تصنیف همنشین درد- همایون - تصویری
آهنگساز و سرپرست گروه:پرویز مشکاتیان
شعر: ه.ا.سایه
نت این تصنیف در کتاب مجموعه تصانیف جلد دوم موجود می باشد

Iranian classical music is not as popular as it has to be among the young generation in iran. With a national television which even refuses to show music instruments when playing a song this situation is not really hard to imagine.
Anyway, as this kind of music is not so popular right now, there are a few shops which still have traditional music CDs for sale. At least in my own city I know only one or two at most. However last week I had the time to visit one of these shops. I bought couple of CDs and VCD's and to be honest I really didn't like any of them except one. Among them was a VCD captured this year by a simple camcorder from a ceremony in Vahdat Chamber, which had been held in memory of Ali Tajvidi, one of the biggest Iranian composers, 40 days after his death.
The show starts with a solo violin performance by Behrang Azadeh, on of the youngest pupils of Ali Tajvidi, followed by Keyvan Saket playing Setar and Navid Mostafapoor playing violin again. There are also short speeches about Tajvidi by Homayoon Khorram and Farhad Fakhredini. The show ends with a very beautiful performance of Alireza Ghorbani, singing three of Tajvidi's songs with National Orchestra conducted by Farhad Fakhredini.
I uploaded two of these songs on YouTube so that you can watch them here. Hope you enjoy them.
سعيد كمالي دهقان ؛ همشهری ماه

موسيقي اغلب فيلم هاي آمريكايي را آهنگ سازاني هم چون جان ويليامز نوشته اند و همه جاي فيلم، موسيقي است كه به شما مي گويد چه طور فكر كنيد و چه احساسي داشته باشيد. در صحنه اي ترسناك، صداهايي رعب انگيز و در صحنه اي عاشقانه، نغمه اي رمانتيك به كار مي برند، اما من به سخن بودلر نويسنده فرانسوي معتقدم كه مي گويد دغدغه هنرمند بايد اين باشد كه آن چه را كه احساس مي كند ، تشريح كند و نه آن چه را كه مي بيند .
زبيگنيف پرايزنر آهنگ ساز فيلم هاي كيشلوفسكي
روزي ژان پير ژونه ،كارگردان فيلم سرگذشت شگفت انگيز و باورنكردني املي پولن ، در اتوموبيلي نشسته بود كه يكي از آهنگ هاي يان تيرسن را از راديو شنيد؛ خوشش آمد و سريع با هنرمند جوان هم وطنش تماس گرفت؛ اما آهنگ ساز جوان اهل بريتاني، سرش شلوغ بود و داشت آلبوم جديدش را تنظيم مي كرد. هم نمي توانست پيش نهاد وسوسه برانگيز ژان پير ژونه را رد كند و هم زمان زيادي براي تنظيم آهنگ فيلم نداشت. در نهايت، قطعاتي از آلبوم هاي قبلي اش را انتخاب كرد و چندتايي هم قطعه جديد نوشت. نتيجه خوب از كار در آمد و قطعات انتخابي آن قدر با سرگذشت شگفت انگيز املي پولن جور در مي آمد كه انگار تيرسن قبل از آشنايي با ژونه مي دانست قرار است براي فيلمش آهنگ بسازد. موسيقي فيلم املي پولن هم بيش از يك ميليون نسخه فروش كرد و همه را شگفت زده كرد.
نقش موسيقي تيرسن در موفقيت فيلم ژونه (با توجه به فروش بيست و يك ميليون پوندي آن) انكار ناپذير است. موسيقي ساده فيلم املي ورق را براي آن دسته از موسيقي دان هايي كه پيچيدگي و ابهام را از الزامات موسيقي خوب مي دانند، بر مي گرداند و با جسارت تمام اثبات مي كند كه براي نوشتن يك موسيقي خوب، چندان نيازي هم به سمفوني هاي پرزرق و برق و ده ها نوازنده قهار نيست.
با سازهاي معمولي و گاه دور از ذهن هم مي شود به همين سادگي موسيقي انساني نوشت. ذوق مي خواهد و كمي جسارت. موسيقي يان تيرسن در اين فيلم براي آن ساخته نشده است كه به شما بگويد چه احساسي داشته باشيد و چه طور فكر كنيد؛ برعكس، موسيقي فيلم تلاش مي كند تا آن گوشه اي از احساس املي، شخصيت اصلي فيلم را كه تصاوير از توصيف آن عاجزند، تشريح كند و نبودش خلا عظيمي در شناخت او ايجاد مي كند.
والس املي پولن كه تم اصلي فيلم را تشكيل مي دهد، به سه فرم نوشته شده است. ويژگي فرم اول، آن اجراي پر رنگ آكاردئون است كه بيش تر از ديگر قطعات به گوش مي رسد و به فيلم حسي فرانسوي مي دهد. قطعات هيچ وقت آن جا نرفته ام ، عصر جشن ، نه به اين سادگي از آلبوم جاده آبشارها انتخاب شده اند و قطعه اصلي آلبوم والس هيولاها هم با همين نام در فيلم به كار رفته است.
روزهاي غمناك از قطعاتي است كه چندين ساز مختلف آن را اجرا كرده اند، و آهنگ هاي مختلفي هم از آلبوم فانوس دريايي و مفقود انتخاب شده. تنها قطعه موسيقي فيلم املي كه تيرسن آن را نساخته، آهنگي است رومانتيك مربوط به سال ۱۹۳۱ به نام گناه كار كه اغلب در آن رستوراني پخش مي شود كه املي در آن جا كار مي كند. پيانو، كاريون، بانجو، ماندولين، گيتار، هارپسيكورد، ويبرافون، آكاردئون، گيتار باس وملوديكا از سازهايي است كه او براي موسيقي اين فيلم استفاده كرده. موسيقي فيلم بيش تر يك موسيقي فرانسوي است؛ چرا كه براي ساخت آن از ملودي هاي محلي و ملي فرانسه استفاده شده است و بعضي از سازهايي كه براي اجراي آن به كار رفته، فرانسوي است. موسيقي اين فيلم حسي دارد ميان بي خيالي و حس ماليخوليايي. حس بي خيالي و بي تفاوتي موسيقي فيلم، حزني در بردارد كه آدم را ياد دنياي تنهاي انسان هاي زمان امروز مي اندازد، انسان هايي كه ساعت هاي بي شماري را تنها به سينما مي روند، تنها قدم مي زند و تنها در گوشه كافه اي در محله مون مارت پاريس مشغول نوشيدن يك ليوان قهوه اند و اين جمله معروف فرانسوي را به ذهن مي آورد كه آري، زندگي همين است!
يان متولد ۲۳ ژوين ۱۹۷۰ است. زياد اهل درس خواندن نبود، اما پس از ياد گرفتن ويولون، پيانو و رهبري اركستر، استعدادش را نشان داد و در كنسرواتوار محلي شاگرد نمونه شد. مي گويد: من به كنسرواتوار مي رفتم و برايم كلي مزايا داشت. البته زياد حرفه اي نبود، اما باعث شد چيزهايي را بشنوم كه ممكن بود تا آخر عمر هم به گوشم نرسد. بعد از آن، براي چند گروه ساز زدم و به كنسرت هاي متعددي مي رفتم. خلاف فضاي كلاسيك سال هاي هشتاد منطقه رن ، از موسيقي راك خوشش آمد و شيفته گروه هايي چون استوگز و ژوي ديويژن شد، در مورد اين گروه ها مي گويد: كارهاشان كاملا غريزي بود. موسيقي مي نواختند بي آن كه به تكنيك توجه داشته باشند؛ فقط از آن لذت مي بردند. همين روزها بود كه براي چند نمايش نامه و تاتر موسيقي نوشت و عضو چند گروه راك محلي شد، اما اولين فعاليت جدي اش در موسيقي، برمي گردد به سال ۱۹۹۵ كه مصادف بود با انتشار اولين آلبومش به نام والس ِ هيولاها . تيرسن در اين آلبوم بيش تر قطعاتي را كه از قبل براي نمايش نامه ها و تاترها نوشته بود استفاده كرد. اوكار دوم خود را سال بعد ارايه داد و اسمش را گذاشت: جاده آبشارها . اما هيچ يك از اين دو آلبوم مورد توجه منتقدان قرار نگرفتند تا اين اين كه آلبوم فانوس دريايي را در سال ۱۹۹۸ منتشر كرد و شهرت خوبي هم برايش به همراه داشت. قطعه تك فام اين آلبوم ساخته دومينيك اِي بود و با اقبال خوبي روبه رو شد و شبكه هاي راديويي آن را مرتب پخش كردند. آلبوم بعدي او به نام همه چيز آرام است در ۲۳ مارس ۱۹۹۹ منتشر شدكه ريتم نسبتا متفاوتي داشت و بيش تر راك اند رُل بود. يان تيرسن تا سال ۲۰۰۱ و قبل از موفقيت موسيقي فيلم املي پولن ، در فرانسه به خوبي شاخته شده بود. تا آن زمان براي چند فيلم هم موسيقي ساخته بود. اريك زونكا قطعاتي از آلبوم جاده آبشارها را براي شروع فيلم زندگي رويايي فرشتگان كه برنده جشنواره كن هم شد، استفاده كرد. موسيقي فيلم آليس و مارتين ساخته آندره تشينه و آهنگ فيلمي از كريستين كرير نيز از آثار تيرسن جوان است، اما تنها پس از فيلم سرنوشت شگفت انگيز املي پولن بود كه آوازه جهاني پيدا كرد و براي برگزاري كنسرت به كشورهاي متعددي رفت. يان تيرسن داشت روي آلبوم پنجم خود به نام مفقود كار مي كرد كه ژان پير ژونه به او تلفن كرد و به او پيش نهاد هم كاري داد. يان تيرسن وقت كمي داشت، اما توانست با انتخاب قطعاتي از آلبوم هاي قبلي و آلبوم در دست كارش و نوشتن چند قطعه جديد، اثر خوبي به جاي بگذارد.
او براي آلبوم مفقود كه بيش تر اكسپرسينونيستي بود، از هنرمنداني چون دومينيك اِي دعوت به هم كاري كرد و از اركستر سمفونيك وين نيز استفاده كرد. يان تيرسن بعد از فيلم املي در سال ۲۰۰۳ براي فيلم بدرود لنين! ساخته كارگردان آلماني ولفگانگ بكر موسيقي ساخت و جديد ترين آلبومش را دو سال بعد در سال ۲۰۰۵ منتشر كرد و آن را بازيافته گان ناميد. او در اين آلبوم از صداي خوانندگاني چون ليزا فريسر ، جين بيركين و دومينيك اِي استفاده كرده است و با انتخاب نام بازيافتگان گويي آن چه را كه در آلبوم پيشين خود گم كرده بود، بازيافته است. تيرسن هم اكنون در پاريس زندگي مي كند و ترجيح مي دهد براي خودش كار كند و زياد درگير موسيقي فيلم نشود. او در اين رابطه مي گويد: من زياد به اين كار مايل نيستم. مي خواهم آزاد باشم و ازقبل مشخص نباشد كه چه كاري قرار است انجام بدهم. كارگردان از اين كار خوشش نمي آيد و من هم دوست ندارم كه كسي برايم خط و مشي تعيين كند . تيرسن معتقد است همه مي توانند موسيقي بسازند. او مي گويد: هر كسي مي تواند با توجه به امكاناتش كاري بكند. به ديگران گوش ندهيد و تلاش تان را بكنيد. با كمك نرم افزارهاي موسيقي آلبومي درست كنيد. وسايل تكنيكي و نرم افزارهاي آن چناني آن قدرها هم اهميت ندارند. امروزه با كامپيوتر همه چيز در دست رس است و هيچ مرزي نيست، همه مردم مي توانند موسيقي بسازند، عجله كنيد.
موسيقي يان تيرسن بر گفته ازتم هاي فولكلور و موسيقي ملي فرانسه است. علاقه خاص او به آكاردئون و سازهاي محلي به آهنگ هايش روح و حس فرانسوي مي دهد و آدمي را ياد موسيقي هاي خياباني و كافه هاي فرانسه مي اندازد. سادگي موسيقي اش فريبنده است؛ چرا كه خلاف ساختار ساده آهنگ و سادگي گوش فرا دادن به آن، پيچيدگي اي در احساس آن نهفته است.
تيرسن را از اين جهت با آهنگ ساز مينيماليست معروف فيلم پيانو يعني مايكل نيمن مقايسه مي كنند، تا جايي كه به او لقب مايكل نيمن فرانسوي داده اند. او خود در اين رابطه مي گويد: از كارهاي اوليه مايكل نيمن خوشم مي آيد، او با انرژي ديگري به سراغ موسيقي كلاسيك رفته و موسيقي اش بيش تر به راك نزديك است، اما به هر حال فكر نمي كنم كه موسيقي ما آن قدرها هم به هم نزديك باشد. بيش تر قطعات تيرسن كوتاه و ساده اند. او خود مي گويد: قطعات من كوتاه اند، چون دوست ندارم تِم هايم را توسعه بدهم. وقتي يك ملودي به ذهنم مي رسد، دلم مي خواهد همان طور دست نخورده بماند، براي همين يا آن را تكرار مي كنم يا به همان مقدار كه هست نگهش مي دارم و اگر غير از اين باشد هماني مي شود كه مي گويند: موسيقي براي موسيقي.
ايده اي داري و آن را به حداكثر ممكن طول و بسطش مي دهي، ممكن است اين روش هم جواب بدهد اما من اهلش نيستم. براي من ملودي مثل يك جمله ساده است يا حتي يك كلمه و من نمي دانم چه طور بايد يك كلمه را تشريح كرد. براي همين ترجيح مي دهم همان طور بماند و دستش نزنم.
او در باره موسيقي فيلم معتقد است: من نمي توانم قطعه اي بنويسم كه از قبل گفته باشند با صحنه اي جور در بيايد كه دختري در آن گريه مي كند. به من چه مربوط كه دختري گريه مي كند. من شايد يك قطعه اي نوشته باشم براي يك لحظه غم انگيز؛ اين قطعه به هر حال متعلق به احساس من است و خدا را چه ديديد، شايد با آن صحنه هم جور در بيايد.
منبع : سايت شخصي تيرسن گاردين، نوامبر ۲۰۰۵
**با تشکر فراوان از نازنین یار ارجمند آقای سعید کمالی دهقان که این مطلب و همچنین قطعات زیر را در اختیار سیاه مشق قرار دادند**
دریافت آهنگ اول
گروه نور
گروه نور در سال 1379 تاسیس شد که تجربه ای نو در ضمینه ی به کارگیری موسیقی آوازی ایرانی و اروپایی در کنار یکدیگر بود.گروه نور در ابتدا به اجرای موسیقی های چند آوایی(پلی فونیک)سده های 15 الی 17 اروپایی پرداخت و در ضمن، کاری مشترک با تلویزیون آرته فرانسه را تجربه نمود و به اجرای قطعات در محراب کلیساهای آذر بایجان غربی پرداخت که در سال 1383 پخش شد. گروه نور از اوخر سال 1381 فعالیت خود را بیشتر در زمینه ی ریشه یابی موسیقایی شرق و غرب معطوف کرد و با اضافه شدن ترکیب بندی سازهای ایرانی به بخش آوازهای اروپایی و ایرانی، شکل امروزی خود را به دست آورد.ضبط اولین آلبوم گروه نور(آلبا) در شهریور ماه 1383 در قلعه ی تاریخی اردشیر بابکان در فیروزآباد استان فارس صورت پذیرفت.
گروه نور میکوشد تا با بازآفرینی سنت های دیرین موسیقایی که در بطن آن انگیزه و منابع الهام مشابهی وجود داشته است، خاستگاه مشترک موسیقی شرق و غرب را بیابد
آهنگساز و تنظیم کننده: کریستف رضاعی
سماع
در نسخه ی اصلی "کتاب قرمز"دیر Montseratt به عبارت"a ball redon" اشاره شده است که به معنی رقص دوار است.متن این سروده،روایت ظهور روح القدس(جبرئیل) به حضرت مریم است که بشارت تولد حضرت مسیح را می دهد.
اشعار مولانا نیز که در وصف معشوق و وصال یار می باشد {... دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم ...} از لحاظ مضمون با سروده های لاتین شباهت دارد.از شاخص های این قطعه،به کارگیری ضرب آهنگ وبستر موسیقایی دوار و سماع در کنار یکدیگر است
تولد
مشرق زمین در آیین مذهبی مسیحیان همواره تقدس خاصی داشته است. روایات مذهبی مسیحیان که طلوع ستاره ای را در شرق نشانه ی تولد عیسی دانسته اند، دلیلی بر این مدعی است.
در این قطعه متن مذهبی لاتین با آوازی در دستگاه ماهور و دوبیتی های باباطاهر همراهی شده است که اشاره به معبود دارد. {بود درد مو و درمونم از دوست بود وصل مو و هجرونم از دوست...}
آهنگساز:حسین علیزاده
اجرا:گروه چکاد
سرپرست گروه:علیرضا جواهری
با همراهی هنرمند ارجمند بهمن رجبی