نت چهار مضراب شور:
اجرای چهار مضراب:
قابل توجه هنرمندان وهنر دوستان عزیز :این اجرا کاملا جنبه اموزشی دارد.
اجرا گردآوری و آوانگاری محسن غلامی

مقدمه گونه ای بنابر ضرورت
تنبک ، کاملترین ساز کوبه ای ( ضربه ای ) ی دنیاست ؛ کامل ترین نه از جهت ساختمان ظاهری ( چرا که ساز درام که به جاز معروف است از نظر ساختمان ظاهری کامل تر به نظر می رسد ) بلکه از جهت امکان استفاده از تمام انگشتان دو دست ، با این توضیح و اضحات که در کلیّه ی کتاب های ساز شناسی ایران و دنیا ، از آن به عنوان یک ساز ایرانی – البّته ساز ریتمیک ایرانی - یاد می کنند و به طور قطع و یقین در آینده نیز خواهند کرد و ...
... به مصداق بیت معروف « هردم از این باغ ، بری می رسد - تازه تر از تازه تری می رسد » ، تار نوازی ، دهان مبارکش را باز فرمود و مرتکب انکار اطلاق کلمه ی « ساز » در ارتباط با این آلت موسیقایی ریتمیک شده است . با این توضیح که حضرت استادی « داریوش پیرنیاکان » دامَت اِفاضاتُه (1) ( یعنی همان تار نوازی که هم زمان با « تَگَه گُه و تَزُرزِرِ » خاک پای مردم ایران (2) مبنی بر اینکه :
« نوازنده که مهم نیست ، مهم من هستم چرا که اگر با نوازندگان خیابان سیروس هم بخوانم ، مردم مرا می خواهند » زیر دست ایشان ، رِنگِ نی ناش ناش می زدند ) ضمن امتحان یک جوان کمانچه نواز جهت صدور مجوّز ورودش به دانشگاه ، از ایشان می پرسند : شما ساز دیگری هم می نوازید ؟ که جوان پاسخ می دهد : آری در حال یاد گیری نوازندگی ساز تنبک هستم ، که حضرت استادی ، مرتکب پرسش بعدی خود می شوند که : مگر ، تنبک هم سازه !!؟ (3)
... البّته که ساز نیست ، کی گفته ؟ هر کی گفته گُه خورده غلط هم روش ؛ حتّی اگر آن کس ، نویسنده ی معتبرترین کتاب ساز شناسی دنیا باشد ! اصلاً چه معنی دارد آدم بدون کسب اجازه از استاد ساز شناسی چون حضرت داریوش پیر نیاکان ، به آلت خاک بر سر و تو سری خوری به نام تنبک هم بگوید ساز !
تنبک که ساز نیست بلکه بادمجان است آن هم از نوع بدون آفت و مرغوبش از سر زمین بلا خیز بم ، که به دو شکل مورد استفاده قرار می گیرد که شکل دومّش – که درست مانند استفاده از خیار است ! – را خصوصی عرض می کنم . و اما شکل اوّلش این است که ، در صورت لزوم ، می توان با آن خورشت بادمجان هم درست کرد ، حالا چرا تا کنون این کار را نکرده اند نگارنده ی این پرت و پلا ها بی تقصیر است ولی فکر می کنم که کلید حّل این معما باید در دست با کفایت استاد الاساتید فرامرز پایور ( یعنی همان کسی که علیرضا پور امید در روزنامه ی همشهری – سه شنبه اول آذر 1384 درباره اش نوشت : « شریف ترین ، منظّم ترین و متعهدترین موسیقیدان تاریخ موسیقی ایران ) باشد که سال ها قبل از اظهار لحیه ی داریوش پیرنیاکان ، به پرفسور عظیم الشان تنبک ! پرخاش فرموده بودند که : مگر تنبک هم سازه !؟ و ایشان هم گفته بودند : خیر ، هر کس گفته غلط کرده مخصوصاً اگر گوینده ی آن ، دمبکیِ دیوانه ای به نام رجبی باشد که در حقیقت ، لکّه ی ننگی است بر دامان پاک بشریّت !
... باری به مصداق « حرف ، حرف میاره » و در راستای استفاده ی نا به جا از صفت عالی « ترین » ، بعد از علیرضا پور امید چشم و دلمان به استاد پرویز مشکاتیان روشن ، که در بیان ستایش از نابغه ی دوم تنبک – آن هم به حکم حکومت رابطه بر ضابطه – در بروشور CD شاعر تنبک ، قلم مادر مرده را چنین به گردش در آورده بودند که :
« من با مطلق گرایی مخالفم ولی اگر نگویم ناصر فرهنگفر بهترین بود ؛ یکی از بهترین ها بود » ! (4)
خلاصه ، آقایان با صفت عالی « ترین » همان کار را کردند که سال های سال است که در نظام موسیقی ایران به طور اعّم و نظام تنبک نوازی ایران به طور اخّص ، با واژه های بی زبان مادر مرده ی استاد ، نابغه ، بی همتا و نادره ی (5) دوران می کنند شرح این هجران و این خون جگر - دمبکی بگذار تا وقت دگر
ای کاش ، خداوند « داریوش پیر نیاکان آفرین » نگارنده ی این پرت و پلاها را به ازدواج مجدّد مبتلا میکرد تا ...
آشغال کلّه ی نظام تنبک نوازی ایران بهمن رجبی
سه شنبه 29/1/1386
1- یعنی افاضاتشان ، ادامه داشته باشد ! توضیح مترجم . 2- محمد رضا شجریان سابق ، توضیح مترجم ! . 3- حالا اینکه چرا باید یک تار نواز از کمانچه نواز ، امتحان به عمل آورد بماند تا بعد راستی سالها پیش استاد محمد رضا لطفی در رادیو ایران به تنبک نواز ها نمره می داد . 4- تناقض در تناقض در تناقض ! ای الهی که نور به قبر شاعر ببارد که گفت : هر معرفتی که مرد بنگی گوید » برای اطلاع از مطرع دوّم به کلیات عبید زاکانی مراجعه کنید . 5- این یکی از افاضات استاد حسین علیزاده است درباره ی پرفسور عظیم تنبک !