کتابی با عنوان دستور مقدماتی تنبک همراه با سیزده قطعه برای هنر جویان مبتدی تالیف وتنظیم محمد اخوان منتشر شد
.پس از مقدمه وشرح حال وطرز نشستن قسمت علائم،تصاویر وتوضیحات است ،همه حرکات به جز یک حرکت که آن هم واریاسیون یکی از حرکات می باشد ،همه متعلق به معاصرین وگذشتگان آقای اخوان است شیوه نگارش به صورت یک خطی برگرفته از مکتب بهمن رجبی است .توضیحی که باید گفته شود این است که از تجزیه ریزهای شانزده گانه رجبی حرکاتی استخراج شده است که درنفس خودشان ارزش ابداعی ندارند وبستگی به کاربرد تکنیک این حرکات ارزش ابداعی پیدا می کنند .یعنی تکنیک خام هستند که رجبی به صورت ریز از آنها بهره برده است ولی اخوان از تجزیه ریزها تکنیک استخراج کرده است .تعریف ریز در کتاب مرحوم حسین تهرانی به این صورت است که ریز ضربه هائی است که به طور آزاد وسریع در تنبک اجرا می شوند. در مکتب رجبی ریز حرکات منظم ،پی در پی وتوام با سرعت انگشتان دودست است. در این کتاب ضرباتی که با انگشتان دست بطور سریع وآزاد در تنبک اجرا شوند ریز نامیده می شود. اخوان تعریف مرحوم حسین تهرانی را کپی کرده است ودر تعریف مرحوم حسین تهرانی این ابهام وجود دارد که آزاد وسریع یعنی چه؟ موسیقی تابع قوانین ریاضی است لذا خواننده .باید در چارچوب ریاضی به ساز خودش ضربه بزند. خوب در اینجا آزاد مفهومی ندارد. آقای اخوان ریزهائی اضافه کرده اند که اختلاف تکنیک نواختن آنها با ریز پر وتیمپانی ساده فقط در به کار بردن نوک انگشتان وپشت ناخن ونرمه انگشت است .با اینحال اگر بپذیریم که اخوان سه حرکت با سه علامت جدید ابداع کرده است از کل 32 حرکت موجود یعنی9% متعلق به اخوان ومابقی حرکات وتکنیک های استفاده شده در این کتاب متعلق به معاصرین وگذشتگان بوده است .به سراغ بخش تمرینات این کتاب بیائیم
.درس ها از شماره 1 الی 99هستند (حالا چرا 99؟شاید حکایت به مانند حکایت کاروانسراها باشد! ) .در درس های 1 الی 50 نهایت تاثیر پذیری از کار آقای رجبی وجود دارد. .نویسنده ریتم های موجود در کتاب آقای رجبی را به فرم مقدماتی نوشته است یعنی از محتوای قطعات کتاب اول آقای رجبی (ابتدائی ومتوسطه ) میزان هائی برداشت کرده و به صورت ساده برای هنرجویان مقدماتی نوشته است. اما میزانهای برداشت شده باز هم مقدماتی نیستند ولی چون گزینش جذابی برای هنر جو است. لذا هنرجو تادرس 50مسیری نه چندان منطقی ولی سخت و شیرین را می پیماید. ولی یک دفعه در درس پنجاه به علامت ریز برخورد می کنیم .جهش از درس های قبل از پنجاه به درس پنجاه به هیچ وجه اصولی نیست وضعفی جدی ناشی از عدم آگاهی کافی وهمچنین برداشت ناصحیح از ریز ایجاد نشده است. فرم نوشتار از این به بعد مقدماتی نیست .مثلاً در درس 59 اگر ریزها را به صورت سه لاچنگ اجرا کنیم ریتم آن از صفحه 27،28،29،30کتاب آقای بهمن رجبی استخراج شده است که اینجا عکس کاری را کرده اند که در 50 درس قبل انجام داده اند .از درس های 50 الی 75 نویسنده ی می خواهد حجم زیادی مطلب را به هنرجو بیاموزد وکتاب از فاز مقدمات به کلی خارج می شود وبه نظر می رسد کلاف موضوع از دست نویسنده خارج شده است .در بررسی از درس 75الی 84 در می یابیم که نویسنده ریز پر و بشکنی را تکمیل شده محسوب می کند وبه دنبال ریز تیمپانی است و در تمرین هائی که در اینجا ارائه شده ( وبه هیچ وجه کافی نیست) این ابهام آشکارتر می شود که آیا محمد اخوان درک کافی از ترتیب ونظم آموزش مطالب به هنرجو وچگونه تنظیم کردن مطالب دارد یا خیر ؟ مثلاً درس 86به کلی غلط است، زیرا چنین چیزی را نمی توان نواخت (الا آنکه مقصود گلیساندو باشد .واگر منظور از درس 86 آموزش گلیساندو است روش صحیح آن را دنبال نکرده اند!در ادامه این موضوع آشکار می شود که آقای اخوان از همان جائی که قطعاً کتاب آموزش تنبک بهمن رجبی است ، در بعضی جاها با مهارت و به جا کپی کرده اند ودر بعضی جاها ناشیانه وبدون درک صحیح
. درس 89عیناً 10میزان از قطعه ای از دوره عالی بهمن رجبی است درس 90مربوط به دوره عالی این مکتب است. چهار میزان از درس 93از دوره ابتدائی است .درس 99اجرای نت دو بر سه را از هنرجوی مقدماتی که به فرض شش ماه کار کرده می خواهد ومربوط به دوره عالی برداشتی از ریتم های مطربی مکتب رجبی است و...تاثیر پذیری از یک مکتب سقفی دارد وحدی
. اگر از این سقف وحدود گذشت وضمناً واضح شد که بدون آگاهی ودرک از محتوای آن مکتب است دیگر موضوع کپی کردن وسرقت مطرح می شود .باید ببینم یک نویسنده چند در صد خودش است و چند درصد بقیه ، تا بگوئیم دارای ایده ی مستقل است یا متأثر از دیگران شده . وقتی سیستم نت نویسی در کتاب مزبور بدون اینکه اشاره ای به آن شود که متعلق به بهمن رجبی است و 90 درصد حرکات و تعداد زیادی از درس های این کتاب از مکتب رجبی است ، پس بحث تأثر پذیری به کلی منتفی است ، تقلید هم که نکرده اند ( به قول انتشارات آذر پویا تجارب ارزشمند خویش را در قالب کتاب گنجانده اند) ، پس خوانندگان محترم خودتان بگوئید ایشان چه کرده اند ؟ ؟ به نظر من آقای محمد اخوان نادانسته سرقت کرده اند ولی بهر حال سرقت کرده اند.دردناک تر از سرقت این است که ایشان بدون اینکه نامی از بهمن رجبی ببرند و با تقدیم کتاب شان به روح شادروان حسین تهرانی سعی در یابو آب دادن و به کوچه علی چپ زدن کرده اند
.چرا چنین کرده اند ؟!جواب این است اوایل دهه شصت مهدی آذر سینا
( کمانچه نوازی که خودش را در ریتم کمر باریک تر از کامبیز روشن روان می داند ) اخوان را به آقای بهمن رجبی معرفی می کند و محمد اخوان یک هفته ای میهمان رجبی در تهران بوده اند و ایشان کتاب دستنویس شامل دوره ی ابتدائی متوسطه عالی را به او هدیه می دهد و در پی آن بهمن رجبی یک هفته ای میهمان محمد اخوان در تبریز بودند و ارتباط آنها تمام می شود.دهه شصت روزگاری است که خیلی ها حتی به خاطر فروختن روزنامه در سر چهار راه شکنجه و زندانی شدند و ... و بنا به پیش بینی امثال محبی و اخوان ، حذف فیزیکی بهمن رجبی در آن دوران قطعی بوده بنابراین سرقت از کتاب رجبی بر ملا شدنی نیست و لزومی به یادی از بهمن رجبی نیست که نیست ...... ( ادامه دارد)
محمد علی برجیان بروجنی

کنسرت ایران دیار کهن(۱۱ و ۱۲ خرداد)
گروه موسیقی دانشگاه امیر کبیر
سرپرست:جواد بطحایی
خواننده:علیرضا مهدی زاده
تصنیف فدای ایران را از اینجا دانلود کنید
فرستنده:sinateta@yahoo.com
مکن دراین چمنم سرزنش به خود رویی چنانکه پرورشم داده اند می رویم
پرورش به دنبال آموزش درهر موردی چه اخلاقی،عقیدتی،فنی وحرفه ای یاهنری امریست بدیهی واجتناب نا پذیر،یعنی همان طور که آموزش می دهیم یا آموزش می بینیم پرورش می کنیم و پرورش می یابیم .
آموزش پذیر تحت تأ ثیرچگونه آموزش دیدن و چه چیز را آموختن، پرورش می یابد و همان دانسته ها و آموخته ها را به دیگران آموزش می دهد و آن اشخاص را می پروراند . چون هر آموزش دهنده ای ممکن است صلاحیت آموزش نداشته باشد و مورد آموزش نیز ممکن است مقبول و تایید شدۀ دارندگان علم و آگاهی آن مورد نباشد پس هر آموزش دیده و پرورش یافته ای نمی تواند و نه باید آموزش و پرورشش را دلیل بر مزیت و حسن کار خود تلقی کند چرا که او فقط آموزش دیده و پرورش یافته است حالا چه چیزرا و چگونه ؟ این بحثی است سوای این حرف ها که متأسفانه کمتر به آن توجه می شود چون کارهای خلاف هم یا مستقیما آموزش داده می شوند یا غیر مستقیم در اجتماع از حرکات و کار های دیگران به شخص یا اشخاص منتقل می شوند و آموزش می بینند و پرورش می یابند.پس منظور ازآموزش دیدن روش صحیح و منطقی هرامری است که بر اساس آن پرورش صحیح نیز بیابیم وبتوانیم دانسته های صحیح خودرابه دیگران بیاموزیم وآنان را بپرورانیم .
منظور بنده فلسفه بافی در مورد آموزش و پرورش نیست می خواستم با این مقدمۀ کوتاه بپردازم به آموزش موسیقی به طور اعم وآموزش تنبک به طور اخص و از مراجع ذی الصلاح بخواهم که در این آشفته بازار فکری کنند تا آشفته تر نشود .
چند سالی است خانۀ موسیقی در ازای بیست هزار تومان و یک امتحان نمایشی کارت مربی گری (اصطلاحی که خود دارندگان کارت به کار می برند ) صادرمی کند در صورتی که این کارت حتی نمی تواند کارت نوازندگی باشد چه رسد به مربی گری . نمی تواند کارت نوازندگی باشد ، چونکه امتحان دهنده نهایتا یک دقیقه بداهه نوازی می کند و چند میزان هم از کتابی انتخاب می شود و از اومی خواهند که بنوازد.همان طور که می دانیم تنبک نوازی ابعاد مختلف دارد، ازجمله : تک نوازی ،دو نوازی(که دو نوازی تنبک با ساز های بادی مثل نی و سازهای کششی یا آرشه ای مثل کمانچه وسازهای مضرابی مثل سنتو وتار باهم فرق می کند)و گروه نوازی اعم از گروه تنبک یا گروه سازهای مختلف، پس در این چند دقیقه نمی تواند چگونه و درچه حد نوازنده بودنش را به اثبات برساند تا برایش کارت نوازندگی صادر شود. اما چرا به طور کل این کارت ، نمی تواندکارت مربی گری باشد ؟به این دلیل که هیچ وقت آقایان ممتحن از متقاضیان، امتحان مربی گری نگرفته اند به این صورت که از آن ها پرسیده نمی شود شما چه کتابی را و در چه مقطعی می خواهید تدریس کنید؟و بعد از همان کتاب ودر حد همان مقطع از او بخواهند تا به ممتحنین مثل یک شاگرد درس بدهد یعنی توضیحات کافی و وافی را برای درس ارائه دهد،آن را با شماره ودور کند بنوازد ودر آخر با تمپوی اصلی اجرا کند ضمنا به سوالات تئوری نیز بتواند جواب صحیح و کافی بدهد اگر به نحو احسن از عهدۀ کار برآمد برایش کارت مربی گری تا همان مقطع صادر کنند ، نه اینکه طبق روال نا صحیح و غیر منطقی از او بخواهند تا تنبک بنوازد ویا نهایتا کمی هم بخواند و بنوازد که این ها هیچ کدامش به امر آموزش ارتباطی ندارد. خواندن و تنبک نواختن ممکن است برای نوازندگی لازم باشد اما در تدریس تنبک چه کاربردی می تواند داشته باشد؟ اگر شخصی در تمام ابعاد تنبک نوازی که ذکرشدتسلط و تبحرکافی داشته باشد وخوب هم بتواند آموزش دهد ولی یک بیت شعر هم از حفظ نداشته باشدتا بخواند، یا مثلا لکنت زبان داشته باشد آیاحق داشتن کارت مربی گری را نداردو نباید تدریس کند ؟ آیااز یک متقاضی در رشتۀ آوازهم بعد از ارائه گوشه و ردیف خواسته شده است که کمی هم تنبک بنوازد و بخواند در صورتی که ضرب شناختن لازمۀ کار خواننده است و اگر از او خواسته شود تنبک بنوازد کار چندان بی ربطی صورت نگرفته است.
دارندگان کارت مربی گری تنبک با همین روال نا صحیح ، پس از اخذ کارت،هر کتابی در هرسبک و مکتبی رابه هر روش و سبک و سیاقی که دوست دارند تدریس می کنند به صرف اینکه« این منم طاووس علییین شده » امتحان داده ام وکارت مربی گری گرفته ام .
چه به جاست که شورایی از مراجع و افراد با صلاحیت در موسیقی (بیشتر منظورم تنبک است ) تشکیل شود و کتاب هایی در دو مکتب موجود تنبک نوازی (مکتب مرحوم تهرانی و مکتب رجبی) را انتخاب و رسما برا ی تدریس قرار دهند تا مدرس کارت گرفته مثلا کتاب مرحوم تهرانی را آن هم به شیوۀ غلط قبل از کتاب آقای رجبی درس ندهد یا هر کس به قول معروف ساز خودش را بزند و هرچه راحت الحلقوم تراست پشت سر هم درس بدهد و دست آخرهنر جو را با ابطال وقت گرانبها به هیچ کجا نرساند و به دلیل این که خودش دوره های بالاتر را کار نکرده همیشه هنرجو را در همان کتاب هایی که تعدادشان هم کم نیست نگه دارد و چند ماهی یک بار به بهانۀ بهتر زدن به اصطلاح دوره کند.
افرادی که مستقیما از مراجع اصلی هر مکتب یا سبکی یا از هنر آموزان با صلاحیت که از طرف آن مراجع تایید شده اند آموزش ندیده و پرورش نیافته اند نه باید و نه میتوانند دست به تدریس کتاب های آن ها بزنند. کتاب آقای اسماعیلی چون ادامۀ کتاب مرحوم تهرانی است و درهمان مکتب نوشته شده است باید در زمینۀ خودش تدریس شود و کتاب های آقای رجبی نیز در زمینۀ خودش ، ضمنا نباید از متقاضیئی که می خواهد تمام یا قسمتی از کتاب آقای رجبی را برای تدریس انتخاب کند در امتحان گرفتن از آقای اسماعیلی یا شاگردان ایشان کمک گرفت زیرا ایشان به دلیل متفاوت بودن مکاتب از عهدۀ چنین کاری برنمی آیند ،بهتر است که در جمع ممتحنین از هر دو مکتب افرادی با صلاحیت باشند تا به همان روال که عرض شد از متقاضی امتحان گرفته شود .
وقتی چنین شورایی نیست که ناظر برامر آموزش و کتاب های آموزشی باشد و هیچ اداره و ارگانی نیز نیست که نظارت بر کلاس های آموزش موسیقی داشته باشد همه چیز با هم مخلوط می شود ، بشکن های کتاب آقای رجبی حذف یا تغییر می کند، اشارۀ مرحوم تهرا نی به کل حذف می شود و اشارۀ دیگری جاگزین می شود، توجهی به زیرنویس های کتاب آقای رجبی نمی شود و دستورات آن را که لازمۀ تدریس در هر درسی است به کار نمی گیرند، ریزهارا تغییر می د هند و ده ها اشکال دیگر،و بر همین اساس غلط ونا صحیح آموزش می دهند و پرورش می کنند چرا که خودشان نیز به همین منوال آموزش دیده اند و پرورش یافته اند و پرورش یافته گان امروز همان آموزش دهندگان فردا هستند و این آشفته بازار در نظام آموزشی تنبک احتمالا باقی خواهد ماند .
کریم طاهری
آواي برگ ريزان تحت نظر پرويز مشكاتيان و ميلاد كيايي و به نوازندگي محسن غلامي در هفته آينده به بازار موسيقي سنتي مي پيوندد.
محسن غلامي، كه تك نوازي سنتور اين اثر را بر عهده دارد در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اعلام اين خبر افزود: آواي برگ ريزان در دستگاه هاي شور، نوا و دشتي به صورت تلفيقي اجرا شده كه اجرايي كاملا متفاوت دارد.
وي ادامه داد: در اين اثر دستگاه شور با نت مي آغاز شده كه پيش از اين در سنتور كمتر سابقه داشته است، دستگاه شور كه معمولا با سنتور 12 خرك اجرا مي شود در اين مجموعه با سنتور 9 خرك اجرا شده است.
غلامي به ريتمهاي متنوع آواي برگ ريزان اشاره كرد و گفت: در قطعات مجموعه حاضر مي توان همزمان ردپاي چنداثر از اساتيد مختلف را يافت كه از تكنيكهاي مختلف در آن استفاده شده و همچنين اغلب قطعات در كوك خاص، فضاهاي متنوع و گوشههاي مختلف نواخته شده است.
یادآور می شود، تك نوازي آواي برگ ريزان در قالب لوح فشرده در استوديو چكاد ضبط شده و با مديريت علي رستميان توسط انتشارات چهارباغ طي هفته آينده منتشر مي شود./
| http://www.yjc.ir/news/PrintPages.aspx?NewsID=51624 | |||||