آورده‌ايم شعر را غلط بخوانيم!
وي ادامه داد: شما مي‌توانيد از عاطفه زمان سواستفاده كنيد اما با حافظه زمان چكار مي‌شود كرد؟ در شب كنسرت برخي بلند شدند و رفتند و اين براي يك هنرمند آنهم در سطح لطفي فاجعه است.
مشكاتيان با بيان اينكه اين اجرا تأثير خيلي بدي روي علاقمندان موسيقي گذاشت، گفت: درود بر مردم كه حرمت گذاشتند ولي جواب نگرفتند حتي براي 2 دقيقه.
اين آهنگساز با اشاره به دونوازي لطفي و قوي‌حلم نيز گفت: قوي‌حلم نوازنده متوسطي‌ است و اين جاي سؤال دارد كه چرا لطفي از نوازندگان كوشا و توانمند خودمان بهره نبرد.
مشكاتيان در خاتمه درخصوص نواختن چند ساز توسط لطفي خاطرنشان كرد: اين مسئله في‌نفسه بد نيست اما مهم اين است كه چگونه باشد. ايشان وقتي دف را برداشتند پوستش افتاده بود.آيا آقاي لطفي نمي‌دانند كه وقتي دف را جلو دهانشان بگيرند حائلي مي‌شود بين صداي ايشان و ميكروفن؟ تازه با اين حال سر دف نيز مرتباً به ميكروفن مي‌خورد و صدا مي‌داد.
گراني بليط كنسرت لطفي و فروش بروشورهاي آن توسط برگزار كنندگان ازديگر مواردي بود كه مورد انتقاد شديد مشكاتيان قرار گرفت. به اعتقاد اين آهنگساز علاقمندان لطفي و موسيقي ايراني كه اين هزينه را براي ديدن كنسرت وي پرداخت كردند، جواب خود را نگرفتند.

لینک مطلب:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8604220095

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 19:28  توسط سیاه مشق  |