تبليغاتX
سیاه مشق
 

نوید مصطفی پور

از اینجا دانلود کنید

مي بيني ؟ علف ها با صداي نازک نسيم مي لرزند ... درختهاي باغچه اما ساکنند .... نسيم آرام همه چيز را مرور مي کند .
شايد...شاید اين راز تمام چيزهاي کوچک است ، شايد اين آن هجوم محوي است که درون تمام اشياء را به خود مي کشد ... حس مي کنم مورچه ها تمام صداها را مي شنوند ... تمام صداها را ... اين سرشت چيزهاي کوچک است ... سرشت چيزهايي که خود را کوچک نگاه داشته اند ... کوچک نگاه داشته اند تا بشنوند خيلي چيزها را که خيلي ها نمي شنوند ... ببينند آن چيزهايي را که هيچ کس نمي بيندشان . مثل بچه ها ، مثل بچه وقتي که هنوز خيلي بچه اند ، که فرشته ها را مي بينند ، خدا را مي بينند و همه چيز هاي خوب را مي بينند ...
و فکر مي کنم ، فکر مي کنم که اگر اين همه سال است که  مورچه ها اين قدر کوچک اند ...پرنده ها انقدر کوچکند لابد چيزي مي شنيده اند ، چيزي که مي ارزيده ... مي ارزيده به اين همه سال کوچک بودن ... چيزهايي مثل صداي قلب آدمها ، آدمهاي عاشق ... آدمهاي منتظر ... آدمهاي اميدوار ... چيزي مثل صداي پاي مسافراني که از عمق جاده هاي دور مي آيند ...
... لابد چيزهايي بوده ... چيزهايي از جنس خنده مهدي که از ته ته دلش مي خنديد و تمام دارايي نداشته اش را ،تمام کسب و کارش را سفت گرفته بود يک دستش و با آن يکي دستش شيطنت مي کرد ... کيسه آدامس ها را که از صبح تا شب بايد مي گرفت پيش روي هزار عابر ... از هزار راه ... که ...
من مي دانم . من خوب مي دانم . ما هيچ وقت خوب نگاه نمي کنيم  . هيچ وقت خوب نمي بينيم ... آنها حتما چيزهايي مي بينند ... من مطمئنم ...
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 18:4  توسط سیاه مشق  | 

 

موسیقی برای ادامه حیات بشر ضروری است

موسیقی قوه تدقیق ، هوش ،استنباط ، حس مشاهده وبالاخره عواطف روحی بشر را می افزاید.

  شما ثقیل ترین روح را در اختیارمن بگذارید ،

 قادرم به نیروی موسیقی ثقل وکدورت را که عارضیست از روان او زدوده ، انسانی هوشمند وسلحشور به شما تحویل دهم.   

 افلاطون

 

   

              موسیقی حالت درک وکشفی است که از هر دانش وفلسفه ای برتر است.

        

            کسی که به اعماق موسیقی من راه یابد ، 

      

              از تمام بدبختیهایی که مردمان را به دنبال خود میکشد ، آزاد خواهد بود.             لودویک وان بتهوون

                                                       

                                

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 14:17  توسط سیاه مشق  | 

 

وبلاگ سنتور

عنوان برخی از مطالب این وبلاگ:

رقص پروانه (آهنگساز:استاد علی تجویدی) - شور

شعر بی واژه

نقدی بر مراسم سالگرد ایرج بسطامی و نکوداشت پرویز مشکاتیان

قطعه سبزه زار (محلی مازندرانی)-آوانگاری

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 20:5  توسط سیاه مشق  | 

 

از اینجا دانلود کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 10:20  توسط سیاه مشق  | 

 

خدایا از کجا شروع کنم!                                     

دیدن اجرای مسخره آقای شهرام ناظری در پاریس آ نچنان من را متاثر کرده که جزبا دشنام نمیتوانم احساسات واقعی خودم را بیان کنم و من این کار را خلاف اخلاق میدانم پس سعی میکنم که به منطقم رجوع کنم!

حجویاتی که بعنوان سه تار نوازی ریتم واواز توسط آقای ناظری در پاریس به اجرا در آمد مایه تاسف بسیاردارد .

کسانی که با موسیقی ایرانی آشنایی نداشته اند حق دارند که به استناد این اجرا موسیقی ایرانی را موسیقیی فاقد اصول زیبایی شناسی- ریتم- تسلط به نوازندگی ویا ابتدایی ترین معیار خوانندگی که صحیح خواندن باشد بدانند.

رعایت نکردن ریتم و خارج خواندن فاحش همراه تحریرهای بچگانه آنچنان گوش آدمی رادراین اجرا آذار میدهند که آ دمی هر لحظه انتظار اعتراض شنوندگان را دارد اما درکمال نا باوری در پایان شاهد کف زدن ایستاده مردم هستیم!

یا ما ایرانیها خیلی مودب هستیم یا جای دارد به هنری که نزد ما هست و بس نگاه دوباره ای بیندازیم!

خوب است که آقای ناظری بجای توجه عجیبی که به گنجایش سالنهای کنسرتهایشان دارند کمی به محتوای برنامهایشان داشته باشند.من جای همه هنرمندان جدی ایران از این کار آقای ناظری خجالت کشیدم آ خر چرا؟ اگر کفگیر ایشان به ته دیگ خرده که مال همه یک روزی میخورد ایشان کارهای قدیمی زیبا هم بسیار دارند که اجرای دو باره آنان بسیار جلوه خواهند داشت و اگر منظور نو آوریست که این اجرا هیچ بویی از آن نبرده.ا

چرا هنرمند با سا بقه ای مثل آقای ناظری چنین بی مسئولیت برخورد میکند؟ ایشا ن یکبار به این کار خود گوش کرده بودند؟ایشان راه آینده موسیقی ایران را این میدانند؟انتظارشان از هنرمندان جوان این است؟یا اینکه جامعه ما به چنین سمت بی هویت و بی محتوایی میرود؟

 

به کجا میرویم؟  شاید همه ما در یک لحظه تنهایی بهتر باشد که این سئوال را از خود بکنیم!آن آینه که مولانای بزرگ که اقای ناظری خود را مرید او میداند کجاست؟به صیقل بزداییمش!

 

اجرای آقای ناظری در پاریس را اینجا نگاه کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=k-wP8PYX-8M

 

  با احترام کورش تقوی                                                                                                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 22:50  توسط سیاه مشق  |