*گروه اساتید*
آهنگساز و تنظیم:فرامرز پایور
از اینجا دانلود کنید
*لازم بذکر است اجرای دیگری از این قطعه در قبل در سیاه مشق با صدای آقای ناظری قرار گرفته بود*
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 13:23 توسط سیاه مشق
|

کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
در دل من چیزیست مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
دورها آوایی ست که مرا می خواند ...
سهراب سپهری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از اینجا گوش دهید
آهنگساز : Rose Wynde
فلوت : Sandy Duffy Norman
چنگ : Kathryn Cater
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 16:22 توسط قاصدک
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 19:43 توسط سیاه مشق
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 22:55 توسط سیاه مشق
|

از اینجا گوش دهید
متاسفانه از آهنگساز و اجراکنندگان قطعه اطلاعی نداشتم و انتخاب نام هم صرفا بر اساس سلیقه شخصی بوده است.
* * * * * * * * *
پشت فراموشی مبهوت این آینه
چیزیست به نام زندگی
و آنجا ...
پرنده های سوخته ی مهاجر
خاکستر بالهایشان را هم آغوش قندیلهای یأس من می کنند
چاره ای نبود!
مثل همین چراغ
که در خمار روشناییش
دروغ دوری ستاره ها را باور کرد
من نیز
انکار سیاه این صبح را پذیرفتم
چاره ای نبود!
ای کاش می توانستم درختی باشم
پشت پنجره ی نور
افسوس ...
افسوس که برای من
حتی روزنه ای کافی بود
اما !
از روزنه های نداده ی شان
هفت آسمان ساختند!
و من خریدم!
به قیمت هستی ام
با نام تلخ توقعات بی جا !
می دانم ...
می دانم که روزی غرق خواهم شد
در تلالو همان ستاره های دور ...
و خاکسترم را بادها می برند
دورتر از دروغ ستاره ها
می دانم که روزی غرق خواهم شد
و بادها هرگز بر نمی گردند ...
اما صبح عزیز پاک سپید من
از بادها شنیدم
آینه سیاه بود نه تو
آن هم از خاکستر من
روشناییت را جشن بگیر !
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:17 توسط قاصدک
|